زندگی خطرناک تن فروشان ترسیده در هند

بچه هایم هر روز از من می پرسند، پدر من کیست؟ آنها مادری با این  شغل را نمی خواهند. رانی گفت: یک بار خواستم برای پسرم در بانک حسابی باز کنم، وقتی خواستیم فر را پر کنیم، مدیر پرسید نام پدر؟  بعد از آن پسرم عصبانی شد و گفت نباید مرابه این شکل به دنیا می آوردی. ما از اینکه مجبوریم چنین شغلی داشته باشیم، متاسف هستیم، اما چاره ای نداریم.

ادامه

اینجا با ترس و لرز زندگی می کنیم

غنچه قوامی:این‌ها صدای پیاده شده تعدادی از زندانیان جرایم عادی زندان قرچک است که امیدی به مجلس و دولت و قوه ‌قضاییه ندارند و چشمشان به کمک‌های داوطلبانه مردمی است. چرا که این صداها بارها به گوش مقامات رسیده و هیچ. نه تنها زندانیان سیاسی و عقیدتی، بلکه زندانیان عادی هم حق و حقوق دارند و مستحق گذراندن حبس در چنین شرایطی نیستند. اصل تفکیک جرایم باید رعایت شود، اما نه تنها برای جداسازی زندانیان سیاسی از دیگران، بلکه هم‌چنین برای جلوگیری از انتقال و یادگیری تجارب بزهکارانه میان زندانیان جرائم اجتماعی.

ادامه

آخرین وضعیت دختران خیابان انقلاب در گفت و گو با وکیل شان نسرین ستوده

دو نفر از دختران خیابان انقلاب دوشنبه شب ساعت ۱۱ به بازپرسی برای تفهیم اتهام فرخوانده شده‌اند. اول اینکه تمام این روزها همسر خانم شجری‌زاده مصرانه پیگیر پرونده در دادسراهای اوین، ارشاد، زندان اوین و… بودند و به او هیچ پاسخی داده نشد. ناگهان شبانه او را برای تفهیم اتهام برده‌اند. در حالی که من به قانون حفظ حقوق شهروندان اشاره می‌کنم که بازجویی را در ۵ حالت از پشت سر، با چشم‌بند، روبه‌دیوار، طولانی مدت و یا شب‌هنگام ممنوع اعلام کرده است. یعنی هر بازجویی یکی از این پنج ویژگی را داشته باشد، کلاً قابل استناد نیست. اعزام موکلین من بعد از ساعت خاموشی زندان خلاف قانون بوده ا

ادامه

روایت نرگس حسینی از زندان قرچک، حوادث روز بازداشت و دادگاه

نکتهٔ مهمی که در زندان قرچک به چششم آمد: به بیشتر زندانی‌ها آنقدر قرص‌های آرام‌بخش و خواب‌آور می‌دهند که شبیه مرده‌های متحرک بودند و آنقدر تحت تأثیر دارو بودند که رفتارشان در کنترل خودشان نبود. خیلی‌هایشان اعتیاد به مواد مخدر را آنجا ترک کردند اما به دارو معتاد شدند. دختری به خاطر سرقت گوشی در زندان بود که از وقتی به زندان آمده سیگاری شده و معتاد به دارو. یکی را که سابقه‌دار نیست قاطی سابقه‌دارها می‌کنن. بیشترشان قرص کلونازپام یک می‌خورند.

ادامه

صدایی جدید در فوتبال عربستان

منایر القحطانی می‌گوید:” نمی‌دانم چرا باید ورود زنان به استادیوم اشتباه یا ممنوع باشد”. او همچنین در توئیتر خود نوشت: “برعکس، این مساله علیه مذهب یا سنت‌ها و آداب ما نیست. خیلی از زنان پیگیر فوتبال هستند و ما زمان پخش بازی دورهم جمع می‌شویم. این حق قانونی ماست.”ولی بعضی‌ها از هشتگ‌هایی برای نقد این رویداد استفاده می‌کنند با این عنوان که جای زنان در خانه است، کارشان تربیت فرزندان و حفظ تعهد اخلاقی است نه اینکه به استادیوم‌هایی بروند که جمعیت مردان الفاظ رکیک و خشن به کار می‌برند.

ادامه

روایت رنج و اعتراض ترنس‌سکشوال‌ها در خودکار بیکار

کانون زنان ایرانی-فریده غائب:غروب جمعه است. تماشاچیان بیرون از سالن نمایش منتظر تماشای تئاتر “خودکار بیکار” کاری از سامان ارسطو هستند. اما پردهٔ اول نمایش همان بیرون سالن اجرا می‌شود. داستان زندگی یک ترنس‌سکشوال که زندگی واقعی خودِ سامان ارسطوست. زمانی فرزانه ارسطو بوده و چند سالی است با عمل جراحی به هویت دلخواهش یعنی سامان ارسطو بودن رسیده است.

ادامه

روایت مردان:چرا متلک می گوییم

غنچه قوامی:شوخی و خنده و تفریح، یکی دیگر از انگیزه‌هایی است که مردان برای آزار دادن زنان در فضاهای عمومی مطرح می‌کنند. در جمع‌های دوستانه پسرانه این موضوع شدت می‌گیرد و به نوعی نمایش «مردانگی» افتخارآمیز تبدیل می‌شود. چرا که «مرد» بودن ارزش محسوب می‌شود. یکی از باورهای غلطی که وجود دارد این است که زنان متلک‌ها و مزاحمت‌ها را توجه و تحسین تلقی می‌کنند و طالب آن هستند، بویژه اگر پوشش رسمی تبلیغ شده را رعایت نکرده باشند.

ادامه

«ندبه»ی بیضایی صدای اعتراضی زنان است

گلباجی در ندبه پر از امید است. او همیشه با نوحه‌خوانی دخترها مخالف بود و هر وقت نگرانی و دغدغه‌ای داشت به آن‌ها نهیب می‌زد مولودی بخوانید. گلباجی همیشه به بهبود شرایط امید داشت. تنها وقتی دیگر امیدی نبود به دخترها گفت نوحه بخوانند. تلاش شده این امید با دکورد دایره‌ای، حرکات دایره‌وار و حتی دور دایره نشستن به عنوان سمبل در حرکت بودن و تکامل جهان به تصویر کشیده شود. صحنه پایانی با چرخش و دایره به عزاداری و نوحه‌خوانیِ اولیه باز می‌گردد. دایره نماد چرخش، جاری بودن و زایش است. در دراماتولوژی نمایش حرکت بازیگران، نشستن بازیگران، حضور زنان به عنوان چرخه زندگی حفظ شود. زن یعنی زمین، زن یعنی زندگی.

ادامه

روایت ساده از یک آزار خیابانی

صابره صادقی:از کودکی به ما آموخته بودند که بی محلی، بهترین جواب به آزار خیابانی است اما نمی دانم چرا هربار بی محلی می کردم اوضاع بدتر می شد. نه دفعات آزار کم می شدند و نه حال من بهتر می شد. با خودم فکر کردم حتما یک جای کار ایراد دارد. حتما مادران ما همیشه لزوما “درست ترین راهبرد” را به ما نمی گویند. این شد که این بار خواستم جواب بدهم و جواب دادم. داد زدم. به او گفتم چه احساسی دارم وقتی آنطور لبانش را روی هم می گذارد و آنقدر کریه می گوید “جوووون”

ادامه