هنجارهای اجتماعی چگونه باعث شکل گیری تبعیض جنسی می شود

کانون زنان ایرانی- امیر ناطق پور:
آمارها نشان می دهد که در سال های اخیر تعداد آزارهای جنسی زنان رو به افزایش بوده است. نکته جالب این است که افزایش این آمار منحصر به کشورهای جهان سوم نیست و کشورهای متمدن اروپایی را هم در برمیگیرد. به باور بسیاری از کارشناسان این معضلات در جامعه حل نخواهد شد مگر اینکه عرف ها و باورهای جنسیتی ای که در جوامع وجود دارد مورد بازبینی و بررسی مجدد قرار گیرند.

ادامه

سهم جنسیت در نابرابری اقتصادی

نظام اقتصادی کنونی در چند دهه گذشته موفقیت چندانی در ایجاد مشاغل و فرصت های مناسب برای زنان در جهان، به ویژه در کشورهای در حال توسعه که نابرابری جنسیتی زیاد است، نداشته است. بنابراین، از آنجا که سهم رشد اقتصادی به کارگران در دهه‌های اخیر به طور چشمگیری شکست خورده، زنان با داشتن شغل‌هایی با درآمد پایین، در شرایط نامساعد قرار گرفته اند. این اتفاق باعث شده است تا جمعیت عظیمی از کارگران، حقوق رسمی کارگری نداشته باشند.

ادامه

دختران خیابان انقلاب و پوپولیسم سیاسی

به نظر می‌رسد برای دست‌یابی زنان به کنترل بر پوشش‌شان، اتفاقاً می‌بایست از درگیرکردن پوشش و بدن زنان در رقابت‌ها و منازعاتِ گروه‌های مختلف سیاسی، پرهیز کرد. زیرا درگیر‌کردن بدن و پوشش زنان در منازعات سیاسی، نمی‌تواند «منطق اصلی» تحمیل حجاب اجباری (منطقی که مسئله پوشش زنان را نه موضوعی خصوصی و مربوط به زنان، بلکه مسئله‌ای سیاسی می‌داند) را هدف بگیرد، آن را از درون بی‌معنا سازد و موتور محرک‌اش را از کار بیاندازد. چرا که اساساً حجاب اجباری از دل همین درگیری‌ها و منازعات سیاسی بر جامعه تحمیل شد و گروه‌های تندرو اسلامی، «حجاب» را به پرچم و «هویت سیاسی» خود و نمادی برای «اسلامیت جامعه» تبدیل کردند

ادامه

دلایل خشونت خانگی در اهواز

نوجوان بودم که ماجرایی دهشتناک دهان به دهان مردم اهواز می‌چرخید، شایعه یا واقعی بودنش هیچگاه ثابت نشد ولی ماجرای زنی بود که از دست تحریکات مادرشوهرش و کتک زدن‌های همسرش به تنگ آمده بود، روزی تن را به آتش سپرد و آن هنگام که مادرشوهر برای نجاتش آمد او را نیز در آغوش گرفت و هر دو جان باختند.سه سال پیش تحقیقی انجام دادم در باب همسرکشی در اهواز که در خلال آن متوجه شدم تمامی زنانی که مبادرت به قتل همسر خود کرده اند از خشونت‌های پی در پی همسرشان حرف می‌زنند.

ادامه

چرا مهاجرت یک موضوع فمنیستی است

حدود یک میلیارد نفر در سرتاسر جهان مهاجر هستند. این یعنی از هر هفت نفر یک نفر مهاجر است. در میان تلاش‌های سیاستمدارن برای درک اینکه گروه‌های مهاجر چگونه بر جوامع، اقتصاد، امنیت و پایداری تأثیر می‌گذارند، نیازمندی‌های زنان و دختران در بین گروه‌های مهاجر از بین می‌رود. اما چرا مهاجرت یک نگرانی جدی برای زنان و دختران است؟این روزها، تمایلات ضد مهاجرتی در بسیاری از کشورها رو به افزایش است. در هر جایی که مهاجرت به صورت گسترده صورت می‌گیرد، نژادپرستی و بیگانه هراسی به عنوان جدی‌ترین نگرانی‌ها مطرح می‌شوند.

ادامه

زندانیانی که برای یک ماه کارسخت ۱۵هزارتومان حقوق می گیرند

یکی از مشکلات بچه‌های زندان در قسمت کارگاه، این است که نهایت کار را می‌کنند و ماهیانه حقوق ۱۵ هزار تومان دریافت می‌کنند و خیلی‌ها واریزی حساب ندارند. آیا به نظر شما با ماهی ۱۵ هزار تومان می‌توان امرار معاش کرد؟ در صورتی که از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۵ بعدازظهر یکسره پشت چرخ هستند، با این حقوق و با این غذاهایی که قابلیت خوردن ندارند، چطور شکممان را سیر کنیم؟

ادامه

نامه ای از هند:دیوداسی یا روسپی های مقدس

رانی گفت: می‌بینی ما شبیه فاحشه‌های معمولی نیستیم، ما مقداری کرامت و ارزش داریم. بالاخره به خانه‌اش رسیدیم. ما مشتری‌هایمان را از کنار خیابان انتخاب نمی‌کنیم. ما پشت بوته‌ها و یا هرچیز دیگری پنهان نمی‌شویم. با مشتری‌هایمان صحبت می‌کنیم و برایشان زمان صرف می‌کنیم. همیشه آبرومندانه لباس می‌پوشیم، همیشه ساری‌های خوب می‌پوشیم، هرگز مانند زنان بمبئی تی شرت و یا دامن کوتاه نمی‌پوشیم.

ادامه

شعله های کاغذی و قاشق زنی در زندان زنان

 به‌به، چه شامی هم!مثلاً عید است، اما غذا سوپی است که تشکیل‌شده : از سویا، هویج، آب و جو. شب چهارشنبه سوری هم که غذا لوبیای سوخته بود. کاش حداقل یک غذای خوشمزه به ما می‌دادند. باکلاس‌ترین و خوشمزه‌ترین غذایمان قبلاً سیب‌زمینی و تخم‌مرغ بود. ولی الآن چند ماهی می‌شود که دیگر از آن‌هم خبری نیست. کاش شب عید بهمان تخم‌مرغ نیمرو می‌دادند. آخر همه بچه‌ها آن را دوست دارند و تقریباً فکر کنم یک سالی می‌شود که نتوانستیم آن را بخوریم.

ادامه

نوروز در زندان قرچک

من عاشق خرید کردنم. الآن هم می‌خوام برم بوتیک (فروشگاه کوچک زندان)، لباس برای عید بخرم، از اون لباس‌هایی که هرسال می یارن و همه شون یک‌شکل و یک رنگ‌اند. راستش اینجا برای ما عید معنایی نداره. فقط تنها چیزی که خیلی دوست دارم و هرسال باعث می شه روحم خیلی آروم بشه، همین خرید کردن است.»

ادامه

زندگی خطرناک تن فروشان ترسیده در هند

بچه هایم هر روز از من می پرسند، پدر من کیست؟ آنها مادری با این  شغل را نمی خواهند. رانی گفت: یک بار خواستم برای پسرم در بانک حسابی باز کنم، وقتی خواستیم فر را پر کنیم، مدیر پرسید نام پدر؟  بعد از آن پسرم عصبانی شد و گفت نباید مرابه این شکل به دنیا می آوردی. ما از اینکه مجبوریم چنین شغلی داشته باشیم، متاسف هستیم، اما چاره ای نداریم.

ادامه