اعلام برنامه عمل “نه! به همه مظاهر نوبنیادگرایی” در مراسم 8 مارس

میدان زنان

عصر دوشنبه 19 اسفند و به مناسبت 8 مارس، روز جهانی زن، نشست اعلام برنامه عمل “اعتراض به همه مظاهر نوبنیادگرایی” با حضور بیش از صد نفر از فعالان جنبش زنان، از تهران و شهرستانها، وکلا، روزنامه نگاران، هنرمندان، زنان ورزشکار و فعالان جنبش های مدنی در زیرزمین خانه ای در تهران برگزار شد.

در ابتدای این نشست، اسلایدشو “نه! به همه مظاهر نوبنیادگرایی” با عکسهای مریم مجد پخش شد.

پس از آن شادی صدر، عضو گروه میدان زنان، برنامه عمل “اعتراض به نوبینادگرایی” را با تعریفی از بنیادگرایی آغاز کرد. ببه زعم او، بنیادگرایی، پدیده یا روند یا جنبشی سیاسی با دستورات مذهبی، قومی و یا ملی است که نسخه واحدی از یک هویت جمعی را به عنوان تنها حقیقت معتبر و موثق می سازد و از آن برای تحمیل قدرت و اقتدار خود بر دیگر کسانی که در آن حوزه زندگی می کنند استفاده می کند. او به این موضوع اشاره کرد که بنیادگرایی، یک پدیده جهانی است که فعالان جنبش زنان در همه جای دنیا با آن مبارزه می کنند چون بنیادگراها در همه جای دنیا جسم و ذهن زن را هدف گرفته اند. اما در ایران، ما با اینکه از بعد از انقلاب، با بنیادگرایی مذهبی مواجه بوده ایم، اما کمتر آن را با نام واقعی خودش خطاب قرار داده ایم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: زنان در ایران به طور مدام تحت تاثیر دو نظام قدرت مردسالاری و بنیادگرایی مذهبی هستند که از یکدیگر مشروعیت می گیرند و همدیگر را بازتولید می کنند.

شادی صدر ضمن بیان اینکه بنیادگرایی مذهبی در ایران همیشه وجود داشته و تنها به دلایل سیاسی، گاهی کمرنگ تر شده است و بنابراین نباید فکر کنیم که اگر فرضا دولتی برود و دولت دیگری بیاید، مساله ما با بنیادگرایی به پایان می رسد، خاطر نشان کرد: در عین حال ما از چند سال پیش به این طرف، با موج جدید بنیادگرایی مواجه هستیم که دومین عقب گرد گسترده پس از عقب گرد در زمینه حقوق زنان پس از انقلاب است.

او با تشریح اینکه پروژه نوبنیادگرایان همه ابعاد زندگی زنان را در بر می گیرد، اضافه کرد: گروههای مختلف جنبش زنان، به مصادیق مختلف این روند فزاینده مثل لایحه حمایت خانواده، طرح سهمیه بندی جنسیتی و طرح امنیت اجتماعی اعتراض کرده اند بی آن که آن را به صورت یک کل ببینند و اعتراضات خود را به کل پروژه بیان کنند؛ درست مثل داستان فیلی در تاریکی که هر کسی بخشی از آن را می دید و براساس آن، قضاوت می کرد که فیل، مثلا شکل خرطوم است یا پا. ما فکر کردیم آنچه بهش احتیاج داریم یک نخ تسبیح است که نه فقط همه اینها را به هم ربط دهد، مبارزات پراکنده ما را یکجا کند و تاثیر آن را بیشتر کند.

شادی صدر در نهایت برنامه عمل اعتراض به همه مصادیق نوبنیادگرایی را به عنوان برنامه ای که هدفش اعتراض به کل روند بازگرداندن زنان به صد سال قبل است، چنین معرفی کرد: در ابتدا ما نگرانی های زیادی داشتیم، نگران بودیم مردم با این موضوعات ارتباط قرار نکنند یا اینکه فعالان جنبش زنان به ما بگویند اینها مسائل فقط بخشی از زنان روشنفکر است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم قبل از آن که کار را شروع کنیم، با همان ایده های اولیه و خام به سراغ زنانی برویم که ما به آنها رهبران محلی نام داده ایم. زنانی که در تهران و شهرستانها هر یک به اقتضایی در میان مردم مشروعیت دارند در میان آنها. هر یک از ما با چند نفر از این زنان مصاحبه های مفصلی انجام دادیم و نظراتشان را درمورد مصادیق نوبنیادگرایی جویا شدیم. بیشتر آنها در ابتدا موضوع را باور نمی کردند اما وقتی بروشور “خوابی که برایمان دیده اند…” را که حاوی اخبار روزنامه ها و واقعیات موجود است دراختیارشان می گذاشتیم، به قدری با موضوع ارتباط برقرار می کردند و خشمگین می شدند که می خواستند بلافاصله اعتراض را شروع کنند.

وی افزود: تجربه موفق کارت پستالهای اعتراضی به لایحه ما را به این نتیجه رسید که این بار هم می توانیم براساس آن الگو جلو برویم. به خصوص اینکه بیشتر کسانی که با آنها مصاحبه می کردیم قبلا در آن تجربه چیزهای بسیاری را آموخته بودند. بنابراین ایده اولیه ارسال کارت ها با نظرات آنها تکمیل شد و برای گروههای اجتماعی مختلف، شعارها و طرحهای متفاوت طراحی شد. موارد پشت کارتها البته یکسان است اما افراد می توانند همه یا بعضی از موارد را تیک بزنند. براساس این طرح که هدفش متوقف کردن روند نوبنیادگرایی در ایران و بازگرداندن زنان به خانه است، ما با همه مظاهر آن مبارزه می کنیم. این مظاهر متنوع و گوناگونند و حوزه های مختلفی از زندگی ما را در بر می گیرند، همینطور ممکن است هر روز به آن اضافه شود. مثلا دخترانه پسرانه کردن کتابهای درسی را تا مهر امسال یا همین دیروز وزیر اموزش و پروروش طرح اندرونی و بیرونی کردن مدارس دخترانه را که البته در بروشور نیست؛ به همین دلیلی که جدید است. بنابراین، اینها همه ش تغییر می کند. استراتژی اولیه ما آگاه سازی عمومی است ؛ کارتها و بروشورها به طور هم زمان هم ابزار آگاه سازی اند و هم ابزار ابراز اعتراض. بنابراین، آگاهی در اینجا فورا به عمل جمعی می انجامد. امضا کنندگان کارتها آنها را به مقامات مختلف از رییس جمهور و رییس مرکز مشارکت زنان گرفته تا نیروی انتظامی و نمایندگان مجلس ارسال می کنند. با این همه این استراتژی می تواند همیشگی نباشد و بسته به بازخوردی که بگیریم، گام بعدی و استراتژی بعدی مشخص خواهد شد.

وی در پایان از همه حضار خواست به اعتراض به همه مظاهر نوبنیادگرایی” بپیوندند و با امضا و ارسال کارتها و پخش کردن آن در میان مردم، جمع کردن نامه های آنان برای مقامات درباره موضوعات مطرح شده در بروشور “خوابی که برایمان دیده اند…”، قدم اول را در این زمینه بردارند.

شادی صدر در خاتمه گفت: روند بازگرداندن زنان به صد سال قبل، آنقدر بزرگ و فزاینده و پرسرعت است که مبارزه با آن انرژی و توان تک تک ما را می طلبد.

پس از آن، چهار نفر از زنانی که در یزد، تهران و همدان، در جریان پخش کارت پستالهای اعتراضی به لایحه حمایت خانواده، فعالیت قابل توجهی کرده بودند، تجربیات، استراتژی ها و ملاحظات خود را با حضار در میان گذاشتند.

یاسمن دادور، فعال سازمانهای غیر دولتی در یزد در بخشی از صحبتهای خود گفت: در ابتدا ما تعداد حدود 30 -40 کارت اعتراض به لایحه حمایت خانواده را به شهر خودمان بردیم و آن استقبال اولیه خیلی استقبال خوبی بود. بعد ما خودمان چاپخانه ای پیدا کردیم که به طور مجانی این کارتها را برایمان چاپ کرد. حدود 300-400 تایش را برای خودمان نگه داشتیم و بقیه اش را فرستادیم تهران. ما گروهی در شهر خودمان داشتیم که کارهای مختلف از جلسات فیلم دیدن و کتابخوانی گرفته تا کارگاههای آموزشی انجام می داد. ما کارت را در آنجا پخش کردیم و اعضا در وهله اول شروع به پخش کارتها در بین دوستان و فامیل و دانشجوها در دانشگاه کردند. بعضی از مغازه هایی هم که با آنها آشنا بودیم، کارتها را در آنجا گذاشتیم که توزیع کنند. به طور مشخص، یک کافی نت و یک خیاطی زنانه بود. اما کار اصلی را ما امسال شروع کردیم زمانی که لایحه قرار بود در صحن علنی مجلس تصویب شود. این بار منسجم تر عمل کردیم: گروه گروه شدیم و رفتیم پارک زنان، ورزشگاهها، مهدکودکها که صبح زنان بچه هایشان را می گذاشتند، و کار می کردیم.

وی افزود: واکنشهای مردم خیلی خوب بود اما موضوع جالب توجه، بی اطلاعی عمومی بود. مثلا در یک مهدکودک که دو سه روز کار می کردیم، بیشتر مادرها خانمهای پزشک بودند اما هیچکدام اطلاعی نداشتند. اما برخوردها فوق العاده بود، نه تنها کارت ها را امضا می کردند بلکه از ما تعداد بیشتری مطالبه می کردند که در مطب یا بیمارستان امضا بگیرند. و در یک کلینیک مشاوره هم خانمهایی که خودشان تجربه صیغه یا چند همسری را داشتند تجربه شان را نوشتند و برای نمایندگان فرستادند. وقتی در پارک یا اماکن ورزشی صحبت می کردیم با مردم، اکثر مخاطبین ما را زنهای مذهبی و سنتی تشکیل می دادند. آنها خیلی استقبالشان خوب بود. خود من به شخصه با دو یا سه مورد مخالفت بیشتر برخورد نکردم. ما حتی حمایت مردها را داشتیم؛ مردها دون شان خودشان می دانستند این داستان صیغه و چند همسری را.

مژگان دستوری، محقق و عضو هیات های مذهبی زنان دیگر سخنران بود که گفت: ما وقتی کارتها را پخش می کردیم، استقبال مردها خیلی بیشتر بود چون احساس می کردند تعدد زوجات و صیغه شان آنها را آنقدر می آورد پایین که فقط در حد روابط جنسی تنزل می دهندشان.

او افزود: ما با این کارتها می خواهیم پشتوانه مردمی را جلب کنیم. برای جلب پشتوانه مردم باید یادمان نرود که همه مردم، ته ذهنشان اعتقادات مذهبی دارند. من در این هیاتهای مذهبی خیلی چیزها را در مورد مردم یاد گرفتم. من جایی می رفتم که خانمهایی که از توی هیات در آمده بودند و اصلا مذهبی بودنشان محل تردید نبود، وقتی برخی از مواردی را که در کارتها نوشته شده بود توضیح می دادم خیلی استقبال می کردند و خیلی فمینیست تر از ماها تاکید می کردند که اگر جایی خواستید تظاهرات کنید، ما هم می آییم! اما متاسفانه در خود دانشگاه، می دیدم یک زن جوان که اصلا به ظاهرش نمی خورد که مذهبی باشد، وقتی مسائل حقوق زن را با او مطرح می کردم می گفت: نه خانوم! اینها آیه قرآن است، نمی شود حرفی رویش آورد! حالا من باید اول توضیح می دادم که اینها مسائلی است که به تاریخ و جغرافیا مربوط می شود، باید اصلا فلسفه قوانین را توضیح می دادم و… بنابراین من می خواهم کارت ها با توجه به ادبیات قشری که دارید در میان آنها توزیع می کنید تدوین شود. مثلا یکسری کارت مختص هیاتهای مذهبی جنوب شهر که همه سنتی هستند و مساله شان این است که حاج آقاهاشون اهل صیغه اند یا چند تا زن دارند، درست شود. در حالی که مثلا مساله دانشجوی جوان ممکن است این نباشد؛ مساله اش جداسازی دختر و پسر باشد. بنابراین به نظرم باید زمینه فرهنگی جایی را که می خواهیم در آن کارتها را توزیع کنیم تشخیص دهیم.

دستوری در پایان پیشنهاد داد: باید روی کسانی که کارتها را امضا می کنند، نظراتی که پشت آنها به عنوان نظرات خود می نویسند، با کمک گرفتن از جامعه شناسها، کار تحقیقی شود که مطمئنا نتایج مفیدی از آنها به دست می آید.

آمنه رضایی، فرهنگی بازنشسته که عضو گروهی بود که در همدان، کارتهای اعتراض به لایحه حمایت خانواده را توزیع کرده بود، درباره تجربه این گروه چنین توضیح داد: ما چون قبلا در زمینه حقوق زنان و امضا جمع کردن برای کمپین یک میلیون امضا فعالیت کرده بودیم، وقتی کارتهای اعتراض به لایحه به دستمان رسید، زمینه اش را داشتیم و موفق شدیم. اولین بار، زمانی بود که ما برای خانم ژیلا بنی یعقوب در شهرمان مراسمی گرفتیم و همان جا کارت ها را هم تقسیم کردیم. به دلیل فضایی که وجود داشت بعضی از خانمها حتی می ترسیدند کارتها را امضا کنند و حتی یکی از خانمها کارتی را که امضا کرده بود شبانه و مخفیانه آورد دم خانه ما! به هر حال با همه سختی هایی که داشت، ما توانستیم این کارتها را در جاهای عمومی و حتی اتوبوس های بین شهری که مسافرت می کردیم توزیع کنیم. در نشستی که در شیراز داشتیم و مجمع زنان اصلاح طلب برگزار کرده بود هم کارتها را به شیراز بردیم.

وی ادامه داد: خاطره جالبی که من در زمان توزیع کارت ها یادم می آید این بود که یکی از اقوام ما دو تا زن گرفته بود و بعد از شش سال خانم اولش متوجه شده بود، عید بود و همه خیلی ناراحت بودیم. بچه هفت ساله این خانم، در دید و بازدید عید به من گفت: می شه یکی از این کارتها رو بدی، من هم می خواهم بفرستم برای مجلس؟ و این بچه هفت ساله خیلی در آن موقع مرا متاثر کرد.

آخرین سخنران، شهلا فروزانفر، عضو گروه مادران صلح بود که گفت: زمانی که در یکی از جلسات ما که معمولا حدود 40 تا 50 نفر در آن حضور دارند کارتها دستمان رسید، همه خیلی شوق و ذوق نشان دادند که چه ابتکا جالبی! بعد کارت ها را تقسیم کردیم و در جاهای مختلف مثل تاکسی، با خانمها حرف می زدیم و کارتها را بهشان می دادیم و خیلی استقبال کردند.

وی درباره ویژگی های کارتها گفت: جامعه امروزی، جامعه ای پیچیده است بنابراین هر کنشی که ما می خواهیم داشته باشیم باید تابعی از آن پیچیدگی ها باشد. بیان یک خواسته که در پنجاه سال پیش به راحتی ممکن بود دیگر به این راحتی ها نیست. بیان باید خلاق باشد، کوتاه باشد، گویا باشد، آسیب پذیری را به حداقل برساند و تاثیرگذار باشد و این تاثیرگذاری، استمرار داشته باشد که این کارت این ویژگی ها را داشت. این کار، نو بود چون ما کارت تبریک را برای بیان مهرمان می فرستیم و پاسخی هعم طلب نمی کنیم، کارت عروسی و کارت تولد و حتی اخیرا کارت چهلم در فرهنگ ما هست که دعوتی را می رساند، می گوید بیایید، من به شما نیاز دارم. و نکته آخر اینکه آسیب پذیری را به حداقل می رساند چون مشارکت عمومی جامعه را جلب می کرد و هرکسی خودش می توانست امضا کند و پست کند.

پس از سخنرانی ها، فیلم “بگو نه! به لایحه حمایت از خانواده” به نمایش درآمد که مستندی است از مبارزات فعالان جنبش زنان علیه لایحه حمایت خانواده. این مستند 43 دقیقه ای را محبوبه عباسقلی زاده کارگردانی و علی حسین نیا تدوین کرده است.

در پایان برنامه، شرکت کنندگان، با استقبال از کارت پستالهای اعتراض به مصادیق نوبنیادگرایی، تعداد زیادی از آنها را با خود برای آگاهی دادن به مردم و ابراز کنشهای اعتراضی آنان تحویل گرفتند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *