دو داستان از یک نوع خشونت خانگی

دخترک برای فرار از دست پدر خشمگین، به سگک کمربند رهگذر آویزان شد و شروع کرد التماس کردن، آقا تو رو خدا نجاتم بده، بابام می خواد منو بکشه، آقا تو رو خدا، رهگذر حسابی گیج شده بود و ظاهرا عجله داشت و مرتب می گفت دختر جان ولم کن دیرم شده باید برم و دخترک با زجه و ناله فریاد میزد: تو رو خداااا منو از دست بابام نجات بده، اگه منو ببره خونه می کشه.

ادامه

دلایل خشونت خانگی در اهواز

نوجوان بودم که ماجرایی دهشتناک دهان به دهان مردم اهواز می‌چرخید، شایعه یا واقعی بودنش هیچگاه ثابت نشد ولی ماجرای زنی بود که از دست تحریکات مادرشوهرش و کتک زدن‌های همسرش به تنگ آمده بود، روزی تن را به آتش سپرد و آن هنگام که مادرشوهر برای نجاتش آمد او را نیز در آغوش گرفت و هر دو جان باختند.سه سال پیش تحقیقی انجام دادم در باب همسرکشی در اهواز که در خلال آن متوجه شدم تمامی زنانی که مبادرت به قتل همسر خود کرده اند از خشونت‌های پی در پی همسرشان حرف می‌زنند.

ادامه

زندگی خطرناک تن فروشان ترسیده در هند

بچه هایم هر روز از من می پرسند، پدر من کیست؟ آنها مادری با این  شغل را نمی خواهند. رانی گفت: یک بار خواستم برای پسرم در بانک حسابی باز کنم، وقتی خواستیم فر را پر کنیم، مدیر پرسید نام پدر؟  بعد از آن پسرم عصبانی شد و گفت نباید مرابه این شکل به دنیا می آوردی. ما از اینکه مجبوریم چنین شغلی داشته باشیم، متاسف هستیم، اما چاره ای نداریم.

ادامه

چه کسی در جنگ بین زن و شهر پیروز می‌شود

نگین باقری:قدرتی دائم زنان را از فضای شهری دور می‌کند. همان قدرتی که شهرها را می‌سازد، وسایل نقلیه عمومی و پارک‌ها و پل‌ها را مدیریت می‌کند. این قدرت محدود به فرد، دولت و یا هیچ حکومتی نیست بلکه میراث نگاه مسلط مردانه در فضای شهری حضور زن را بر نمی‌تابد.

ادامه

«ندبه»ی بیضایی صدای اعتراضی زنان است

گلباجی در ندبه پر از امید است. او همیشه با نوحه‌خوانی دخترها مخالف بود و هر وقت نگرانی و دغدغه‌ای داشت به آن‌ها نهیب می‌زد مولودی بخوانید. گلباجی همیشه به بهبود شرایط امید داشت. تنها وقتی دیگر امیدی نبود به دخترها گفت نوحه بخوانند. تلاش شده این امید با دکورد دایره‌ای، حرکات دایره‌وار و حتی دور دایره نشستن به عنوان سمبل در حرکت بودن و تکامل جهان به تصویر کشیده شود. صحنه پایانی با چرخش و دایره به عزاداری و نوحه‌خوانیِ اولیه باز می‌گردد. دایره نماد چرخش، جاری بودن و زایش است. در دراماتولوژی نمایش حرکت بازیگران، نشستن بازیگران، حضور زنان به عنوان چرخه زندگی حفظ شود. زن یعنی زمین، زن یعنی زندگی.

ادامه

خشونت علیه زنان از خانه تا خیابان

ثمین چراغی:خودروی پرایدی پا به پایم حرکت می‌کند و بوق می زند. درنگ نمی‌کنم، نه حوصله بحث کردن داشتم و نه حتی جان این را داشتم که با راننده وارد چالش شوم. ۱۱۰ را گرفتم و پلاک ماشین را گزارش کردم. در کمال ناباوری، ۳ الی ۴ دقیقه بعد یک موتور پلیس وارد خیابان شد. هیچ وقت فکر نمی‌کردم نیروی انتظامی انقدر سریع خودش را بتواند به صحنه جرم برساند. راننده پا به فرار گذاشت.

ادامه

روایت ساده از یک آزار خیابانی

صابره صادقی:از کودکی به ما آموخته بودند که بی محلی، بهترین جواب به آزار خیابانی است اما نمی دانم چرا هربار بی محلی می کردم اوضاع بدتر می شد. نه دفعات آزار کم می شدند و نه حال من بهتر می شد. با خودم فکر کردم حتما یک جای کار ایراد دارد. حتما مادران ما همیشه لزوما “درست ترین راهبرد” را به ما نمی گویند. این شد که این بار خواستم جواب بدهم و جواب دادم. داد زدم. به او گفتم چه احساسی دارم وقتی آنطور لبانش را روی هم می گذارد و آنقدر کریه می گوید “جوووون”

ادامه