روایت ساده از یک آزار خیابانی

صابره صادقی:از کودکی به ما آموخته بودند که بی محلی، بهترین جواب به آزار خیابانی است اما نمی دانم چرا هربار بی محلی می کردم اوضاع بدتر می شد. نه دفعات آزار کم می شدند و نه حال من بهتر می شد. با خودم فکر کردم حتما یک جای کار ایراد دارد. حتما مادران ما همیشه لزوما “درست ترین راهبرد” را به ما نمی گویند. این شد که این بار خواستم جواب بدهم و جواب دادم. داد زدم. به او گفتم چه احساسی دارم وقتی آنطور لبانش را روی هم می گذارد و آنقدر کریه می گوید “جوووون”

ادامه

نه فقط آنها که به ما متلک گفتند حتی شما که سکوت کردید

«شما هوا را اشغال کرده‌اید و توانایی ما برای نفس کشیدن را گرفته‌اید. و حتی غم‌انگیزتر اینکه شما به ما باورانده‌اید که نفس کشیدن نباید حتی نیاز ما باشد.» اما منظور از شمایی که هوا گرفته‌اید، فقط آنهایی نیست که به ما متلک گفته‌اند، دست زده‌اند و بهمان تجاوز کرده‌اند، بلکه آنهایی است که ساکت مانده‌اند. آزارهای جنسی خیابانی بسیار ریشه‌ای‌تر و مهم‌تر از آن است که تا به امروز مورد توجه قرار گرفته است.

ادامه

ضد خشونت علیه زنان می نویسند اما به آن عمل نمی کنند

جامعه هم شاید متوجه شده است که آدم‌های درون حباب درحال شعار دادن هستند و در واقعیت مشغول به انجام کار دیگری هستند. البته طبیعی هم است که درگیر شعار دادن شده باشیم، همین که ۳۹ سال نهاد حاکمیت در کشورمان در حال شعار دادن بوده، برای ما تبدیل به عادت شده است. ما که از قضا حرف زدن را هم خوب بلد هستیم عادت شعار دادن و حرف زدن وارد زندگی شخصی و کارمان شده است.

ادامه

داستان یک ترمیم

مینو مرتاضی لنگرودی:به او می گویم فکر نمی‌کنی بهتر باشه اول به ترمیم روان آسیب دیده دخترکت برسی. آسیب جسمی در پرتو روان قوی به راحتی قابل‌ترمیم خواهد بود. و از او می‌پرسم چرا به همسرت نمی‌گویی؟ چرا اینهمه رنج را بر خودت هموار کرده ای؟ و دهها چرای دیگر که به تدریج از او پرسیدم. مادر و دختر را نزد روانپزشک و مشاور بردم.

ادامه

تجربه زنانه در آرایشگاهی در کابل

آدرس را پرسیدیم. یکی از دوستان افغانستانی با ماشین ما را تا نزدیکی آرایشگاه رساند. چند دقیقه‌ای پیاده‌روی کردیم تا به محل آرایشگاه کلئوپاترا رسیدیم. کوچه‌ای که آرایشگاه در آن قرار داشت نسبتاً خلوت بود. دو سرباز با اسلحله  ورودی را کنترل می‌کردند و مردانی هم رو به روی آدرس مورد نظر ما ایستاده بودند.

ادامه

چرا زنان خشونت را می پذیرند

ساناز حمزه علی:زنان خشونت را تحمل می کنند چرا که در فرهنگ پدرسالارانه و تربیت جنسیتی آنها مردان به عنوان فرادستان حق اعمال خشونت را دارند. در مطالعه ای که شهین علیایی زند در اواسط دهه ۸۰ شمسی بر زنان خشونت دیده در ایران انجام داد، نشان داده شد که هیچ یک از این زنان حاضر به طلاق و جدایی و پایان بخشیدن به شرایط دشوار زندگی خود نبودند.

ادامه

روایت پروانه و حمیده از خشونت شوهران شان

نسترن طارسی:رئیسش با او بد حرف بزند، شب سر من داد می‌زند. برادرم به او خیلی احترام نگذارد، من را کتک می‌زند. رفیق دیرین خودش، دوست و انتخاب خودش به او پول قرض ندهد، منم که باید داد و کتک را تحمل کنم. به خاطر همین رفتارها بچه‌ّهایمان هم به او احترام زیادی نمی‌گذارند. همین هم عصبی‌اش می‌کند و به من توهین می‌کند.

ادامه

در انتهای کوچه خوشبخت

حالا در انتهای کوچه خوشبخت راضیه بزک کرده منتظر است تا پسرش از مدرسه برگردد و او را کنار عمه صنوبر خواب کند. بعد نوبت اوست… نوبت رفتن در کوچه پس کوچه‌های درخونگاه و عودلاجان برای شبی ۱۵ هزار تومان. راضیه صبح‌ها کارگر خانه‌هاست و شب‌ها برده جنسی. با نگاهی خالی از حس به ما نگاه می‌کند و می‌گوید: زندگی را باید پذیرفت و من هم پذیرفتم که سهمم بیشتر از این نیست…»

ادامه

متلک می گم چون حجابت خوب نیست

به اندازه دیگر عابران خود را نیز رصد می‌کنم. همیشه سعی کرده‌ام با متلک‌پرانی آگاهانه مواجه شوم. به این معنی که حتی‌الامکان برخورد بکنم، مانتو روسری‌ام را دودستی نچسبم و در موضع ضعف و تقصیر قرار نگیرم. با این حال گاهی ناخواسته زبانم بند می‌آید و سریعاً سر و وضعم را چک می‌کنم.

ادامه

جنبشِ نه به خشونت علیه زنان در آمریکا

هلیا عسگری:جنبش‌های پایان دادن به خشونت علیه زنان در آمریکا طی ۴۵ سال گذشتهدستاوردهای بی سابقه‌ای داشته است.فعالان حقوق زنان توانستند طی این سالها موضوع‌های مربوط به خشونتخانگی، تجاوز توسط همسر، ضرب و شتم، قاچاق زنان و زنای با محارم را مطرح کرده و توجه افکار عمومی را نسبت به این مسائل جلب کنند و برای جبران آسیب‌های وارده هم از بعد قانونی و هم جنبه اجتماعی این مسئله را پیگیری کنند.

ادامه