زنان چین و چند نکته

بالاخره با یکی از بزرگ‌ترین ترس‌های زندگی‌ام روبرو شدم و به چین سفر کردم، این کشور بزرگ و پرجمعیت که مردمش غذاهای عجیب و غریب می‌خورند و به سخت‌ترین زبان دنیا حرف می‌زنند. اگر بخواهم راستش را بگویم این تجربه حتی از آن چیزی که تصور می‌کردم هم عجیب‌تر بود.

ادامه

شمع‌های بی فروغ

ساعت پنج عصر با چشمهای گریان از شرکت خارج شدم. با این حال خرابم نمی‌توانستم به خانه بروم. هفت ماه بود که به عنوان آبدارچی در این شرکت استخدام شده بودم. اولین روز مصاحبه‌ام با مدیر داخلی خانم صوفی بود. می‌گفت کار شما خیلی سخت نیست.

ادامه

اتاق کارم کوچک است

“در کنار من یک مررد دیگر در شرکت بود که وظایف مشابه من را داشت، اما با او از در محبت و عشق وارد نمی‌شد و او را این طور به بازی نمی‌گرفت. او مجبور نبود صبحانه و نهار و شام آقا را فراهم آورد، هر روز برایش نان تازه بگیرد، لباس پوشیدنش باب میل آقای رئیس تغییر کند. در حالی که بدون آن که بفهمم این‌ها به من تحمیل می‌شد”.

ادامه

سه شنبه غمگین

از میان جمعیتی که برای تماشای یک اعدامی آمده بودند خود را رساندم به آنطرف خیابان. هوا که تاریک می‌شود نرسیده به میدان امام حسین سرو کله ژنده پوشانی که در کیسه‌های خود کلی خنزرپنزر برای فروش دارند پیدا می‌شود.

ادامه

آن مرد…

برای برداشتن خمیردندان به پشت پنجره رفت. کنار قابلمهٔ غذا، کاغذی به چشم می‌خورد. یادداشتی از فاطمه بود. “شب می‌آیم پیشت. کار دارم. کار واجب…”. وقتی داشت خمیر دندان روی سوختگی پایش می‌مالید به فکر نوشتهٔ فاطمه افتاد. سر و ته نوشتهٔ خرچنگ قورباغهٔ فاطمه همین بود که می‌آید و کار دارد. چه کاری؟ ننوشته بود.

ادامه

من پروانه سما هستم، زنی از مزار شریف

بنابر فشارهای روحی و جسمی دچار عارضه شدم و با اضافه کردن یک نقطه از محرم به مجرم تبدیل شدم و بلاخره اینکه معلولم و به جرم معلولیتم در انزوا قرار داده شدم و شوهر ریا کار و بی مروت و نامردم ترکم نمود و رفت.

ادامه

دکتر هما ناطق: پژوهشگری جنسیت‌آگاه و تبعیض‌ستیز

در طول تاریخ معاصر ایران زنان پیشرو برجسته زیاد داشته‌‌ایم، اما آنچه هما ناطق را از بقیه متمایز می‌کند، این است که او ، یکی از پیشروان تاریخ اجتماعی ایران معاصر بود. او، به همراه فریدون آدمیت، تاریخ‌پژوهی با دیدگاه‌ها و تحلیل‌های مدرن را در ایران متحول کرد.

ادامه