معصومه ابتکار: برای تغيير قوانين نانوشته می آيم

معصومه ابتکار اولين زن ايراني است که وارد هيات دولت شده است. در مورد او که در دوره يي رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست در دولت اصلاحات بوده است، شايعاتي مبني بر حضور وي به عنوان يک کانديداي زن در جمع ديگر کانديداهاي اصلاح طلب براي به دست آوردن کرسي رياست جمهوري به گوش مي رسد. معصومه ابتکار مدعي است اصلي ترين هدفش براي کسب عالي ترين مقام اجرايي کشور، ارتقاي وضعيت زنان ايراني است. وي مي خواهد سطح وسيع تري از مطالبات زن ايراني را برآورده کند، اما مصراً مدعي است که يک فمينيست نيست.

-چرا قصد داريد کانديداي انتخابات رياست جمهوري دهم شويد؟

پيش از اعلام کانديداتوري آقاي خاتمي از طرف دوستان و همکارانم براي کانديداتوري دعوت شدم ولي رغبتي به اين کار نداشتم. اما بعد از انصراف آقاي خاتمي و به خصوص اعلام موضع جديد شوراي نگهبان احساس کردم شرايط براي اعلام حضور مناسب است. سه سال قبل غلامحسين الهام سخنگوي سابق شوراي نگهبان اعلام کرد قرائت شوراي نگهبان از واژه رجال، مردان است. اما در مصاحبه اخير سخنگوي فعلي شوراي نگهبان، کدخدايي اعلام کرد شوراي نگهبان واژه رجال را تفسير نمي کند و براي زنان هم منعي براي کانديدا شدن وجود ندارد و کساني که رد شده اند به دلايلي غير از زن بودن رد شده اند. براي استفاده از اين فضا بود که به کانديدا شدن فکر کردم.

– اين اعلام موضع رسمي شوراي نگهبان بوده است ولي ممکن است در سير بررسي صلاحيت کانديداها، شوراي نگهبان به قرائت سابقش استناد کند و شما را رد صلاحيت کند. با توجه به عدم پاسخگويي شوراي نگهبان شما حتي متوجه اين موضوع هم نخواهيد شد.

اعلام موضع جديد شوراي نگهبان، يک تغيير رويه آشکار است و ما بايد از اين موقعيت کمال استفاده را ببريم. اما در عمل تا زماني که يک زن از شوراي نگهبان عبور نکند نمي توان به اين تغيير موضع اعتماد کرد.

-کانديدا شدن يک زن به حل کدام مشکل از مشکلات جامعه ما کمک مي کند؟

متاسفانه در جامعه ما قوانين نانوشته زيادي بر سر راه زنان و جوانان وجود دارد. اين قوانين نانوشته يا سقف هاي شيشه يي طي سه سال اخير بسيار سخت تر و کوتاه تر شده اند. اين موضوع زنان و جوانان ايراني را دچار بحران هاي سخت هويتي کرده است. من به اين نتيجه رسيده ام که شايد براي شکستن اين سقف هاي شيشه يي احتياج به يک عمل صف شکنانه مثل کانديداتوري يک زن در انتخابات رياست جمهوري است. البته هنوز تصميم قاطعي براي اين موضوع نگرفته ام.

-اعظم طالقاني تقريباً در تمامي دوره هاي انتخابات رياست جمهوري کانديدا شد ولي از سوي شوراي نگهبان صلاحيتش رد شد. امروز شوراي نگهبان مدعي است رد صلاحيت او نه به دليل زن بودن که به دليل رجال سياسي نبودن بوده است. وقتي از منظر شوراي نگهبان اعظم طالقاني رجال سياسي نيست، کدام زن مي تواند جزء رجال سياسي به شمار آيد؟

در اين مورد بايد ببينيم تعريف شوراي نگهبان از واژه رجال سياسي چيست؛ شخصيت سياسي که داراي شهرت عام باشد و فعاليت سياسي مستمر داشته باشد به همراه حضور عملي در عرصه هاي اجرايي. همه اين عوامل در کنار هم مفهوم رجال سياسي را تشکيل مي دهد.

-شما با جمع کثيري از رهبران نظام ارتباط نزديک داشته ايد، آيا از هيچ کدام از آنها تفسيري از واژه رجال شنيده ايد؟

من شخصاً از خانم مهديه گرجي تفسير واژه رجال را شنيده ام. او تنها زن عضو مجمع خبرگان قانون اساسي در تمام ادوار اين مجمع بوده است. بخش عمده يي از نگاه متعادلي که در قانون اساسي ايران نسبت به زن وجود دارد، مرهون تلاش هاي او بوده است. در مجمع قانون اساسي قصد بر اين بوده است که مرد بودن را از ويژگي هاي رئيس جمهور قرار دهند و اين موضوع با اعتراض مهديه گرجي مواجه شد.

در نهايت شهيد بهشتي در حمايت از مهديه گرجي راه حل استفاده از واژه رجال را پيشنهاد داد. از اين واژه در قرآن هم به صورت دوپهلو استفاده شده يعني به جاي زن يا مرد در بيشتر موارد به معناي شخصيت به کار رفته است.

-با آقاي خاتمي در مورد قصدتان براي کانديداتوري مشورت کرده ايد؟

نه هنوز. البته اگر تصميم جدي براي کانديداتوري بگيرم حتماً با آقاي خاتمي هم مشورت خواهم کرد. البته در کل مي دانم آقاي خاتمي با هر قدمي که در جهت احقاق حقوق زنان برداشته شود، موافق است. او هر قدمي که بتواند در اين زمينه بردارد برخواهد داشت. براي مثال وقتي در دولت هفتم، آقاي خاتمي من را به عنوان معاون معرفي کرد، اعتراضات به اندازه يي شديد شد که محمدعلي ابطحي مجبور شد به قم برود و جوابگوي اعتراضات باشد تا مساله حل شود. ولي نتيجه ايستادگي آن روز خاتمي اين بود که دولت نهم حتي اگر تمايلي براي انتخاب يک معاون زن نداشت، مجبور به اين کار شد و بعد به عنوان اولين زني که در يک مقام اجرايي در حد معاونت مشغول به کار شدم حمايت خوبي را از طرف مجموعه تحت مديريتم و حتي مديران ديگر در سطح جهاني ديدم.

وقتي جايزه قهرمان زمين را به من دادند، قيد کردند که يکي از دلايل شان براي اين انتخاب اين بوده است که من اولين زني بودم که به اين مرتبه اجرايي در ايران رسيدم و توانستم هشت سال مديريت موفق در اين رتبه داشته باشم. تا قبل از من زنان تنها به پست مشاورت رئيس جمهوري رسيدند يعني من اولين زني هستم که در هيات دولت سمت اجرايي داشته ام.

-اگر به کانديداتوري فکر مي کنيد چرا در ستاد ميرحسين موسوي فعال هستيد؟

ارتباط کاري من و آقاي خاتمي طي سه سال گذشته قطع نشد. من نه تنها از اعضاي دولت سايه بودم، که عضو هيات امناي بنياد باران هم هستم. بعد از مطرح شدن کانديداتوري آقاي خاتمي من هم به ستاد او رفتم ولي بعد از انصراف آقاي خاتمي به همراه جمعي از دوستان به حمايت از ميرحسين موسوي پرداختيم، شايد به اين علت که در آن زمان تصميم جدي براي کانديدا شدن نداشتم.

-علل تعلل شما براي اخذ اين تصميم چيست؟

شرايط بحراني کشور. در اين شرايط اصلاح طلبان بايد با تدبيري منسجم و عاقلانه احتمال موفقيت خود را بالا ببرند.

-اگر مهدي کروبي و ميرحسين موسوي هيچ کدام انصراف ندهند و شما هم کانديدا شويد، جبهه اصلاحات در انتخابات پيش رو سه کانديدا خواهد داشت در اين صورت آيا شانسي براي پيروزي وجود دارد؟

فکر مي کنم الان خيلي زود است که بخواهيم به اين مسائل فکر کنيم.

-شما قبل از اينکه يک زن اصلاح طلب باشيد يک انسان اصلاح طلب هستيد و مسلماً مي دانيد مطالبات زنان در سايه يک دولت اصلاح طلب زودتر به نتيجه خواهد رسيد. اما در عمل با کانديدا شدن باعث تقسيم آراي اصلاح طلبان خواهيد شد.

اين موضوع از دلايل اصلي تعلل من تا امروز بوده است ولي شايد از اين فضا براي مطرح کردن مطالبات زنان در سطح رسانه ملي استفاده کنم و در نهايت با اعلام اينکه من و ميرحسين موسوي متعلق به يک جبهه هستيم از تقسيم آرا جلوگيري کنم.

-فکر مي کنيد بازخورد اجتماعي حضور يک زن در سطحي که تا به امروز مردانه بوده است، چگونه خواهد بود؟

من فکر مي کنم حرکتي صف شکنانه از اين دست، اقشار متفاوتي را از جامعه با خود همراه کند. تغيير قرائت شوراي نگهبان فرصتي براي جامعه زنان است که شايد دوباره به دست نيايد يعني ممکن است شوراي نگهبان دوباره به قرائت سابق خود بازگردد و حتي ممکن است اگر زنان از اين فرصت پيش آمده استفاده نکنند براي دوره هاي بعدي، شوراي نگهبان مدعي شود به دليل اينکه در تنها دوره يي که شانس کانديدا شدن براي زنان وجود داشت هيچ کس کانديدا نشد پس استقبالي از اين امر وجود ندارد و نيازي به ايجاد اين فرصت نيست.

بنابراين نبايد از اين تغيير موضع به سادگي گذشت. حداقل مي توان از اين فضا براي مطرح کردن مطالبات زنان استفاده کرد.

-تنها در دولت نهم مي توانيم جسارت هايي از اين دست را شاهد باشيم؟

اين دولت به پشتوانه مجلس يکدست و حتي هيات هاي نظارتي يکدست و از همه مهم تر رسانه ملي کاملاً مطيع مي تواند جسارت هايي اينچنين را مرتکب شود. البته منظور من اين نيست که اين شرايط مطلوب است زيرا اشکالات آن را داريم مي بينيم.

-چرا ميرحسين موسوي؟ چرا به ستاد مهدي کروبي نرفتيد؟

اتفاقاً اخيراً که با دقت بيشتري مباحث آقاي کروبي را پيگيري مي کنم فکر مي کنم ايشان هم در حال حرکت در مسير درستي هستند و اگر به همين ترتيب پيش برويم و در انتها به يک راه حل درستي برسيم احتمال پيروزي جبهه اصلاح طلب بالا مي رود. استفاده از تجربه مهدي کروبي در اين زمينه بسيار لازم است . احتمال اينکه مهدي کروبي بتواند در مقابل رقيب اصولگرا به خصوص اگر اين رقيب محمود احمدي نژاد باشد شانس پيروزي داشته باشد، بسيار کم است.

-اگر به عنوان رئيس جمهور ايران انتخاب شديد، همسرتان مي تواند شما را ممنوع الخروج کند؟

همسر من هرگز اين کار را نمي کند. در تمام هشت سال اصلاحات من به سفرهاي خارجي رفتم و حتي يک بار هم همسرم همراهم نبود.

-شما مدعي اين هستيد که براي ارتقاي سطح زندگي تمام زنان تلاش مي کنيد، شايد همسر شما ممنوع الخروج تان نکرد اما امروز تعداد زيادي از زنان ايران به علت محدوديت قوانين در تنگنا هستند.

بايد براي تمام اين زنان کاري اساسي کرد.

منبع: اعتماد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.