نامه ای از هند:دیوداسی یا روسپی های مقدس

رانی گفت: می‌بینی ما شبیه فاحشه‌های معمولی نیستیم، ما مقداری کرامت و ارزش داریم. بالاخره به خانه‌اش رسیدیم. ما مشتری‌هایمان را از کنار خیابان انتخاب نمی‌کنیم. ما پشت بوته‌ها و یا هرچیز دیگری پنهان نمی‌شویم. با مشتری‌هایمان صحبت می‌کنیم و برایشان زمان صرف می‌کنیم. همیشه آبرومندانه لباس می‌پوشیم، همیشه ساری‌های خوب می‌پوشیم، هرگز مانند زنان بمبئی تی شرت و یا دامن کوتاه نمی‌پوشیم.

ادامه

زندگی خطرناک تن فروشان ترسیده در هند

بچه هایم هر روز از من می پرسند، پدر من کیست؟ آنها مادری با این  شغل را نمی خواهند. رانی گفت: یک بار خواستم برای پسرم در بانک حسابی باز کنم، وقتی خواستیم فر را پر کنیم، مدیر پرسید نام پدر؟  بعد از آن پسرم عصبانی شد و گفت نباید مرابه این شکل به دنیا می آوردی. ما از اینکه مجبوریم چنین شغلی داشته باشیم، متاسف هستیم، اما چاره ای نداریم.

ادامه

روایت مردان:چرا متلک می گوییم

غنچه قوامی:شوخی و خنده و تفریح، یکی دیگر از انگیزه‌هایی است که مردان برای آزار دادن زنان در فضاهای عمومی مطرح می‌کنند. در جمع‌های دوستانه پسرانه این موضوع شدت می‌گیرد و به نوعی نمایش «مردانگی» افتخارآمیز تبدیل می‌شود. چرا که «مرد» بودن ارزش محسوب می‌شود. یکی از باورهای غلطی که وجود دارد این است که زنان متلک‌ها و مزاحمت‌ها را توجه و تحسین تلقی می‌کنند و طالب آن هستند، بویژه اگر پوشش رسمی تبلیغ شده را رعایت نکرده باشند.

ادامه

روایت ساده از یک آزار خیابانی

صابره صادقی:از کودکی به ما آموخته بودند که بی محلی، بهترین جواب به آزار خیابانی است اما نمی دانم چرا هربار بی محلی می کردم اوضاع بدتر می شد. نه دفعات آزار کم می شدند و نه حال من بهتر می شد. با خودم فکر کردم حتما یک جای کار ایراد دارد. حتما مادران ما همیشه لزوما “درست ترین راهبرد” را به ما نمی گویند. این شد که این بار خواستم جواب بدهم و جواب دادم. داد زدم. به او گفتم چه احساسی دارم وقتی آنطور لبانش را روی هم می گذارد و آنقدر کریه می گوید “جوووون”

ادامه

چرا زنان خشونت را می پذیرند

ساناز حمزه علی:زنان خشونت را تحمل می کنند چرا که در فرهنگ پدرسالارانه و تربیت جنسیتی آنها مردان به عنوان فرادستان حق اعمال خشونت را دارند. در مطالعه ای که شهین علیایی زند در اواسط دهه ۸۰ شمسی بر زنان خشونت دیده در ایران انجام داد، نشان داده شد که هیچ یک از این زنان حاضر به طلاق و جدایی و پایان بخشیدن به شرایط دشوار زندگی خود نبودند.

ادامه

ما زن هستیم، ما همه درد می کشیم

لیلا همجنس من است همان دختری که وقتی تن به خنده می‌داد، سفیدی دندان‌هایش چشم‌ها را می‌برید، اما او اسیر لگدهای برادرنش شد بی آنکه بداند بکارت چیست و سرکوب نفس‌های زندگیش شد و دیگر مردی به سویش نرفت.

ادامه

اسیدپاش ها در ایران مجازات سختی نمی‌شوند

کانون زنان ایرانی- آمنه بهرامی از قربانیان اسیدپاشی توانست حکم قصاص را بگیرد اما درنهایت از اجرای آن گذشت؛ در بقیه موارد هیچ‌یک از متهمان اسیدپاشی، جز زندانهای کوتاه مدت مجازات دیگری را متحمل نشده‌اند.عاملان اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان هم که از اساس از مجازات دررفته‌اند. تاکنون هیچ‌یک از متهمان اسیدپاشی در ایران مجازات سختی نشده‌اند و یا مجازاتشان را با توجه به قوانین نابرابر علیه زنان به نحوی دور زده‌اند.

ادامه

داستان یک قتل ناموسی/گلبهار به بهار نرسید

این بخشی از یک گزارش مفصل است که حدود چهارده سال پیش تهیه شد وهمان موقع در روزنامه نوروز به چاپ رسید.هرگز هیچ کدام از مقامات قضایی برای پیگیری این پرونده تماسی با روزنامه نگرفتند .این پرونده در استان چهارمحال و بختیاری(محل وقوع حادثه)نیز به طور جدی پیگیری نشد و خیلی زود پرونده برای همیشه مختومه شد.این گزارش به مناسبت روزجهانی منع خشونت علیه زنان باز نشر می شود، با این توضیح که عاملان قتلِ یک زن و فرزندش هرگز بازداشت نشدند و همچنان آزادانه زندگی می کنند.

ادامه

یک روز با خانواده های زندانیان سیاسی زن در سالن ملاقات

خیلی‌ها در این سال‌ها آمده‌ و رفته‌اند. زندانیان جدید، خانواده‌های جدید، اما این خانواده‌ها هنوز این راه را می‌آیند و می‌روند. شوهر فریبا کمال‌آبادی و ترانه کوچکی که حالا بزرگ شده و با همسرش به سالن ملاقات می‌آید، مادرش که زندانی شد اون در مقطع راهنمایی درس می‌خواند، حالا دانشجو شده و به خانه خودش رفته است.

ادامه

اوین، میزبان بدعهد بانوی اردیبهشت

انگار همیشه بود. از کی؟ از وقتی اسمش زیر اکثر بیانیه ها دیده می شد و بعدتر که در قامت والای یک فعال حقوق بشر و سپس حقوق زنان در جامعه مدنی ظاهر شد. بینش سیاسی، عملگرایی و تحلیل های دقیق او از وقایع باعث شد که روز از پی روز مسئولیت بیشتری در جامعه مدنی به دوش بگیرد.

ادامه