زن اول ايران براي چهارسال آتي؟در باره زهرا رهنورد

روزآنلاین

مازيار رادمنش

با قطعيت يافتن حضور ميرحسين موسوي در انتخابات رياست جمهوري سال 88، اطرافيان وي نيز به تکاپو افتاده اند. ‏دکتر زهرا رهنورد، آخرين فردي است که در حمايت از همسرش وارد گود مبارزات تبليغاتي شده است. چهارشنبه 19 ‏اسفند ماه، زهرا رهنورد با انتشار يادداشتي در سايت کلمه با عنوان “زنان؛ رفع تبعيض و انتخابات دهم رياست ‏جمهوري” وارد صحنه انتخابات شد‎.‎‏ وي در اين مقاله مي نويسد: “تجربه پيچيده انتخابات نشان مي دهد که در هنگامه ‏شور و شوق انتخابات و شعارهاي مربوط به جذب راي، زنان، شهروند درجه يک محسوب مي شوند و نيمي از ‏جمعيت!! اما پس از فرو ريختن آب ها از آسياب ها، يکباره به شهروند درجه دو و سه سقوط مي کنند، فراموش مي ‏شوند و حتي به مصداق “طاعت از دست نيايد گنهي بايد کرد”، خود و کيان خانوادگي آنان در معرض آسيب هايي قرار ‏مي گيرد که محصول نابرابري طلبانگي فرهنگي و ترتيبات لايحه نويسي قانون گزاريست که نمونه بسيار بارز و بدخيم ‏آن، معرکه همسر دوم و لابد.‏‎.. ‎است که خوشبختانه توسط مجلس و قوه قضاييه فعلا مسکوت مانده و اميدوارم با لوايح ‏مکمل!! دوباره مطرح نشود‎.‎‏”‏

او در بخش بعدي نوشته اش رفع تبعيض بر محملي قانوني از سوي مجلس را خواستار شده و مي افزايد که براي ‏رسيدن با جامعه اي کرامت مند که فقط در فضاي باز و آزاد ميسر خواهد بود، بايد به نحوي ديگر عمل شود؛ پيوستن به ‏کنوانسيونهاي بين المللي زنان در جهت رفع تبعيض، رفع تبعيض در توزيع مشاغل و مديريت ها، رفع تبعيض در ‏قوانين و ترتيبات قانوني در قلمرو و حقوق زن در خانواده و در جامعه مدني و جزا و ديات و نظاير آن، رفع تبعيض ‏در نگاه به جايگاه زن در جامعه مدني و قلمرو عمومي و ايجاد فضاي آزاد، از جمله مواردي است که رهنورد در مقاله ‏اش آنها را برنامه اي در جهت حمايت از حقوق زنان در دولت بعدي مي داند.‏

‎‎زهرا رهنورد کيست؟‎ ‎

زهرا رهنورد سال 1324 در خانواده اي مذهبي-‏‎ ‎نظامي و در تهران متولد شد. برخي منابع وي را متولد 1329-30 ‏در دو شهر تهران و بروجرد اعلام کرده اند. اصليت پدر وي بروجردي است، اما آنچه که روشن است، در دانشگاه ‏جنگ تهران آن زمان مشغول به کار بوده و سمت استادي داشته است. اين زمان مقارن با به دنيا آمدن زهرا رهنورد ‏است. وي درباره پدرش مي گويد: “شغل پدرم كه يك نظامى معترض و ناسازگار با رژيم بود نيز سبب شد تا حضور ‏در جاده‏هاى صعب و گردنه‏ هاى هولناك و شهرهاى مختلف، مرا آماده يك زندگى پر فراز و نشيب كند‏‎.‎‏” مادرش خانه ‏دار بود و طبع شعري نيز داشت. او از سوي خانواده مادر سادات است و از اقوام نزديک نواب صفوي محسوب مي ‏شود. خانواده مادري رهنورد خانواده اي مذهبي بودند به طوري غير از مادر، خاله اش نيز با معناي تمامي مفاتيح جنان ‏آشنا بود.


‎‎رشد در خانواده اي تحصيلکرده‎‎‏


او اما معلم دوران کودکي خود را مادربزرگش مي داند که هم وي را با اصول دين آشنا کرده و هم اشعار سعدي را ‏برايش زمزمه مي کرده است. او در اين باره مي گويد: “شخصيت من تحت تأثير سه زن، ابتدا مادربزرگ استثنايى ‏ام، ‏مادر و خاله ‏ام ساخته شد. “مادربزرگ” به سه زبان سخن مى‏ گفت و من مخاطب بودم و بايد مفهوم را درمى‏ يافتم. ‏زبان قرآن و روايات، زبان حافظ و سعدى و مولوى و زبان ضرب‏المثل. “مادر”‏‎ ‎مهربانم كه با شجاعت، سلحشورى، ‏آزادى ‏خواهى و فداكارى بخش ديگرى از شخصيت مرا ساخت. خاله كه مظهر دانش بود، او تحصيل‏كرده و فرانسه‏ دان ‏بود. دبير ادبيات فارسى و فرانسه و از همه مهم‏ تر او مادر نخستين استاد من اكبر اميرنظام (شاگرد استاد كمال ‏الملك) ‏بود. اميرنظام خط، مينياتور، نقاشى آب‏رنگ، رنگ روغن و بخشش و بزرگى را خوب مى ‏دانست‎.‎‏”‏

پدرش مدتي بعد به دليل برخورد فيزيکي با يک نظامي آمريکايي از کار برکنار مي شود و به کارهاي ديگر روي مي ‏آورد. آنچنان که خود گفته از هوش خوبي برخوردار بوده و اساتيد خوبي داشته است. مادر وي در باره دوران ‏خردسالي دخترش زهرا مي گويد: “قبل از مدرسه وقتى كه 3 يا 4 سال داشت به نوشتن علاقه ‏مند بود. هر گاه من را ‏مى ‏ديد كه كارى انجام نمى‏ دهم اصرار پشت اصرار كه “آلابيشتار” كنيم. منظورش از “آلابيشتار” نوشتن بود. يعنى ‏حالا بيا نوشتن را تمرين كنيم‎.‎‏ شكل حروف را قبل از مدرسه رفتن مى ‏شناخت و تمرين مى ‏كرد. عكس و تصوير كتاب ‏‏ها را آنچنان مى‏ نگريست كه گويا مى ‏تواند منظور آن نوشته‏ ها را بخواند و بفهمد‏‎.‎‏”‏

وي در دوران دبيرستان به دليل خواست پدر رشته علوم تجربي را خواند و سال 42 از دبيرستان آزرم ديپلم طبيعي آن ‏روز را دريافت کرد. وي درباره آنچه که در خانه ياد گرفته است، مي گويد: “در نظام تربيتى خانواده كه به نحوى ‏مساوات بين فرزندان رعايت مى‏ شد و البته عواطف شديدترى نسبت به دختران اهدا مى ‏شد آموختم عدالت‏ طلب، علم ‏‏جو و ستاينده هنر باشم‎.‎‏”


‎‎پرواز در عالم هنر و سياست‎‎‏


چندي بعد از اخذ ديپلم به دانشگاه تربيت معلم آن دوران مي رود و دو سال بعد مدرک خود را از اين دانشگاه اخذ مي ‏کند. به علت علاقه و تبحري که در کارهاي هنري از جمله نقاشي و مجسمه سازي داشت، به تحصيل در رشته مجسمه ‏سازي دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران روي مي آورد. چهار سال بعد يعني در سال 48 زماني که وي فارغ ‏التحصيلي اش را جشن مي گرفت، در يكي از نمايشگاه نقاشي كه خود ترتيب داده بود، با مير حسين كه فوق ليسانس ‏مهندسي معماري بود آشنا شد.‏

موضوع آن بود که وي هرچند چون ميرحسين موسوي مخالف رژيم شاه بود، اما افکار ديگري در سر داشت و به گونه ‏اي آزادانه برخورد مي کرد؛ “رژيم شاه جوانها را مي كشت. اختناق شديدي بود به گونه اي كه همه فكر مي كردند ‏اطرافيانش ساواكي هستند. تمام فكر و ذكرم اين بود كه رژيم شاه را براندازيم و رژيم خوبي بياوريم كه آزاديخواه باشد. ‏حالا چه رژيمي باشد اصلا مهم نبود. در هر تظاهراتي هم شركت مي كرديم. هم ماركسيت ها، هم ملي ها و هم مسلمان ‏ها. خود من دريك فاصله كاملا بي اعتقاد بودم. نه دين سنتي مادر و ماد بزرگم را قبول داشتم و نه هيچ چيز ديگر.” به ‏هرحال آنچنان که مشخص است، او شرايط مهندس مسلمان آن روز را مي پذيرد. بعد از چند روز ميرحسين به ‏خواستگاري وي آمد و او نيز قبول كرد. از آن پس حجاب جزئي از زندگي وي مي شود.‏‎ ‎‏


‎‎تغيير روند زندگي پس از ازدواج‏‎‎‏


زهرا رهنورد پس از آن يکي از ميهمانان ثابت نشست هايي بود که در شرکت سمرقند برگزار مي شد. شرکت سمرقند ‏شرکتي بود که ميرحسين و دوستانش آن را تاسيس کرده بودند و هدف نشست هاي آنها، اقدامات سياسي و ابراز نظرات ‏مخالف عليه رژيم شاه بود. عبدالعلي بازرگان، حسن آلادپوش، محبوبه متحدين از جمله موسسين نشست هاي شرکت ‏سمرقند بودند. از سال 49 با آغاز سلسله سخنراني هاي دکتر شريعتي در مسجد ارشاد و مطهري در مرکز ‏توحيد(ساختماني که طراحش ميرحسين موسوي است و چه پيش و چه پس از انقلاب مرکز تجمع اپوزيسيون محسوب ‏مي شود.) وي و شوهرش ميرحسين تبديل به شاگردان و از جمله حاضرين هميشگي در اين سخنراني ها مي شوند. اما ‏هيچ گاه به گروه و دسته جات سياسي نمي پيوندند.‏

آنچنان که مي گويد: “در دانشگاه كه سرشار از شور و مبارزه بود، سه دسته بودند؛ مذهبي ها، ملي گراها، كمونيست ‏ها.‏‎ ‎ولي من جزو هيچ كدام از آنها نبودم.” خاطره محبوبه متحدين و حسن آلادپوش که از اوج مسلماني به افراط در ‏کمونيست افتاده بودند، سبب شد که آنها هميشه مجاهدين خلق را با ديده شک بنگرند. وي درباره خود مي گويد: “دوران ‏دانشجويى كه همزمان با تأهل و مادر شدن من بود، با حمايت خانواده كامل و كامل ‏تر مى‏ شدم. بعد از برگزارى ‏نمايشگاههاى متعدد از نقاشى‏ هايم با مطبوعات و حسينيه ارشاد آشنا شدم و در پرتو شخصيت‏هاى بزرگى چون استاد ‏مطهرى، شريعتى قدم به قدم پيش مى ‏رفتم كه حسينيه ارشاد تعطيل شد و من احساس كردم با آن اطلاعاتم نمى‏توانم همه ‏محتواى ذهنم را بيان كنم. پس خواندم و خواندم و خواندم‎.‎‏”‏

در همان دوران وي دوره کاشناسي ارشد پژوهش هاي هنر را آغاز کرد و توانست در سال 50-51 از دانشکده ‏هنرهاي زيبا فارغ التحصيل شود. از اين زمان به بعد بيشتر در فعاليت هاي اجتماعي و دانشگاهي، همسرش را ‏همراهي و در اعتراضات آن روزگار نيز شرکت مي کرد.


‎‎مهاجرت به آمريکا‎‎‏


با دستگيري دکتر شريعتي در مهرماه 52، عملا فعاليت وي رو به کاهش گذاشت. با افزايش سخت گيري ها بر فعالين ‏سياسي وي به همراه دو فرزندش در سال 55 به آمريکا مهاجرت کرد. او در آنجا به عضويت کنفدراسيون دانشجويان ‏ايراني در آمد و عليه رژيم پهلوي دست به فعاليت زد.


‎‎پس از انقلاب‎‎‏


چيزي به پيروزي انقلاب 57 نمانده بود که رهنورد به ايران بازگشت. از آن پس در کنار همسرش قرار گرفت و سعي ‏کرد در امور اجتماعي فعال باشد. از سال 57 تا 59، جامعه زنان جمهوري اسلامي و زنان مسلمان را پي ريزي کرد. ‏سپس در اطلاعات بانوان که تغيير نام داده و عنوان “راه زينب” را براي خود برگزيده بود، به عنوان اولين سردبير ‏مشغول به کار شد که تا سال 67 اين فعاليت فرهنگي ارتباط داشت. با نخست وزيري ميرحسين موسوي فعاليت هاي ‏وي کاهش يافت؛ “شغل نخست وزيري مسئوليت بزرگي است. همسرم مجبور بود به دليل شغلش مدام دور از خانه ‏باشد، پس تصميم گرفتم به سه فرزندم رسيدگي کنم، کارهاي هنري ام را ادامه دهم و کتاب بنويسم.”‏
در همين دوره وي تحقيقات گسترده اي در زمينه زيباشناسي در اسلام، فلسفه هنر در اسلام و رمزگشايي از آيات ‏شعرگونه قرآن انجام مي دهد. پس از آن که دانشگاه ها دوباره باز مي شوند و فرزندانش بزرگ تر، وي به دانشگاه باز ‏مي گردد. در همان دوران به عنوان عضو كميته تاليف و تدوين كتب درسي رشته هنر در وزارت علوم، تحقيقات و ‏فناوري به کار گرفته مي شود. او سپس فوق ليسانس و دکتراي علوم سياسي خود را از دانشگاه آزاد اسلامي دريافت مي ‏کند و به کار تدريس در دانشگاه هاي آزاد تهران، تهران و الزهرا ادامه مي دهد.


‎‎حضور در کمپين اصلاح طلبان‎‎‏


رهنورد در سال 75 به جبهه اصلاح طلبان مي پيوندد و در کنار سيد محمد خاتمي قرار مي گيرد. با پيروزي خاتمي در ‏انتخابات دوم خرداد 76 وي به عنوان مشاور سياسي رئيس جمهوري برگزيده مي شود. يک سال بعد به عنوان رئيس ‏دانشگاه الزهرا منصوب مي شود، سمتي که تا سال 85 در آن مشغول به کار بود. همزمان رئيس گروه هنر سازمان ‏مطالعه و تدوين سمت، وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري شد و اجراي طرح ملي نگارش تاريخ هنر ايران در ‏دوره اسلامي را نيز برعهده گرفت. او به دليل شغل مهمش مسئول و مشاور طرح هاي بسياري بوده است.


‎‎استعفا يا برکناري؟‎‎‏


با روي کار آمدن دولت احمدي نژاد، چون ديگر اصلاح طلبان، کار بر زهرا رهنورد سخت شد. هرچند که وي در ‏زمانه توديع اش با بيان اينكه نه بركنار شده و نه استعفا داده، گفته بود: “با تغيير دولت، من خود خواهان بركناري از ‏اين سمت شدم و مسئوليت را با سربلندي به يك سربلند ديگر تحويل دادم، دكتر مباشري نيز يك فرد گرانقدري براي ‏دانشگاه است‎.‎‏ دولت جديد نيز حق تغيير رياست دانشگاه و جايگزيني نيروي خود را دارد‏‎.‎‏” محافل خبري نظر ديگري ‏داشتند؛ درست بعد از انتخاب احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهوري، رهنورد، شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل را ‏به دانشگاه الزهرا دعوت کرد، اقدامي که از ديد دولت پنهان نماند و مورد انتقاد صريح جناح راست قرار گرفت‎.‎‏ از آن ‏پس وي به دانشگاه تهران رفت و در دانشکده هنرهاي زيباي آن دانشگاه مشغول به تدريس شد.‏

‎‎خانواده، همسر و علايق‎‎‏


همسر زهرا رهنورد ميرحسين موسوي است. خوانندگان روز در سلسله نوشتارهاي معرفي مشاهير ايران زمين با وي ‏آشنا شده اند. او آخرين نخست وزير ايران و نامزد دهمين دوره رياست جمهوري ايران است. رهنورد درباره ميرحسين ‏موسوي مي گويد: “همسرم در تمام مراحل زندگي چه زماني كه جوان بودم و تحصيل مي كردم و چه حالا كه ‏تحصيلاتم تمام شده و سالها از آن زمان مي گذرد و تدريس مي كنم و به امور معنوي مشغولم، همراه هميشگي ام بوده و ‏هست. هرچند كه ايشان هم در طي اين سالها مشغله فراوان داشته است، اما هميشه مورد لطف و محبت ايشان بوده ام. ‏ما خانواده اي اهل هنر هستيم و دخترانم هم به امور هنري علاقه دارند.‏

همسرم هم همين طور، ايشان هم هنر را بيش از من مي شناسند و هر از گاهي هم نمايشگاههايي برپا مي كنند. در تمام ‏طول اين سالها در كارهايم از ايشان ايده هاي بسياري گرفته ام و تمام آنچه را كه امروز از آن به نام موفقيت ياد مي كنم ‏مديون ايشان و همراهي هايشان هستم. اميدوارم در طول اين زندگي پرفراز و نشيب، من هم همراه خوبي براي ايشان ‏بوده باشم. براي ايشان و خانواده مهربانم آرزوي سلامتي و موفقيت روزافزون دارم.” حاصل ازدواجش سه فرزند ‏دختر است. وي مادربزرگ نيز هست. به زبان انگليسي مسلط است و از مطالعه و ديدن کارهاي هنري لذت مي برد.‏

‎‎انديشه زهرا رهنورد‎‎‏


زهرا رهنورد، هنر را والاترين عنصر در هستي عنوان مي كند و سريع ترين و كوتاهترين راه رسيدن به معبود. ‏آنچنان که مي گويد هنر را پرستش مي كند چرا كه او را به بهترين انتخاب رسانده است، انتخابي كه در آزادترين محيط ‏شكل گرفته است. از نظر انديشه سياسي اصلاح طلب محسوب مي شود. فمينيست نيست اما حامي حقوق زنان است و ‏از تلاشگراني است که سعي دارد براي جامعه زنان حقوقي برابر کسب کند، گرچه با آزادي حجاب و مختلط بودن ‏کلاس هاي مدارس مخالف است. وي کتاب ها و مقالات بسياري در تاييد و لزوم حجاب نوشته است. رهنورد اعتقاد ‏دارد هرچند جمهوري اسلامي شعارهاي خوبي در حمايت از زنان داده، اما عملا آنها را اجرا نکرده است.‏

‎‎موفقيت هاي علمي-پژوهشي‎‎

رهنورد در خرداد سال 87 عنوان نخستين زني که توانسته در طول تاريخ دانشکده هنر دانشگاه تهران به مقام استادي ‏‏(فول پروفسور) اين دانشگاه دست يافته را کسب کرد. كسب عنوان رئيس نمونه دانشگاه در بين روساي دانشگاه‌هاي ‏كشور، انتخاب به عنوان خادم القران از طرف موسسه امام رضا و سازمان اوقاف، انتخاب به عنوان مدير نمونه گروه ‏پژوهشي هنر از سوي سازمان ثبت در سال 83، دريافت جايزه بين‌المللي خوارزمي، عضويت در هيات امناي بنياد ملي ‏نخبگان، درج زندگي نامه دكتر رهنورد در كتاب اساتيد برجسته دانشگاه قرن 21، برگزيده شدن به عنوان مفاخر ‏فرهنگي و تاليف كتاب هنر معاصر ايران در جهان اسلام و ارسال آن به كتابخانه‌هاي77‏‎ ‎كشور جهان، انتخاب وي به ‏عنوان يکي از 2000 استاد برتر جهان در سال 2005 از جمله موفقيت‌هاي علمي وفرهنگي زهرا رهنورد بوده است.‏
رهنورد همچنين در سال 85 دو يادمان از آثار هنري خود با نامهاي درخت پرنده و ماه و پرنده را به دانشگاه الزهرا ‏اهدا کرد‎.‎‏ مجسمه مادر در ميدان محسني از کارهاي معروف رهنورد محسوب مي شود. از وي تا کنون بيش از 30 جلد ‏کتاب در زمينه هاي قرآني، اسلامي، سياسي و فرهنگي-هنري انتشار يافته که برخي به زبان هاي انگليسي، عربي، ‏اردو، آلماني وايتاليايي ترجمه شده اند. وي همچنين تاکنون بيش از 10 مورد مقاله به کنفرانس هاي داخلي و بين المللي ‏ارائه کرده است. رهنورد بيش از 10 نمايشگاه از آثار هنري اش را در گالري هاي داخلي و خارجي برگزار کرده ‏است.‏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *