دختران حاشیه، دختران بی‌صدا

حمیده هر بار درباره مهسا حرف می‌زند، بغض راه گلویش را می‌بندد. چشمان سیاهش پر از اشک می‌شود: «مهسا می‌توانست زنده باشد، می‌توانست قاب عکسی روی دیوار نباشد اما ۲۰ سالگی رفت. می‌دانی درد بزرگترم چه چیزی است؟ اینکه مهسا آخرین قربانی نیست، همین طور ادامه دارد. بگذار برایت داستان مریم و سارا را هم بگویم…» آنقدر دلش پر است که نمی‌داند از کجا شروع کند. حمیده مددکار اجتماعی است و محل کارش حاشیه‌های پر از درد شهر.

ادامه