از حصر و زندان تا مقاومت و اميد در جنبش زنان ایران

كانون زنان ايراني- فريده غائب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌: مي گويد حصر و زنداني كردن زنان در سال هاي اخير نشانه مقاومت است و اين يعني ما هستيم. مينو مرتاضي لنگرودي ،فعال جنبش زنان اميدوارانه به جنبش زنان ايران نگاه مي كند و محدوديت هاي سال هاي اخير را چون شمشيري دولبه مي داند:” محدوديت ها بیش از آنکه جنبش زنان را از حرکت باز دارد ؛ جنبش عدالت خواهانه زنان را در جامعه گسترش و تعمیق داده است. ”

او در اين گفتگو از نقش زهرا رهنورد در حصر و زنان دربند حرف مي زند . از مريم بهروزي كه به عنوان يك زن اصولگرا براي افزايش تعداد زنان نماينده در مجلس تلاش كرد. از هاله سحابي دوست ديرينش ياد مي كند . هاله اي كه مينو مرتاضي او را فعال جنبش زنان خطاب نمي كند.


آیا محدودیت ها و فضای امنیتی حاکم بر جامعه و جنبش زنان به اضافه مهاجرت برخی از کنشگران سر شناس جنبش زنان، باعث انفعال و رکود جنبش زنان شده است؟

البته نمی توان منکر تاثیرات منفی محدودیت های داخلی و مهاجرت های خارجی بر جنبش زنان شد .اما جنبش زنان به مثابه موجود زنده توانست خود را ترمیم و بازسازی کند .این ترمیم و بازسازی با استفاده از تجارب تاریخی و درک و تحلیل درست از شرایط ؛ جنبش زنان را در چارچوب جنبش های نوین و پسا ساختارگرای اجتماعی قرار داده است .در جریان جنبش فراگیر مدنی زنان بیشماری با مقاومت های خلاق خود نقش آفرینی کردند وبا سخت تر شدن شرایط فعالیت و مبارزه آگاهانه به سمت جنبش برابری خواهی زنان گرایش و تمایل پیدا کردند .از این رو می توانم بگویم محدودیت ها چون شمشیر دولبه عمل کرده اند و به مصداق درد از او و درمان نیز هم . محدوديت ها بیش از آنکه جنبش زنان را از حرکت باز دارد ؛ جنبش عدالت خواهانه زنان را در جامعه گسترش و تعمیق داده است.

در يك سال گذشته جنبش زنان ايران شاهد كدام کنش فعال و چشم گیری در جهت مطالبات خود بوده است؟ و با چنين ادعايي كه مي گويد جنبش زنان مرده است؛ چقدر موافق و يا مخالفيد؟

جنبش زنان بعد از انقلاب با نقش آفرینی آوانگارد و پیشتازانه تعداد معدودی از نخبگان خود توانست مطالبات برابری خواهانه و ضد تبعیض حقوفي و مدني زنان ، مثل حق طلاق وحضانت وتحصیل و اشتغال و مسكن و غيره را پي گيري كند. جنبش زنان ايران توسط كنشگران محدود توانست در چارچوب جنبش كلاسيك به گونه ای فضاآفريني كند که زنان خودشان را باور كنند. شعور سياسي و آگاهي هاي جنسيتي شان ارتقا پيدا كند. در جنبش زنان ايران تك عناصري مي درخشند و همواره ستاره هايي را در حيات اجتماعي خود مي بينيم. اما هرگز این طور نیست كه اگر اين نقش آوانگارد را ازجنبش زنان بگيريم ديگر جنبش زنان مي ميرد.

وقتی محدودیت های امنیتی پیش آمد بخشي از فعالان جنبش زنان مجبور به مهاجرت شدند و وقفه ای کوتاه در روند فعالیت های برابری خواهانه زنان ایجاد شد و به نظر آمد از خلاقيت هاي زنان در پيشبرد اهداف حقوق مدني كاسته شده است.در حالي كه در واقعيت ، فضا سازي هاي سال هاي قبل و بذري كه نخبگان كاشته بودند محصول داد و به بار نشست.جنبش زنان در ايران با چرخش آگاهانه به سمت جنبش هاي جديد اجتماعي، ماندگاري خود را تضمين كرد. بسياري از زناني كه به ظاهر فعال جنبش زنان نبودند در جريان جنبش سبز بدون اينكه بر چسب فعال جنبش زنان را داشته باشند به خاطر مبارزات حق طلبانه شان مطرح شدند. هر كدام از اين زنان كه در جنبش هاي ديگری چون دانشجويي وجنبش كارگري و سبزفعال بوده اند بدون این که تاثيرات جنبش زنان بر تمایل آنها به سمت خواست دموکراسی و عدالت را كتمان كنند به صورت طبیعی در موقع لزوم کنار خواهران شان برای گرفتن حقوق برابر و به رسمیت شناختن و مریی شدن هویت زنانه قرار می گیرند.

از مولفه هاي جنبش هاي نوين اجتماعي یکی هم اين است كه سلسله مراتب تشکیلاتی ندارد. ممكن است يك فرد عملي كند كه تاثيرش بيشتر از يك حزب نشان داده بشود. از طرفي انعطاف پذير است و هر آنكه عملي به نفع مصالح زنان انجام مي دهد می تواند خود را فعال جنبش زنان بداند.مثل خانم بهروزی که طرح قانونی افزایش سی در صدی زنان نماینده را می دهد یا خانم های جوان و کمتر شناخته شده ای که کمپین حمایت از قربانیان اسید پاشی را راه انداخته اند . در واقع حرف من این است که هر چند نقش آوانگارد زنان نخبه کمتر شده اما در بدنه و متن اجتماع زن باوري به مدد زنان کنشگر جنبش زنان در دیگر خرده جنبش های اجتماعی نهادینه تر شده است .


در صحبت هايتان گفتيد در جنبش زنان ايران تك عناصري همواره مي درخشند. به ياد خانم زهرا رهنورد افتادم كه بيش از يك سال است به حصر كشيده شده است. مي خواهم بدانم آيا با حصر زهرا رهنورد،نقش اجتماعي شان هم به حصر كشيده شد؟

سابقه آشنایی من با خانم رهنورد به سالهای قبل از انقلاب و هم کلاسی بودن در کلاس های دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد بر می گردد . او زني است از زنان نسل انقلاب . او زن بسیار شجاعی است .جزو معدود زنان نخبه مسلمان است که مرام و ایدئولوژی اش را آگاهانه و ارادی بر پایه تفکر وعقلانیت خود انتخاب کرده است . ايدئولوژي اوشناسنامه اي و از پيش تعيين شده و مادرزادی نیست . شخصيت هايي كه تن به عادات و رفتار های آبا و اجدادي نمي دهند خلاقیت خاصی در نوسازی انسانی خویش دارند .

خانم رهنورد يكي از موثرترين افراد در فرايند شكل گيري جنبش سبز بودند . حضور خانم رهنورد در حالیکه دست در دست آقاي مير حسين موسوي دارد و از آزادی و برابری و عدالت در جامعه سخن می گوید ،نماد نوعي برابري ، همكاري و همدستي فرا جنسیتی در پيشبرد و تغيير جامعه از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب بين زن و مرد است . در جایی خانم رهنورد از ماشين پياده مي شود و سپس دست مير حسين موسوي را مي گيرد ودر پياده شدن کمک اش می کند. از نظر نشانه شناسي تصويري ، اين تصوير بسيار معنادار است. . يكي ديگر از مولفه هاي جنبش هاي نوين اجتماعي اين است كه روابط در آن غير رسمي است. سلسه مراتبي هم نيست. اگر در گذشته زنان پشت مردان رهبر راه مي رفتند اما امروز در کنار آنان و اگر لازم شد پیشاپیش آنان حرکت خواهند کرد بدون این که مدعی رهبری باشند .

به همين دليل خانم رهنورد را بايد در دو نقش تاثیر گذار بررسي كرد . يكي نقش آوانگاردش در جريان شكل گيري جنبش سبز . دوم به عنوان یک رهبر مقاوم در حصر. حبس هم شكلي ازاشکال مبارزه یعنی مقاومت است. انسان تا وقتي كه مقاومت مي كند؛یعنی هست. خانم رهنورد،خانم كروبي و زناني كه بواسطه مبارزات مدنی و بی خشونت شان در زندان هستند با مقاومت شان بيش از كساني كه به ظاهر آزاد هستند اما همواره تخم ياس و نا اميدي مي پاشند؛ کار می کنند و در خدمت جنبش هایی هستند که بدان علاقه و ارادت دارند.

مهم ترين رويدادي كه در يك سال گذشته بر زنان ايران گذشته چه بوده است؟

من به این سوال نمی توانم پاسخ درستی بدهم . چون فکر می کنم هرگاه از روزمرگی هایمان به تنگ می آيیم و مي خواهيم روزمرگي مان را با تغیرات اندکی تبدیل به زندگی کنیم ؛ الاهم و في الاهم مي كنيم و مي گوييم اين مسئله اهميت داشت وآن ديگري اهميت نداشت.در حالیکه وقايع متكثر و در كنار هم معنا پیدا می کنند و اهميت می یابند. مثلا اينكه زنان اصول گرا براي وارد كردن تفكر زنانه به مجلس به منظور افزايش تعداد زنان به مجلس تلاش مي كنند چيزي است كه ما حتي در مجلس ششم هم نديديم. قاعدتا باید برای فعالان جنبش زنان مهم باشد .و یا این که زنان بیوه ای که ازدواج کنند می توانند از مستمری شوهر در گذشته شان استفاده کنند .باید برای جنبش زنان مهم باشد .ولی می بینیم که این ها در برابر مسئله انتخابات و مسایل پیرامونی آن کمرنگ و بی اهمیت جلوه می کند . فکر می کنم هنوز عادت هورا کشیدن برای این و آن از سرمان نیفتاده .

اما واقعه بردن جایزه اسکار فیلم جدایی نادر از سیمین به نظرم رویداد مهمی بود .چون اتفاقی کمیاب است . اين فيلم مبتني بر نقش هایي است كه زنان ایرانی روزانه در بطن و متن جامعه ایران ایفا می کنند . براي من خوشايند است كه سراسر جهان فيلنامه اي را تحسين مي كند كه نقش آفرینی معصومانه زنان در آن بسيار پررنگ است. اين نادر است كه كم آورده و مي خواهد از سيمين جدا شود و اين سيمن است كه دروغ نمي گويد و اين ترمه است كه دروغ را از پدر مي آموزد.این شوهر راضیه است که ایمانش را به پول می فروشد و همه جهان این معصومیت زنانه را باور می کند و به آن احترام می گذارد و در عین حال معتقدم مهم ترين رویداد امسال زنان ایران این بود که مثل پارسال و سال های قبل تر هم چنان مصمم و مقاوم در جهت تحقق مطالبات شان بدون هیچ ادعای بلند پروازانه ایستاده اند و تلاش می کنند .


گفتيد رسوخ تفكر زن باورانه به سياست ما را به صلح نزديك مي كند. سازمان ملل هم آماري اعلام كرده كه بر اساس آن از هر 11 فعال صلح هشت نفر زن هستند و از هر بيانيه صلح كه امضا مي شود بيشترين امضا متعلق به زنان است.چرا زنان با صلح نسبت نزديك تري دارند؟

مهم ترين عاملش قدرت است. جنبش هاي صلح خواهي به عنوان جنبشي مدرن ، پيشتاز ديگر جنبش هاي نوين اجتماعي هستند و راه را براي ديگران باز مي كند. جنبش هاي صلح خواهي بر اين باورند كه همه انسان ها برابر و يكي هستند. اگر در جنبش هاي كلاسيك كارخانه دار و يا كشيش، قدرت و اقتدار بيشتري داشت ؛ در جنبش هاي جديد هيچ قدرتي مقدس نيست. جنبش هاي صلح به جنبش هاي مذهبي نزديك است كه مي گويند همه ما بنده خداوند و دارای جایگاه انسانی برابر در پیشگاه او هستیم. جنبش هاي صلح خواهانه راه گشاي جنبش زنان بوده است.

بعد از جنگ جهاني دوم جنبشي شكل گرفت كه در آن خانم روزولت توانست زنان ماركسيست،زنان فاشيست و ليبرال را حول محور صلح جمع كند در حالي كه امكان نداشت مردان اينگونه كنار هم بنشينند. زنان به دليل دور بودن از قدرت و ثروت ،صلح خواه تر مانده اند .


با اين وجود، در سطح سياست بين المللي شاهديم همواره مرداني چون گاندي و مارتين لوتركينگ و ماندلا به عنوان پدران صلح خواهي مطرح مي شوند.

بله. و از مادران صلح مثل شهرزاد قصه گو ،خانم عبادي و يا خانم آنگ سان سوچي كمتر ياد مي شود. چون جهان عميقا مردانه تعريف شده است.ويژگي جنسيت بخشيدن به قدرت تا وقتي وجود دارد زنان فرودست اند و شايد يكي از اهداف مهم كنشگران اين باشد كه مفاهيم را فراجنسيتي بكنند و حتي زنانه هم نكنند. در حال حاضر دو رويكرد در جنبش زنان ايران وجود دارد. يكي بر جنسيتي كردن مفاهيم تاكيد مي كند و ديگري فرايندي است كه واقعيت اجتماعي را مي بيند و براي فراجنسيتي كردن مفاهيم تلاش مي كند.

يكي از اتفاقات ناگوار در سالي كه گذشت ؛ مرگ هاله سحابي بود .شما دوست دیرین خانم هاله سحابی بوده اید .مي خواهم بدانم آیا هاله را می توان کنشگر جنبش زنان محسوب کرد؟

هاله هرگز خود را فعال و کنشگر جنبش زنان نمی دانست و هیچگاه چنین ادعایی نکرد . او بواسطه ایمان قلبی محکمی که به قران وتعالیم انبیا داشت ؛ معتقد بود که نباید بین زن و مرد و مسایل انها بر تفکیک و تفاوت ها تکیه کرد .بلکه او می گفت باید به اشتراکات انسانی بین زن و مرد که به تعبیر قران از نفس واحدند تکیه کرد .او گهگاه به من و دوستانم در جنبش زنان ایراد می گرفت که چرا نگاه تضادی بر تفاوتهای طبیعی بین زن و مرد داریم .و من به او پاسخ می دادم هاله عزیزم قربانت گردم ما این تفکیک ها و تبعیض های تضادی را بنا نگذاشته ایم .بلکه با بیان این تبعیض ها و تضادها سعی در رفع اش داریم . هاله به عنوان یک پژوهشگر صالح و امین قران در جستجوی ایاتی بود که به همگان ثابت کند زن و مرد فارغ از جنسیت شان به شرط ایمان داشتن نزد خداوند عزیز و محترم خواهند بود .اما وقتی بخواهم از عظمت روحی و شخصیت هاله سخن بگویم بیانم اسطوره اي مي شود. زبان اسطوره زبانی شفاهي و شهود ی است . اين زن مثل ايزد بانوي آرامش و عشق بود و باهمه رفتار آرامش بخش و محبت آمیز داشت . آقای مهندس سحابی او را سخت دوست می داشت .زری خانم همیشه می گفتند اگر غم دنیا بر دوش عزت بود و یا اگر از چیزی خشمگین و ناراحت بود از هاله خواهش می کردم نزد پدرش بیاید و مهندس سحابی همیشه با دیدن هاله، گویی که دنیایی از شادی و آرامش را به او داده باشند ارام و بانشاط می شد . یادشان گرامی و نام نیک شان پر دوام باد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *