روایت آنها که پشت درهای بسته استادیوم آزادی ماندند

دختران آبی پشت در مانده‌اند و آنان که رفتند تو کم‌تر آدم‌های معمولی بودند، خیلی‌هایشان هم در تعریف خودشان در صفحه‌های اینستاگرامی‌اشان نوشته‌اند فمینیست و حداقل یک بار «سرود برابری» را در نوشته‌هایشان به اشتراک گذاشته‌اند، آنجا که فریاد می‌زنیم به خواهری و برابری، باید آن خواهری را باور داشته باشی. پنج شنبه که هیچ شکلی از برابری وجود نداشت و برایش ذره‌ای هم تلاشی نشد.

ادامه

تجربه‌ها و حسرت‌های حضور یک زن در استادیوم

در طول بازی انگار بازی را نمی دیدم. به صدای بوق هایی که قطع نمی شد. به حرکات لیدر مردان و لیدر زنان که تلاش می کرد زنان را با جو استادیوم هماهنگ کند. حواسم به همدلی زنان با هم نیز بود. زنانی که برخلاف تصور من که گزینشی وارد شده‌اند و چهره ومنش دیگری شاید داشته باشند اما از جمله دختران جوانی بودند که محو دیدن بازی بودند و دقایق آخر اشک در چشمانشان حلقه زده بود. از بودن در جایی که از بودن در آن محروم بودند و حالا فرصت کردند تا آن را تجربه کنند.

ادامه