لازمه‌ی فمینیست‌بودن: ضدیت با جنگ و بی‌عدالتی یا نزدودنِ موی بدن؟

این فعالان با بردن اصل به حاشیه و تبدیل حاشیه‌ها به اصل، خواسته یا ناخواسته، دغدغه‌های گروهی از مردم ایران (قشر فرودست) را در این شرایط، کمرنگ جلوه می‌دهند و در نتیجه، به این‌که توجه گروه‌های دیگر مردم و یا حتی جامعه‌ی جهانی از فجایع ناشی از فساد، جنگ و تحریم برگرفته شود کمک می‌کنند. به بیان بهتر، هیچ‌کس مصائب جامعه‌ای را جدی نخواهد گرفت که در چنین شرایطی ذهنش به موضوعاتی نظیر زدودن یا نزدودن موی بدن مشغول داشته شود.

ادامه

نتایج یک نظرسنجی: روزنامه‌نگاران زن پس از شیوع کرونا امنیت روانی کمتری دارند

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران (IFJ)، نتایج بررسی داده‌های آخرین نظرسنجی خود را با تاکید بر جنسیت روزنامه‌نگاران شرکت کننده منتشر کرد.

ادامه

مریم میرزاخانی در بین هفت دانشمند زن تاثیرگذار

نهاد زنان سازمان ملل نوشته مریم میرزاخانی در سال ۲۰۱۷ بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت؛ اما شیوه تلاش و کار او در زمینه ریاضی، الهام‌بخش بسیاری از زنان جوان در جهان برای گام گذاشتن در این رشته شد.

ادامه

بهاره هدایت در اعتصاب غذاست

هنگامی که بهاره هدایت در برابر این سخن ماموران لباس شخصی درخواست ارایه برگه کتبی بازداشت را می‌کند، ماموران بدون نشان دادن حکم بازداشت، در برابر ساختمان حراست دانشگاه تهران با خشونت و ضرب‌وشتم از جمله ضربه زدن به پهلو و کشیدن موی سر، بهاره هدایت را به زور سوار ماشین می‌کنند و در ماشین نیز در برابر درخواست او مبنی بر ارایه حکم بازداشت دوباره او را ضرب‌وشتم کرده، سر او را به پایین فشار داده و به بازداشتگاه وزرا منتقل می‌کنند.

ادامه

زندان، کتاب و دگر هیچ!

خوشا به حال نویسنده‌ای که کتابش را در زندان می خوانند، زیرا زندانیان بهتر از هر کسی قدر آزادیی را که یک نویسنده مردمی برای آن می کوشد، در می یابند.
کتاب و زندان: وه! چه ترکیب مقدسی! چه تعبیر نازنینی! این دو که باهم باشند، همه دیوارهای ستم باهم فرو خواهند ریخت؛ از دیوار برلین هم اثری نخواهد ماند!

ادامه

بهاره هدایت، کتاب و زندان

نام بهاره هدایت را که می‌شنوم، دو تصویر در برابرچشمم می‌آید: زندان و کتاب. در زندان بیشتر وقت‌ها او را با کتاب می‌دیدم. می‌خواند و حاشیه می‌نوشت و یادداشت بر می‌داشت. موضوعی و روشمند، عطش سیری ناپذیرش برای دانستن و ولعش برای کتاب خواندن. مدتی تختم روبروی تختش بود.

ادامه

روایت زنانه از چهره مردانه «فرمانده‌مسعود»

در همان ابتدای کتاب و در گفت‌وگو با «صدیقه مسعود»- همسر مسعود- مشخص می‌شود نویسنده از یک نکته چندان راضی نیست: «نمی‌خواستم فضای کتاب این‌قدر مردانه باشد». همین نکته سبب می‌شود به عنوان خواننده بخواهم درباره این وجه زندگی فرمانده بدانم. روزنامه‌نگاربودن نویسنده به او کمک کرده تا بتواند حفره‌ای را که با توجه به دغدغه‌اش با آن روبه‌رو بوده است به گونه‌ای پر کند.

ادامه