نامه ای از هند:دیوداسی یا روسپی های مقدس

رانی گفت: می‌بینی ما شبیه فاحشه‌های معمولی نیستیم، ما مقداری کرامت و ارزش داریم. بالاخره به خانه‌اش رسیدیم. ما مشتری‌هایمان را از کنار خیابان انتخاب نمی‌کنیم. ما پشت بوته‌ها و یا هرچیز دیگری پنهان نمی‌شویم. با مشتری‌هایمان صحبت می‌کنیم و برایشان زمان صرف می‌کنیم. همیشه آبرومندانه لباس می‌پوشیم، همیشه ساری‌های خوب می‌پوشیم، هرگز مانند زنان بمبئی تی شرت و یا دامن کوتاه نمی‌پوشیم.

ادامه

شعله های کاغذی و قاشق زنی در زندان زنان

 به‌به، چه شامی هم!مثلاً عید است، اما غذا سوپی است که تشکیل‌شده : از سویا، هویج، آب و جو. شب چهارشنبه سوری هم که غذا لوبیای سوخته بود. کاش حداقل یک غذای خوشمزه به ما می‌دادند. باکلاس‌ترین و خوشمزه‌ترین غذایمان قبلاً سیب‌زمینی و تخم‌مرغ بود. ولی الآن چند ماهی می‌شود که دیگر از آن‌هم خبری نیست. کاش شب عید بهمان تخم‌مرغ نیمرو می‌دادند. آخر همه بچه‌ها آن را دوست دارند و تقریباً فکر کنم یک سالی می‌شود که نتوانستیم آن را بخوریم.

ادامه

نوروز در زندان قرچک

من عاشق خرید کردنم. الآن هم می‌خوام برم بوتیک (فروشگاه کوچک زندان)، لباس برای عید بخرم، از اون لباس‌هایی که هرسال می یارن و همه شون یک‌شکل و یک رنگ‌اند. راستش اینجا برای ما عید معنایی نداره. فقط تنها چیزی که خیلی دوست دارم و هرسال باعث می شه روحم خیلی آروم بشه، همین خرید کردن است.»

ادامه

زنان در جهان و ایران/ جونی سیگر، سعید مدنی

وقتی از حقوق زنان حرف میزنیم دقیقا از چه چیزی حرف میزنیم. این سوال همواره یکی از دغدغه های اساسی فعالان حقوق زنان در جهت تبدیل این مساله به صورت مطالبه ای عمومی بوده است. عینیت بخشی و ترسیم وضعیتی واقعی از زنان در جوامعی که با وجود نابرابریها و ظلم های بسیار، تلاش در راستای احقاق حقوق آنها حتی جزو مطالبات دست چندم نیز قرار ندارد، از مهمترین اهداف این کتاب قلمداد می شود،

ادامه

زندگی خطرناک تن فروشان ترسیده در هند

بچه هایم هر روز از من می پرسند، پدر من کیست؟ آنها مادری با این  شغل را نمی خواهند. رانی گفت: یک بار خواستم برای پسرم در بانک حسابی باز کنم، وقتی خواستیم فر را پر کنیم، مدیر پرسید نام پدر؟  بعد از آن پسرم عصبانی شد و گفت نباید مرابه این شکل به دنیا می آوردی. ما از اینکه مجبوریم چنین شغلی داشته باشیم، متاسف هستیم، اما چاره ای نداریم.

ادامه

اینجا با ترس و لرز زندگی می کنیم

غنچه قوامی:این‌ها صدای پیاده شده تعدادی از زندانیان جرایم عادی زندان قرچک است که امیدی به مجلس و دولت و قوه ‌قضاییه ندارند و چشمشان به کمک‌های داوطلبانه مردمی است. چرا که این صداها بارها به گوش مقامات رسیده و هیچ. نه تنها زندانیان سیاسی و عقیدتی، بلکه زندانیان عادی هم حق و حقوق دارند و مستحق گذراندن حبس در چنین شرایطی نیستند. اصل تفکیک جرایم باید رعایت شود، اما نه تنها برای جداسازی زندانیان سیاسی از دیگران، بلکه هم‌چنین برای جلوگیری از انتقال و یادگیری تجارب بزهکارانه میان زندانیان جرائم اجتماعی.

ادامه

پیام زهرا رهنورد به مناسب روز زن: زمان پایان ظلم‌ها، نابرابری‌ها، سرک کشیدن‌ها به زندگی خصوصی و تبعیض‌ها رسیده است

زهرا رهنورد، فعال زنان محصور در زندان اختر در هشتمین سال حصر خود، در پیامی با تبریک روز زن به

ادامه

روزی به نام مادر/مینو مرتاضی لنگرودی

همه‌شان با هم و با ولنگاری و گستاخی، بدن‌های مادر و خواهرهای یکدیگر را به خاطر از دست دادن ترقه‌های صدا دار گران قیمت مورد تعرض کلامی و زبانی قرار می‌دهند و قهقه می‌زنند. یکی‌شان که ریزه میزه تراز دوتای دیگر هم هست با صدای هنوز نازکش که به قاعده معلوم است سعی دارد کلفت‌تر نشانش دهد گستاخ‌تر و بی پروا تراز دو تا رفیق دیگرش رگباری از فحش‌های جنسی نثار مادر و خواهرهای دوتای دیگر می‌کند..

ادامه