خشونت علیه زنان از خانه تا خیابان

ثمین چراغی:خودروی پرایدی پا به پایم حرکت می‌کند و بوق می زند. درنگ نمی‌کنم، نه حوصله بحث کردن داشتم و نه حتی جان این را داشتم که با راننده وارد چالش شوم. ۱۱۰ را گرفتم و پلاک ماشین را گزارش کردم. در کمال ناباوری، ۳ الی ۴ دقیقه بعد یک موتور پلیس وارد خیابان شد. هیچ وقت فکر نمی‌کردم نیروی انتظامی انقدر سریع خودش را بتواند به صحنه جرم برساند. راننده پا به فرار گذاشت.

ادامه

روایت ساده از یک آزار خیابانی

صابره صادقی:از کودکی به ما آموخته بودند که بی محلی، بهترین جواب به آزار خیابانی است اما نمی دانم چرا هربار بی محلی می کردم اوضاع بدتر می شد. نه دفعات آزار کم می شدند و نه حال من بهتر می شد. با خودم فکر کردم حتما یک جای کار ایراد دارد. حتما مادران ما همیشه لزوما “درست ترین راهبرد” را به ما نمی گویند. این شد که این بار خواستم جواب بدهم و جواب دادم. داد زدم. به او گفتم چه احساسی دارم وقتی آنطور لبانش را روی هم می گذارد و آنقدر کریه می گوید “جوووون”

ادامه

متلک می گم چون حجابت خوب نیست

به اندازه دیگر عابران خود را نیز رصد می‌کنم. همیشه سعی کرده‌ام با متلک‌پرانی آگاهانه مواجه شوم. به این معنی که حتی‌الامکان برخورد بکنم، مانتو روسری‌ام را دودستی نچسبم و در موضع ضعف و تقصیر قرار نگیرم. با این حال گاهی ناخواسته زبانم بند می‌آید و سریعاً سر و وضعم را چک می‌کنم.

ادامه