روزی که فهمیدم من فرزند دونفرم

در را زد و و وارد اتاق شد. مدیر یکی از بخشهای دیگر مؤسسه بود. یک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری، فرم را داد دست من و گفت: “نگاه کن این چه جالبه!”. کمی بالا و پایین فرم را ورانداز کردم. به نظرم یک فرم معمولی می آمد حاوی مشخصات خانمی که برای استخدام مراجعه کرده بود. پرسیدم: “چی ش جالبه؟”

ادامه

دختران خیابان انقلاب و پوپولیسم سیاسی

به نظر می‌رسد برای دست‌یابی زنان به کنترل بر پوشش‌شان، اتفاقاً می‌بایست از درگیرکردن پوشش و بدن زنان در رقابت‌ها و منازعاتِ گروه‌های مختلف سیاسی، پرهیز کرد. زیرا درگیر‌کردن بدن و پوشش زنان در منازعات سیاسی، نمی‌تواند «منطق اصلی» تحمیل حجاب اجباری (منطقی که مسئله پوشش زنان را نه موضوعی خصوصی و مربوط به زنان، بلکه مسئله‌ای سیاسی می‌داند) را هدف بگیرد، آن را از درون بی‌معنا سازد و موتور محرک‌اش را از کار بیاندازد. چرا که اساساً حجاب اجباری از دل همین درگیری‌ها و منازعات سیاسی بر جامعه تحمیل شد و گروه‌های تندرو اسلامی، «حجاب» را به پرچم و «هویت سیاسی» خود و نمادی برای «اسلامیت جامعه» تبدیل کردند

ادامه

چرا حرکت «دختران خیابان انقلاب» گسترش نیافت

نوشین احمدی خراسانی:از پرسش‌های مطرحِ این روزهای کنش‌گران جنبش زنان، یکی این است که چه بستری سبب شد مسئله‌ی حق پوشش اختیاری برای نسل جدید زنان، بیش از نسل قبل، مرکزیت پیدا کند تا جایی که حرکت نوپدید «دختران خیابان انقلاب» در ایران، هستی بگیرد؟ شاید یکی از دلیل‌های مهم این مرکزی‌شدن، اهمیت روزافزونِ پوشش و ظاهر طی یک دهه‌ی اخیر و پیوند آن با «هویت فردی» افراد باشد.

ادامه

نقد انگاره فرودستی سرشت زن در خوانش قرآن

کانون زنان ایرانی: به همت مؤسسه «فقه الثقلین» وابسته به دفتر آیت الله صانعی، نشستی برگزار شد که به موضوع «چالش های حقوق زنان در فقه» اختصاص داشت. یکی از مقالات ارائه شده در این نشست، « نقد انگاره فرودستی سرشت زن در خوانش قرآن کریم» بود که مورد توجه نیز قرار گرفت.
از آنجا که ۱- حق انتشار این مقاله، برای مؤسسه فقه الثقلین محفوظ است و ۲- متن پژوهشی آن، نسبتا مفصل است و خوانندگان کمتری خواهد داشت، مهدیه کسایی زاده، نویسنده مقاله نسخه ساده شده و کوتاه تری از آن را در اختیار کانون زنان ایرانی قرار داد تا برای استفاده علاقمندان در این وبسایت منتشر شود.

ادامه

رواج ازدواج کودکان در روستاهای همدان

دخترها را به ازدواج تشویق می‌کنند اگر به دبیرستان دخترانه سر بزنید، نهایتاً ۲۵ نفر در آن تحصیل می‌کنند. پارسال در مجموع ۳۲ نفر بودند. مدرسه‌ای که باید بیش از ۱۲۰ دانش‌آموز داشته باشد. آمار ابتدایی ۳۰۰ نفر است و یک مرتبه در دبیرستان به ۲۵ نفر می‌رسد و این برای ما تکان دهنده است. این مسأله فقط مختص دختران هم نمی‌ماند. پسرها هم به خاطر درآمد مجبور می‌شوند تحصیل‌شان را رها کنند، یعنی از مقطع دبیرستان دخترها و پسرهای ما دنبال ازدواجند. نهایت پسرها تا ۱۸ سالگی دوام بیاورند اما دیگر دنبال درس و دانشگاه نمی‌روند. ازدواج در سن پایین همه انگیزه‌شان را گرفته.»

ادامه

دلایل خشونت خانگی در اهواز

نوجوان بودم که ماجرایی دهشتناک دهان به دهان مردم اهواز می‌چرخید، شایعه یا واقعی بودنش هیچگاه ثابت نشد ولی ماجرای زنی بود که از دست تحریکات مادرشوهرش و کتک زدن‌های همسرش به تنگ آمده بود، روزی تن را به آتش سپرد و آن هنگام که مادرشوهر برای نجاتش آمد او را نیز در آغوش گرفت و هر دو جان باختند.سه سال پیش تحقیقی انجام دادم در باب همسرکشی در اهواز که در خلال آن متوجه شدم تمامی زنانی که مبادرت به قتل همسر خود کرده اند از خشونت‌های پی در پی همسرشان حرف می‌زنند.

ادامه

زندانیانی که برای یک ماه کارسخت ۱۵هزارتومان حقوق می گیرند

یکی از مشکلات بچه‌های زندان در قسمت کارگاه، این است که نهایت کار را می‌کنند و ماهیانه حقوق ۱۵ هزار تومان دریافت می‌کنند و خیلی‌ها واریزی حساب ندارند. آیا به نظر شما با ماهی ۱۵ هزار تومان می‌توان امرار معاش کرد؟ در صورتی که از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۵ بعدازظهر یکسره پشت چرخ هستند، با این حقوق و با این غذاهایی که قابلیت خوردن ندارند، چطور شکممان را سیر کنیم؟

ادامه

شعله های کاغذی و قاشق زنی در زندان زنان

 به‌به، چه شامی هم!مثلاً عید است، اما غذا سوپی است که تشکیل‌شده : از سویا، هویج، آب و جو. شب چهارشنبه سوری هم که غذا لوبیای سوخته بود. کاش حداقل یک غذای خوشمزه به ما می‌دادند. باکلاس‌ترین و خوشمزه‌ترین غذایمان قبلاً سیب‌زمینی و تخم‌مرغ بود. ولی الآن چند ماهی می‌شود که دیگر از آن‌هم خبری نیست. کاش شب عید بهمان تخم‌مرغ نیمرو می‌دادند. آخر همه بچه‌ها آن را دوست دارند و تقریباً فکر کنم یک سالی می‌شود که نتوانستیم آن را بخوریم.

ادامه

نوروز در زندان قرچک

من عاشق خرید کردنم. الآن هم می‌خوام برم بوتیک (فروشگاه کوچک زندان)، لباس برای عید بخرم، از اون لباس‌هایی که هرسال می یارن و همه شون یک‌شکل و یک رنگ‌اند. راستش اینجا برای ما عید معنایی نداره. فقط تنها چیزی که خیلی دوست دارم و هرسال باعث می شه روحم خیلی آروم بشه، همین خرید کردن است.»

ادامه

اینجا با ترس و لرز زندگی می کنیم

غنچه قوامی:این‌ها صدای پیاده شده تعدادی از زندانیان جرایم عادی زندان قرچک است که امیدی به مجلس و دولت و قوه ‌قضاییه ندارند و چشمشان به کمک‌های داوطلبانه مردمی است. چرا که این صداها بارها به گوش مقامات رسیده و هیچ. نه تنها زندانیان سیاسی و عقیدتی، بلکه زندانیان عادی هم حق و حقوق دارند و مستحق گذراندن حبس در چنین شرایطی نیستند. اصل تفکیک جرایم باید رعایت شود، اما نه تنها برای جداسازی زندانیان سیاسی از دیگران، بلکه هم‌چنین برای جلوگیری از انتقال و یادگیری تجارب بزهکارانه میان زندانیان جرائم اجتماعی.

ادامه