صدایی جدید در فوتبال عربستان

منایر القحطانی می‌گوید:” نمی‌دانم چرا باید ورود زنان به استادیوم اشتباه یا ممنوع باشد”. او همچنین در توئیتر خود نوشت: “برعکس، این مساله علیه مذهب یا سنت‌ها و آداب ما نیست. خیلی از زنان پیگیر فوتبال هستند و ما زمان پخش بازی دورهم جمع می‌شویم. این حق قانونی ماست.”ولی بعضی‌ها از هشتگ‌هایی برای نقد این رویداد استفاده می‌کنند با این عنوان که جای زنان در خانه است، کارشان تربیت فرزندان و حفظ تعهد اخلاقی است نه اینکه به استادیوم‌هایی بروند که جمعیت مردان الفاظ رکیک و خشن به کار می‌برند.

ادامه

روایت رنج و اعتراض ترنس‌سکشوال‌ها در خودکار بیکار

کانون زنان ایرانی-فریده غائب:غروب جمعه است. تماشاچیان بیرون از سالن نمایش منتظر تماشای تئاتر “خودکار بیکار” کاری از سامان ارسطو هستند. اما پردهٔ اول نمایش همان بیرون سالن اجرا می‌شود. داستان زندگی یک ترنس‌سکشوال که زندگی واقعی خودِ سامان ارسطوست. زمانی فرزانه ارسطو بوده و چند سالی است با عمل جراحی به هویت دلخواهش یعنی سامان ارسطو بودن رسیده است.

ادامه

روایت مردان:چرا متلک می گوییم

غنچه قوامی:شوخی و خنده و تفریح، یکی دیگر از انگیزه‌هایی است که مردان برای آزار دادن زنان در فضاهای عمومی مطرح می‌کنند. در جمع‌های دوستانه پسرانه این موضوع شدت می‌گیرد و به نوعی نمایش «مردانگی» افتخارآمیز تبدیل می‌شود. چرا که «مرد» بودن ارزش محسوب می‌شود. یکی از باورهای غلطی که وجود دارد این است که زنان متلک‌ها و مزاحمت‌ها را توجه و تحسین تلقی می‌کنند و طالب آن هستند، بویژه اگر پوشش رسمی تبلیغ شده را رعایت نکرده باشند.

ادامه

«ندبه»ی بیضایی صدای اعتراضی زنان است

گلباجی در ندبه پر از امید است. او همیشه با نوحه‌خوانی دخترها مخالف بود و هر وقت نگرانی و دغدغه‌ای داشت به آن‌ها نهیب می‌زد مولودی بخوانید. گلباجی همیشه به بهبود شرایط امید داشت. تنها وقتی دیگر امیدی نبود به دخترها گفت نوحه بخوانند. تلاش شده این امید با دکورد دایره‌ای، حرکات دایره‌وار و حتی دور دایره نشستن به عنوان سمبل در حرکت بودن و تکامل جهان به تصویر کشیده شود. صحنه پایانی با چرخش و دایره به عزاداری و نوحه‌خوانیِ اولیه باز می‌گردد. دایره نماد چرخش، جاری بودن و زایش است. در دراماتولوژی نمایش حرکت بازیگران، نشستن بازیگران، حضور زنان به عنوان چرخه زندگی حفظ شود. زن یعنی زمین، زن یعنی زندگی.

ادامه

روایت ساده از یک آزار خیابانی

صابره صادقی:از کودکی به ما آموخته بودند که بی محلی، بهترین جواب به آزار خیابانی است اما نمی دانم چرا هربار بی محلی می کردم اوضاع بدتر می شد. نه دفعات آزار کم می شدند و نه حال من بهتر می شد. با خودم فکر کردم حتما یک جای کار ایراد دارد. حتما مادران ما همیشه لزوما “درست ترین راهبرد” را به ما نمی گویند. این شد که این بار خواستم جواب بدهم و جواب دادم. داد زدم. به او گفتم چه احساسی دارم وقتی آنطور لبانش را روی هم می گذارد و آنقدر کریه می گوید “جوووون”

ادامه

نه فقط آنها که به ما متلک گفتند حتی شما که سکوت کردید

«شما هوا را اشغال کرده‌اید و توانایی ما برای نفس کشیدن را گرفته‌اید. و حتی غم‌انگیزتر اینکه شما به ما باورانده‌اید که نفس کشیدن نباید حتی نیاز ما باشد.» اما منظور از شمایی که هوا گرفته‌اید، فقط آنهایی نیست که به ما متلک گفته‌اند، دست زده‌اند و بهمان تجاوز کرده‌اند، بلکه آنهایی است که ساکت مانده‌اند. آزارهای جنسی خیابانی بسیار ریشه‌ای‌تر و مهم‌تر از آن است که تا به امروز مورد توجه قرار گرفته است.

ادامه

ضد خشونت علیه زنان می نویسند اما به آن عمل نمی کنند

جامعه هم شاید متوجه شده است که آدم‌های درون حباب درحال شعار دادن هستند و در واقعیت مشغول به انجام کار دیگری هستند. البته طبیعی هم است که درگیر شعار دادن شده باشیم، همین که ۳۹ سال نهاد حاکمیت در کشورمان در حال شعار دادن بوده، برای ما تبدیل به عادت شده است. ما که از قضا حرف زدن را هم خوب بلد هستیم عادت شعار دادن و حرف زدن وارد زندگی شخصی و کارمان شده است.

ادامه

داستان یک ترمیم

مینو مرتاضی لنگرودی:به او می گویم فکر نمی‌کنی بهتر باشه اول به ترمیم روان آسیب دیده دخترکت برسی. آسیب جسمی در پرتو روان قوی به راحتی قابل‌ترمیم خواهد بود. و از او می‌پرسم چرا به همسرت نمی‌گویی؟ چرا اینهمه رنج را بر خودت هموار کرده ای؟ و دهها چرای دیگر که به تدریج از او پرسیدم. مادر و دختر را نزد روانپزشک و مشاور بردم.

ادامه

تجربه زنانه در آرایشگاهی در کابل

آدرس را پرسیدیم. یکی از دوستان افغانستانی با ماشین ما را تا نزدیکی آرایشگاه رساند. چند دقیقه‌ای پیاده‌روی کردیم تا به محل آرایشگاه کلئوپاترا رسیدیم. کوچه‌ای که آرایشگاه در آن قرار داشت نسبتاً خلوت بود. دو سرباز با اسلحله  ورودی را کنترل می‌کردند و مردانی هم رو به روی آدرس مورد نظر ما ایستاده بودند.

ادامه

چرا زنان خشونت را می پذیرند

ساناز حمزه علی:زنان خشونت را تحمل می کنند چرا که در فرهنگ پدرسالارانه و تربیت جنسیتی آنها مردان به عنوان فرادستان حق اعمال خشونت را دارند. در مطالعه ای که شهین علیایی زند در اواسط دهه ۸۰ شمسی بر زنان خشونت دیده در ایران انجام داد، نشان داده شد که هیچ یک از این زنان حاضر به طلاق و جدایی و پایان بخشیدن به شرایط دشوار زندگی خود نبودند.

ادامه