روایت رنج و اعتراض ترنس‌سکشوال‌ها در خودکار بیکار

کانون زنان ایرانی-فریده غائب:غروب جمعه است. تماشاچیان بیرون از سالن نمایش منتظر تماشای تئاتر “خودکار بیکار” کاری از سامان ارسطو هستند. اما پردهٔ اول نمایش همان بیرون سالن اجرا می‌شود. داستان زندگی یک ترنس‌سکشوال که زندگی واقعی خودِ سامان ارسطوست. زمانی فرزانه ارسطو بوده و چند سالی است با عمل جراحی به هویت دلخواهش یعنی سامان ارسطو بودن رسیده است. یک زن و یک مرد که نمادی از مسئولان هستند او را مدام سرزنش می‌کنند، کتک می‌زنند و به زور لباس زنانه تن‌اش می‌کنند. کسی فریادهایش را نمی‌شنود: “این جسم متعلق به من نیست”. کارگردان توانست با شروع خوب، زندگی دشوار یک ترنس‌سکشوال در ایران را به نمایش درآورد و تلخی‌های واقعیت زندگی ترنس‌ها را در پرده‌های بعدی نشان دهد. بعد از تماشای نمایش “خودکار بیکار” -که آذر و دی ماه در تماشاخانه پایتخت اجرا می‌شود- از سامان ارسطو وقت مصاحبه می‌گیرم و با رویی گشاده می‌پذیرد.

ادامه

گزارش تصویری از نمایش ندبه

نمایش ندبه با نوعی چرخش و دایره مجلس نوحه‌خوانی آغاز می‌شود. ورودِ زینب در میان زنان طربخانه کلید اصلی شروع داستان است و به موازات اتفاقات طربخانه، هرج و مرج حاکم بر کشور در زمان انقلاب مشروطه رقم می‌خورد.

ادامه

«ندبه»ی بیضایی صدای اعتراضی زنان است

گلباجی در ندبه پر از امید است. او همیشه با نوحه‌خوانی دخترها مخالف بود و هر وقت نگرانی و دغدغه‌ای داشت به آن‌ها نهیب می‌زد مولودی بخوانید. گلباجی همیشه به بهبود شرایط امید داشت. تنها وقتی دیگر امیدی نبود به دخترها گفت نوحه بخوانند. تلاش شده این امید با دکورد دایره‌ای، حرکات دایره‌وار و حتی دور دایره نشستن به عنوان سمبل در حرکت بودن و تکامل جهان به تصویر کشیده شود. صحنه پایانی با چرخش و دایره به عزاداری و نوحه‌خوانیِ اولیه باز می‌گردد. دایره نماد چرخش، جاری بودن و زایش است. در دراماتولوژی نمایش حرکت بازیگران، نشستن بازیگران، حضور زنان به عنوان چرخه زندگی حفظ شود. زن یعنی زمین، زن یعنی زندگی.

ادامه