شرایط سخت نرگس محمدی، زندانی سیاسی و مقاومت برسر آرمانهایش

کانون زنان ایرانی: جمعی از فعالان حقوق زنان، کنشگران مدنی و زندانیان سیاسی سابق دیروز چهل و ششمین سالروز تولد نرگس محمدی فعال حقوق بشری را که از چهار سال پیش در زندان است، گرامی داشتند. اغلب حاضران در این مراسم ضمن تقدیر از شجاعت نرگس و توضیح فعالیت‌های تأثیرگذار او در عرصه حقوق بشر و کانون مدافعان حقوق بشر تأکید کردند که او بااین‌وجود که از دوری خانواده مخصوصاً فرزندانش رنج می‌کشد، با سرافرازی مقاومت می‌کند و از مواضع خود کوتاه نمی‌آید.

ادامه

کتاب بهار جنبش زنان نوشته نوشین احمدی خراسانی

نوشین احمدی خراسانی: طی نزدیک به بیست سال فعالیت در جنبش زنان کشورم با پوست و گوشت لمس کرده‌ام که جنبش‌های اجتماعی سرزمینم به خصوص جنبش زنان از کمبود تاریخ مکتوب و نبود روایت‌های متنوع تاریخی، رنج می‌برند. از گذشته‌ها و تاریخ مبارزات و تلاش‌های دسته جمعی زنان ایران البته مکتوبات گرانبهایی به جای مانده ولی نه آن اندازه که بتواند امروزمان را غنی سازد.

ادامه

نامه ای از هند:دیوداسی یا روسپی های مقدس

رانی گفت: می‌بینی ما شبیه فاحشه‌های معمولی نیستیم، ما مقداری کرامت و ارزش داریم. بالاخره به خانه‌اش رسیدیم. ما مشتری‌هایمان را از کنار خیابان انتخاب نمی‌کنیم. ما پشت بوته‌ها و یا هرچیز دیگری پنهان نمی‌شویم. با مشتری‌هایمان صحبت می‌کنیم و برایشان زمان صرف می‌کنیم. همیشه آبرومندانه لباس می‌پوشیم، همیشه ساری‌های خوب می‌پوشیم، هرگز مانند زنان بمبئی تی شرت و یا دامن کوتاه نمی‌پوشیم.

ادامه

شعله های کاغذی و قاشق زنی در زندان زنان

 به‌به، چه شامی هم!مثلاً عید است، اما غذا سوپی است که تشکیل‌شده : از سویا، هویج، آب و جو. شب چهارشنبه سوری هم که غذا لوبیای سوخته بود. کاش حداقل یک غذای خوشمزه به ما می‌دادند. باکلاس‌ترین و خوشمزه‌ترین غذایمان قبلاً سیب‌زمینی و تخم‌مرغ بود. ولی الآن چند ماهی می‌شود که دیگر از آن‌هم خبری نیست. کاش شب عید بهمان تخم‌مرغ نیمرو می‌دادند. آخر همه بچه‌ها آن را دوست دارند و تقریباً فکر کنم یک سالی می‌شود که نتوانستیم آن را بخوریم.

ادامه

نوروز در زندان قرچک

من عاشق خرید کردنم. الآن هم می‌خوام برم بوتیک (فروشگاه کوچک زندان)، لباس برای عید بخرم، از اون لباس‌هایی که هرسال می یارن و همه شون یک‌شکل و یک رنگ‌اند. راستش اینجا برای ما عید معنایی نداره. فقط تنها چیزی که خیلی دوست دارم و هرسال باعث می شه روحم خیلی آروم بشه، همین خرید کردن است.»

ادامه

دختران کانون اصلاح و تربیت از نوروزشان می گویند

«اسفند ماه را دوست دارم به خاطر اینکه بوی عید می دهد، شاخه درخت ها شکوفه می زنند، مردم به جنب و جوش می افتند و خانه تکانی می کنند و آماده می شوند برای نوروز، ولی از همه مهمتر که دلم برایش حسابی لک زده خرید شب عید است. خیابان ها شلوغ می شود، بساطی ها جنس هایشان را حراج می کنند و توی این شلوغی نمی دانم چرا اینقدر کیف می کنم و دلم نمی خواهم به خانه برگردم!»

ادامه