دیدگاه های سنتی فقهای شورای نگهبان مانعی برای پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان ، گفتگو با عبدالفتاح سلطانی

مریم رحمانی

مدرسه فمینیستی

یکی از خواسته های محوری «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» از کاندیداهای ریاست جمهوری، پیوستن ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان است. از این زاویه فعالان همگرایی جنبش زنان تلاش کرده اند تا برای شناساندن و اهمیت این کنوانسیون به مردم، مسئولان و کاندیداها از روش های گوناگون بهره ببرند. برگزاری کارگاه های آموزشی کنوانسیون، مطرح کردن آن در دیدارها و نشست ها با کاندیداها، مصاحبه با افراد صاحب نظر و حقوقدان و… از روش های طرح این کنوانسیون و مفاد آن بوده است. مصاحبه ای که توسط مریم رحمانی از فعالان همگرایی جنبش زنان با عبدالفتاح سلطانی صورت گرفته و در ادامه می خوانید یکی از این تلاش هاست. عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری، فعال حقوق بشر و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر است:

کنوانسیون رفع نبعیض از زنان در چه سالی تنظیم و تصویب شده است؟

عبدالفتاح سلطانی: در پاسخ به این پرسش ذکر این نکته ضروری است که: کنوانسیون جهانی محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در 18/دسامبر/1979 (27/آذر/1358) توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب و برای امضا و الحاق کشورها آماده شد و نهایتاً به استناد بند یک (3/سپتامبر/1981) یعنی 12/شهریور/1360 لازم الاجرا گردید. توضیح اینکه طبق بند یک ماده 27 کنوانسیون 30 روز پس از تصویب یا الحاق بیستمین سند، کنوانسیون مذکور لازم الاجرا می گردد.

با توجه به اینکه اعلامیه حقوق بشر قبل از کنوانسیون تهیه و به امضا و تایید بسیاری از کشورها رسیده بوده چه ضرورتی برای تهیه این کنوانسیون از سوی فعالان حقوق بشراحساس شده است ؟

عبدالفتاح سلطانی: هرچند در مواد 2-6-13-16-21-25 اعلامیه جهانی حقوق بشر برابری زن و مرد از حیث حقوق فردی و اجتماعی تصریحاً یا تلویحاً ذکر شده است ولی جزئیات این امر نیاز به تفسیر و قانون گذاری ویژه ای داشته که در کنوانسیون جهانی محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان این منظور محقق شده است. مثلا ً: حق انتخاب آزادانه همسر برای زنان بدون دخالت والدین آنان یا هرشخص دیگری، به تصریح در کنوانسیون مذکور درج شده است «بند ب قسمت الف ماده 16 کنوانسیون» و حال آنکه این موضوع هنوز در قوانین ایران به رسمیت شناخته نشده است و یک دختر باکره حتی اگر استاد دانشگاه یا مجتهد در علوم دینی باشد و پدرش فرد عادی بی سوادی باشد ولو اینکه چنین دختری در سن 40 یا 50 سالگی باشد، طبق قوانین ایران باید برای ازدواج رضایت پدر یا جد پدری خود را بگیرد و در صورت عدم موافقت آنان در شرایط خاصی می تواند از دادگاه صالح اجازه ازدواج اخذ کند واین در صورتی است که یک پسر 15 ساله – حتی اگر بی سواد باشد – برای ازدواج خود با هر زنی آزادی کامل دارد و نیاز به کسب اجازه از پدر یا جد پدری – ولو اینکه پدر او استاد دانشگاه یا مجتهد باشد – ندارد.

ا کنون چند کشور به این کنوانسیون پیوسته اند و چرا ایران تا کنون کنوانسیون را نپذیرفته است؟

عبدالفتاح سلطانی: در پاسخ به این پرسش که چرا ایران تاکنون کنوانسیون مذکور را نپذیرفته است. ذکر این مطلب ضروری است که فرهنگ حاکم به جوامعی همچون جامعه ایرانی از دیرباز فرهنگی مردسالارانه بوده و همین ویژگی اثرات ععمیق خود را بر دیدگاه غالب فقها و علمای دینی برجای گذاشته به نحوی که کمتر کسی دیده می شود که در این مقوله ها با درنظرگرفتن عنصر زمان و مکان دست به اجتهاد واقعی بزند و از نگرش سنتی فاصله بگیرد. در همین جا باید از زحمات روشنفکران دینی و برخی از مجتهدین و علمای دینی که برای تغییر دیدگاه تحصیل کردگان حوزه در این زمینه تلاش نموده اند، قدردانی نمود. گفتنی است که دیدگاه سنتی فقهای شورای نگهبان و ترکیب آنان را در جلوگیری از تصویب کنوانسیون مذکور نمی توان نادیده گرفت. لازم به ذکر است که تاکنون بیش از 170 کشور کنوانسیون مذکور را امضا کرده اند.

در صورت پیوستن ایران به این کنوانسیون چه تغییراتی در قوانین ما بوجود خواهد امد؟

عبدالفتاح سلطانی: در صورت پیوستن ایران به این کنوانسیون در بسیاری از قوانین کیفری و مدنی این مرز و بوم، باید تغییرات اساسی و اصلاحات عمیق صورت گیرد. از قبیل: برابری دیه زن و مرد – آزادی زنان و دخترانی که بالای 18 سال سن دارند در انتخاب همسر بدون دخالت اولیای خود – آزادی دریافت گذرنامه و خروج از کشور بدون نیاز به جلب رضایت همسران خود – حق داشتن مشاغل مختلف حکومتی و غیرحکومتی از قبیل داشتن پست هایی مانند ریاست جمهوری و وزارت و عضویت در مجلس خبرگان و حتی حق انتخاب شدن برای رهبری مملکت – برابری زن و مرد در قوانین ارثی – برابری زنان و مردان در کلیه مقررات کیفری – تغییر قوانینی که زنان را وادار به داشتن پوشش ویژه می نماید – اعطای حق طلاق به طور برابر برای زنان و مردان – تدارک حقوق اقتصادی ویژه برای زنان خانه دار بیمه نمودن آنان – تدارک حق حضانت برابر با مردان نسبت به فرزندان مشترک – به رسمیت شناختن ولایت یکسان پدر و مادر نسبت به فرزندان مشترک و امثال آن…

یکی دیگر از خواسته های محوری «همگرایی جنبش زنان» از کاندیداها بازنگری و اصلاح اصول 19،20،21 و 115 قاتون اساسی است، به نظر شما چرا این اصول چرا به بازنگری نیازدارد؟

عبدالفتاح سلطانی: در صورت پیوستن ایران به کنوانسیون فوق الذکر در پاره ای از اصول قانون اساسی تغییراتی به شرح زیر باید صورت گیرد:

الف) در اصل 19 قانون اساسی بعد از واژگان «رنگ، زبان» باید کلمه «جنسیت» نیز اضافه گردد و اصل 19 بدین ترتیب اصلاح گردد: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان، مذهب و جنسیت و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.»

ب) اصل 20 بدین شرح باید تنظیم و اصلاح گردد: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت مقررات کنوانسیون جهانی محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان برخوردارند.»

پ) در اصل 21 قانون اساسی باید عبارت: «با رعایت موازین اسلامی» که در صدر اصل آمده حذف شود و همچنین در بند 5 اصل 21 عبارت: «در صورت نبودن ولی شرعی» باید حذف گردد.

ت) در اصل 115 قانون اساسی به جای واژه «رجال» باید از واژه «شخصیت های» استفاده شود.

توضیح اینکه با توجه به تفسیر سلیقه ای فقهاء و مجریان مختلف قانون از عبارت هایی مانند «موازین اسلامی» یا واژه «رجال» و نبودن تعریف مشخص و واضح و قابل فهم همگان برای عبارت های فوق الذکر پیشنهاد می شود که برای رعایت برابری زنان و مردان از هر حیث، واژگان فوق الذکر از اصول قانون اساسی به شرح فوق حذف شده و تغییرات سابق الذکر انجام گیرد و از این منظر، قانون اساسی باید مورد بازنگری قرار گیرد. بدیهی است، آن بخش هایی که از قانون اساسی که نیاز به اصلاح و تغییردارد، منحصر به موارد فوق نیست و ذکر همه موارد مستلزم اطاله کلام می باشد که در این مختصر مجال پرداختن بدان ها نیست و بررسی آنها به فرصت دیگری واگذار می شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.