راه طولانی کابل

بالاخره هزار توی به ظاهر بی پایان، پایان یافت. ما به آخر همه صف‌های انتظار رسیدیم. چمدان‌ها را تحویل دادیم. از گیت‌ها رد شدیم. کارت پرواز گرفتیم و در مواجهه نگاه‌های پرسان همسفرانمان در صندلی هامان مستقر شده‌ایم. آماده‌ایم تا با همه مجهول‌های ذهن خودمان و دیگران درباره سرزمین عجیب و غریبی که فقط از لنز دوربین رسانه‌ها و کتاب‌ها می‌شناختیم پایان دهیم و به فکت‌های دست اول و اطلاعات بدون فیلتر دست پیدا کنیم.

ادامه

بیانیه مشترک روزنامه نگاران ایران و افغانستان:ما درد مشترکیم

ما با همدردی و همنوایی با تمام انسانهای این کره خاکی که قربانی تروریزم شده اند تلاش می کنیم تا جهانیان را متوجه تبعات فاجعه بار و گسترده نفوذ تروریزم در گوشه و کنار جهان سازیم.

ادامه

آنکه دلیری راه سپردن تا چکاد کوه‌ها را داشت   

مینو مرتاضی لنگرودی:دفتر خاطرات هاله را که ورق میزنم از خلال نوشته‌هایش طنازیهای بی‌بدیلش را به خاطر می‌آورم. آنجا که می نویسد :در اردوگاه رامهرمز یکی از برادر ها امد و گفت خواهرم اینجا هستید یک شامی برای ما بپزید ثواب داره و ما گفتیم چون ما در خانه شام درست نمی کردیم مادرمان فرستادمان اینجا !

ادامه