رواج ازدواج کودکان در روستاهای همدان

دخترها را به ازدواج تشویق می‌کنند اگر به دبیرستان دخترانه سر بزنید، نهایتاً ۲۵ نفر در آن تحصیل می‌کنند. پارسال در مجموع ۳۲ نفر بودند. مدرسه‌ای که باید بیش از ۱۲۰ دانش‌آموز داشته باشد. آمار ابتدایی ۳۰۰ نفر است و یک مرتبه در دبیرستان به ۲۵ نفر می‌رسد و این برای ما تکان دهنده است. این مسأله فقط مختص دختران هم نمی‌ماند. پسرها هم به خاطر درآمد مجبور می‌شوند تحصیل‌شان را رها کنند، یعنی از مقطع دبیرستان دخترها و پسرهای ما دنبال ازدواجند. نهایت پسرها تا ۱۸ سالگی دوام بیاورند اما دیگر دنبال درس و دانشگاه نمی‌روند. ازدواج در سن پایین همه انگیزه‌شان را گرفته.»

ادامه

برای هجرت پروین بختیار نژاد

مینو مرتاضی لنگرودی:بعد از بازگشت شجاعانه‌اش، پروین را به‌رغم جسمی که در جوانی سخت فرسوده بود و پیکر دردمند و در هم شکسته و بخصوص این اواخر این بسیار مهربانتر، خوب‌تر ،شادتر و وارسته تر و سخت کوش‌تر همیشه و از پیش می‌دیدم.

ادامه

پروین بختیارنژاد و آزادی و رهایی درونش

حبیب الله پیمان:همه کسانی که درموقعیتهای پرمخاطره و دشوار، وطن خویش راترک می کنند، انگیزه واحدی ندارند، گروهی نگران جان یا معیشت خود و خانواده خویش اند، واغلب آن را ازکسی پنهان نمی کنند.، گروهی می روند تا مجبور به زیرپاگذاشتن ارزشهایی که به زندگی شان معنامی دهد نشوند چراکه حس می کنند در تحت آن شریط، قادر به حفظ چیزهایی که زیستن راارزشمند می سازد، نیستند.

ادامه

زنان دیگر چه می‌خواهند

ذهنیت مردسالاری چنان در تار و پود تفکر، سنت و کهن الگوی جامعهٔ مردسالار تنیده که حتی زنان مدعی برابری را فریفته است و گذار از این شرایط، بازنگری‌ای به درون- از سوی خود زنان- را می‌طلبد. هشدار دیگر نگارنده خودبرتربینی زنان است که زنگ خطری به مراتب بزرگ برای جنبش فمینیسم است و آن را به بیراهه برده‌است.

ادامه

مجوز تماشای خانوادگی بازی ایران و اسپانیا در ورزشگاه آزادی صادر شد

ایسنا:مجوز تماشای خانوادگی بازی ایران و اسپانیا در ورزشگاه آزادی صادر شد. علاقه‌مندان به فوتبال می‌توانند همراه با اعضای خانواده‌شان

ادامه

دلایل خشونت خانگی در اهواز

نوجوان بودم که ماجرایی دهشتناک دهان به دهان مردم اهواز می‌چرخید، شایعه یا واقعی بودنش هیچگاه ثابت نشد ولی ماجرای زنی بود که از دست تحریکات مادرشوهرش و کتک زدن‌های همسرش به تنگ آمده بود، روزی تن را به آتش سپرد و آن هنگام که مادرشوهر برای نجاتش آمد او را نیز در آغوش گرفت و هر دو جان باختند.سه سال پیش تحقیقی انجام دادم در باب همسرکشی در اهواز که در خلال آن متوجه شدم تمامی زنانی که مبادرت به قتل همسر خود کرده اند از خشونت‌های پی در پی همسرشان حرف می‌زنند.

ادامه

روزهای روز/مهدیه کسائی زاده

«روزهای روز»، اولین اثر داستانی مهدیه کسایی زاده است که از دغدغه های او در موضوع «معنای زندگی» و از توجه به روند «پوچی» در جامعه و به خصوص در میان جوانان بر می خیزد. این کتاب بنا ندارد که پرسش از معنا را پاسخ دهد؛ اما نمایشگر یک زندگی معنادار است و با این که با رویکردی انتقادی، برخی مواضع فرهنگی را نشانه می گیرد، در سراسر خود، آرام بخش است و راه ها و فرصت هایی برای تأمل را به دست می دهد.

ادامه

چرا مهاجرت یک موضوع فمنیستی است

حدود یک میلیارد نفر در سرتاسر جهان مهاجر هستند. این یعنی از هر هفت نفر یک نفر مهاجر است. در میان تلاش‌های سیاستمدارن برای درک اینکه گروه‌های مهاجر چگونه بر جوامع، اقتصاد، امنیت و پایداری تأثیر می‌گذارند، نیازمندی‌های زنان و دختران در بین گروه‌های مهاجر از بین می‌رود. اما چرا مهاجرت یک نگرانی جدی برای زنان و دختران است؟این روزها، تمایلات ضد مهاجرتی در بسیاری از کشورها رو به افزایش است. در هر جایی که مهاجرت به صورت گسترده صورت می‌گیرد، نژادپرستی و بیگانه هراسی به عنوان جدی‌ترین نگرانی‌ها مطرح می‌شوند.

ادامه

روز سارا

روزسارا، نوشته مهدیه کسایی زاده، داستانی درباره زنی فرهیخته جوان است که از کودکی، بار سنگین منازعات عقیدتی و محرومیت از برخی عواطف طبیعی را به دوش کشیده است. او در دوران شکوفایی زندگی که به تدریس اشتغال دارد، با برخوردی ناروا رو به رو می‌شود که آن هم باورمندانه و عقیده محور است. از این رو، در پی آن بر می‌آید که بداند حقیقت ایمان چیست.
سارا، هر چند که از احساسات لطیف شاعرانه برخوردار است و با آن که در اثر نوعی خشونت در زندگی زناشویی، آسیبی ناپیدا را حمل می‌کند، در برابر چالش‌های فکری این جستجو، ضعف و کاستی نشان نمی‌دهد و خود را به دست تفکرات غالب نمی‌سپارد.

ادامه

زندگی در پناه مرگ

مینو مرتاضی لنگرودی:صبح روزی که نیمه شب اش مهندس سحابی دنیا را ترک گفت. هاله با ان تخیل پر قدرت و ذهن تصویر سازی که داشت برایمان تعریف کرد. درست زمانی که روح بیقرار و مهربان و سرشار از عشق پدرم عزت در تلاطم خروج از تن رنجور و از کار افتاده‌اش در بیمارستان مدرس در تهران بود. من در لواسان در رؤیا صدای پای پدرم را شنیدم و اورا دیدم که سرحال و سرپا و بدون عصا چست و چابک به خانه آمد. با خنده از او پرسیدم از بیمارستان فرار کردی؟ و عزت جوابم داد نه مرخص شدم.

ادامه