اتاق کارم کوچک است

“در کنار من یک مررد دیگر در شرکت بود که وظایف مشابه من را داشت، اما با او از در محبت و عشق وارد نمی‌شد و او را این طور به بازی نمی‌گرفت. او مجبور نبود صبحانه و نهار و شام آقا را فراهم آورد، هر روز برایش نان تازه بگیرد، لباس پوشیدنش باب میل آقای رئیس تغییر کند. در حالی که بدون آن که بفهمم این‌ها به من تحمیل می‌شد”.

ادامه

سه شنبه غمگین

از میان جمعیتی که برای تماشای یک اعدامی آمده بودند خود را رساندم به آنطرف خیابان. هوا که تاریک می‌شود نرسیده به میدان امام حسین سرو کله ژنده پوشانی که در کیسه‌های خود کلی خنزرپنزر برای فروش دارند پیدا می‌شود.

ادامه

آن مرد…

برای برداشتن خمیردندان به پشت پنجره رفت. کنار قابلمهٔ غذا، کاغذی به چشم می‌خورد. یادداشتی از فاطمه بود. “شب می‌آیم پیشت. کار دارم. کار واجب…”. وقتی داشت خمیر دندان روی سوختگی پایش می‌مالید به فکر نوشتهٔ فاطمه افتاد. سر و ته نوشتهٔ خرچنگ قورباغهٔ فاطمه همین بود که می‌آید و کار دارد. چه کاری؟ ننوشته بود.

ادامه

من پروانه سما هستم، زنی از مزار شریف

بنابر فشارهای روحی و جسمی دچار عارضه شدم و با اضافه کردن یک نقطه از محرم به مجرم تبدیل شدم و بلاخره اینکه معلولم و به جرم معلولیتم در انزوا قرار داده شدم و شوهر ریا کار و بی مروت و نامردم ترکم نمود و رفت.

ادامه

دکتر هما ناطق: پژوهشگری جنسیت‌آگاه و تبعیض‌ستیز

در طول تاریخ معاصر ایران زنان پیشرو برجسته زیاد داشته‌‌ایم، اما آنچه هما ناطق را از بقیه متمایز می‌کند، این است که او ، یکی از پیشروان تاریخ اجتماعی ایران معاصر بود. او، به همراه فریدون آدمیت، تاریخ‌پژوهی با دیدگاه‌ها و تحلیل‌های مدرن را در ایران متحول کرد.

ادامه

چالش‌های زندگی زنان موفق در یک فیلم

به نظر من یکی از مفاهیم اصلی این فیلم چالش‌های زندگی زنان موفق است. این که آیا واقعاً مادرِ شاغل صرف نظر از نوع شغل و زمانی که با فرزند و همسرش می‌گذراند، صرفاً به خاطر شاغل بودن مادر و همسر بدی است؟

ادامه

برادری که به خاطر قتل خواهرش یک پیکان جایزه گرفت

پدر، مادر، و برادر بزرگ‌تر دختر دردادگاه خانوادگی دختر را محاکمه و محکوم به مرگ می‌کنند ولی اجرای حکم به دلیل کند بودن کارد آشپزخانه نا موفق می‌ماند. یعنی در زمانی که پدر و مادر دختر دست و پا و دهان اورا گرفته و دم باغچه برای بریده سرش او را زیر پای برادرش می‌گذارند، برادر نمی‌تواند با کارد آشپزخانه سر خواهر خود را ببرد و او را با زخمی شدید بر گردن موقتاً رها می‌کند. دختر هم از ترس به هیچ کس سخنی نمی‌گوید.

ادامه

تجریه یک آزار جنسی و خبرنگاران زن ایتالیایی در ایران

راستش را بگویم حتی می ترسیدم از اینکه اینجا این حرفها را بزنم. اما خواستم درد دل کنم با شمایی که شاید به اندازه من هم دغذغه زنان دارید و هم دلتان برای آبروی کشورتان می سوزد. ببینم آیا شما هم مثل من از شنیدن این خبر سرافکنده و غمگین شدید؟

ادامه