مشکلات اجتماعی زنان خوزستان

پویه مددی

کانون زنان ایرانی

با آوردن نام خوزستان کلماتی همچون: جنگ، نفت، گرما،آبادان و… در ذهن دیگران هموطنان متبادر می شود اما در کنار تمامی این کلمات خوزستان، استانی ست که از مردمانی با زبان و آداب و رسوم مختلف تشکیل شده که هر تکه از استان را به خود اختصاص داده اند.

استان خوزستان از قوم های بزرگی همچون بختیاری، عرب، لر و حتی ترک های قشقایی تشکیل شده است.مردمانی که هنوز هم قبیله ایی زندگی کردن را به زندگی شهری امروزی ترجیح می دهند حتی اگر ساکن شهرهای بزرگ استان باشند.

در زندگی این اقوام، عرف بر هر قانونی بر تری دارد و حرف اول و آخر را ریش سفید طایفه می زند.هرچند که امروزه غیر از اعراب زندگی قبیله ایی و خانی یا کدخدایی در دیگر اقوام کمرنگ شده، اما عرف همچنان با قدرت تمام برتری خود را بر افراد جامعه اش نشان می دهد.

در میان این موارد، زنان بیشترین آسیبهای اجتماعی را از عرف می خورند و همیشه در حاشیه زندگی اجتماعی هستند و از دیگاه جامعه شناسی قبیله، شهروند دوم طایفه محسوب می شوند که بزرگان ( مردان) می توانند برای آنها هر تصمیمی که بخواهند بگیرند حتی اگر این تصمیم ازدواج ناخواسته باشد که تمامی زندگی آینده آنها را تحت اشعاع خود قرار می دهد.همین موضوع خود باعث به وجود آمدن آسیب های فرهنگی و اجتماعی در سطح جامعه می شود .

در استان خوزستان، زنان از وسایل تفریحی در حد مطلوب برخوردار نیستند، مکان های ورزشی برای زنان اندک و ناچیزست، بخصوص در شهرستان ها، تبعیض های جنسیتی میان دختران و پسران در سطح خانواده به وفور دیده می شود موارد فوق باعث ایجاد آسیب هایی در سطح جامعه استان می شود که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

بیکاری: استان خوزستان بر خلاف صنعتی بودن جامعه و وجود چند قطب بزرگ نفت و فولاد کشور از بیکاری رنج می برد و همین عدم بیکاری برای مردان، به زنان نیز تسری یافته و آنان را در اولویت دوم قرار داده است و در ارگان های ذکر شده الویت استخدام با مردان است حتی اگر زنان از جنبه تحصیلات یا سابقه کاری برتری کافی را داشته باشند باز هم این مردان هستند که بهترین گزینه برای استخدام در صنایع گاز و نفت و پتروشیمی باشند.

در تاریخ 13 شهریور 90 سایت فارس نیوز به نقل از خانم حیدریان مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری خوزستان این مطلب را اعلام داشت که ۴۰ درصد زنان فارغ التحصیل دانشگاه در خوزستان بیکار هستند
دستفروشی زنان در خوزستان امری عادی است که بسیاری از آنان را زنان سرپرست خانواده تشکیل می دهند و برای گذران زندگی چاره ایی جز دستفروشی ندارند، اگر در ساعت های شلوغ به بازار اصلی اهواز(امام خمینی ) سری بزنید زنانی را با چهره های بسته می بینید که به فروش لباس ها زیر زنانه و میوه و سبزیجات و صنایع دستی استان مشغولند که بیشتر آنان زنانی هستند که پنهانی از روستایشان برای کار به اهواز می آیند و از ترس شناخته شدن چهره های خود را می پوشانند در کنار این ترس هر لحظه بیم ماموران شهرداری را نیز دارند که بساط آنان در ثانیه ایی در هم میریزد.

خودکشی: استان خوزستان یکی از بالاترین آمار خودکشی بخصوص خودسوزی در بین زنان را داراست. دلایلی که زنان تن به خودکشی می دهند بسیارند ولی مهم ترین عوامل عرف و قوانین محلی ست که رزندگی را برای زنان و دختران تنگ کرده و مردن را تنها چاره کار می بینند.

در این استان هستند دخترکانی که در کودکی به ازدواج اجباری تن می دهند یا با نام هایی همچون “هدیه، خون بس و نحوه” به خانه شوهر می روند و این موضوع گریبان دختران بزرگسال را هم می گیرد که با تحصیلات عالیه باید تن به ازدواج با پسرعمو پسرعمه پسرخاله بدهند که چه بسا تحصیلاتی پایین تر از آنها را دارند که بسیاری از این نوعروسان خود را به آتش می سپارند.

در بسیار خانواده های سنتی ادامه تحصیل برای دختران ممنوع است و آن را عامل فساد دختران می دانند و یا خروج از خانه به تنهایی و این عاملی ست برای شروع افسردگی که در آخر به خودکشی ختم می شود.
حرام بودن طلاق در فرهنگ خانواده طایفه ایی که زن را مجبور می کند با شوهر معتاد، بی اخلاق یا بیکار و… خود بسازد و چون در اکثر مواقع مرد از اقوام نزدیک دختر است امکان طلاق گرفتن وجود ندارد، زنان برای رهایی از زندگی تن خود را به آتش می سپارند.

اعتیاد: نبود کار و سایل تفریحی مختص به زنان و مکان های ورزشی ،آن هم در استانی که بیشتر ماه های سال را گرفتار گرمایی جانفرساست و حتی گردش در خیابان ها را محدود به ساعات خاصی می کند و زنان خوزستانی محکوم به خانه نشینی هستند و از آنجایی که آمار مردان معتاد در سطح استان بالا رفته و بیشترمردان برای راحتی از زنانشان آنان را به مواد معتاد کرده اند و همین عامل مهمی در بالا بردن آمار زنان معتاد در استان است و بدتر آنکه در استان هیچ کمپ ترک اعتیادی برای درمان اینگونه زنان وجود ندارد.

در تیرماه سال جاری مدیر درمان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در روزنامه جمهوری اسلامی با اعلام خبرافزایش گرایش زنان خوزستانی به مواد مخدر اظهار داشت که این افزایش مصرف، نگرانی‌های فراوانی برای ما ایجاد کرده به گونه‌ای که جمعیت بانوان مصرف کننده مواد مخدر در استان خوزستان از سه درصد به پنج درصد جمعیت کل معتادین در مدت اخیر افزایش یافته است.”

اعتياد به مواد مخدر صنعتی جديد مثل كراك و شيشه در ميان زنان بيشتر گسترش يافته است در گذشته، زنان تنها به تریاک روی می آوردند که ترک آن از دیگر مواد مخدر موجود آسان تر بود اما متاسفانه در سالهای اخیر استفاده زنان از کراک و شیشه بیشتر شده، که همین موضوع نیاز به مکانی مناسب برای ترک را، روز به روز بیشتر کرده است.

و بدتر آنکه برای دختران زیر 18 سال در استان خوزستان دارالتادیبی وجود ندارد و دختران مجرم در کنار زنان بزرگسال نگهداری می شوند.

قتل های ناموسی: این مورد قتل ها از غم انگیر ترین اتفاقات برای زنان استان، بخصوص زنان عرب زبان است. متاسفانه با آن برخوردی نشده و به عنوان یک سنت قبیله ایی برخورد شده و حتی از نظر بسیاری از مقامات عامل ایجاد این مشکل خود زنان هستند در واقع قتل های ناموسی در استان به عنوان یک تابو برخورد می شود کمتر به آن پرداخته شده و از کنار آن به عنوان قتل خانوادگی رد می شوند و قاتل نیز هرگز محاکمه نخواهد شد.در حالی که می توان با فرهنگ سازی مناسب رسانه ایی کردن موضوع، از رواج آن در استان خوزستان کاست اما شوربختانه مسئولین حتی از انتشار آمار اینگونه قتلها و اطلاع رسانی خودداری می کنند هرچند در این اواخر خانواده دختر با صحنه سازی ، قتل اتفاق افتاده را، خودکشی جلوه می دهند.

عدم امنیت زنان :
زنان خوزستان بیشترین قربانی قاتلان زنجیره ایی یا قتل های خانوادگی هستند.در چند سال اخیر بیشترین قاتلان زنجیره ایی در این استان دستگیر شده اند و همین عدم امنیت زنان را وادار به خانه نشینی کرده است که آنان را از حضور مستمر در جامعه دور نموده.کیف قاپی، آزار اذیت های جنسی فاحش در خیابان، ، ازار های کلامی ، مواردی هستند که زنان را بیش از پیش خانه نشین کرده است،
به طوری که استان دار خوزستان در تاریخ مرداد 1388در سایت ایسنا در باره عدم امنیت زنان در استان، گفته است:
«ما نمی توانیم برای محافظت از هر زن یک پلیس قرار دهیم بلکه نکات ایمنی باید از سوی شهروندان رعایت شود.» «سیدجعفر حجازی»، اظهار داشت: «اعتقاد ندارم که امنیت زنان خوزستانی در خطر است بلکه معتقدم رعایت نکردن نکات امنیتی از سوی زنان موجب بروز مشکلات می شود.» وی افزود: «قتل های زنجیره ای آبادان و ماهشهر از سوی افرادی اتفاق افتاده که از نظر روانی دچار مشکل هستند و نیروی انتظامی قادر به تشخیص مشکلات روانی همه افراد نیست.»

زندگی زنان در مناطق قومی بسیار سخت و جانفرساست و برای هر مرکز نشینی غیر قابل تصور.
مشکلات این زنان در بیشتر استان های کشور کم و بیش شبیه هم است با رنگ و لعابی متفاوت و بدتر آنکه بسیار از این زنان آنچنان به زندگی خود خو کرده اند که هر دست کمکی را دستان دشمنی می بینند که سعی در نابودی خانه امنشان را دارد.

با رسانه ایی کردن این مطالب و قبح بخشیدن به قوانینی که عرف بر زنان منطقه تحمیل می کند(نه قانون) در بهبود زندگی این زنان کوشا باشیم که هر انسانی چه زن و چه مرد حق درست زندگی کردن را دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *