زندانیانی که برای یک ماه کارسخت ۱۵هزارتومان حقوق می گیرند

یکی از مشکلات بچه‌های زندان در قسمت کارگاه، این است که نهایت کار را می‌کنند و ماهیانه حقوق ۱۵ هزار تومان دریافت می‌کنند و خیلی‌ها واریزی حساب ندارند. آیا به نظر شما با ماهی ۱۵ هزار تومان می‌توان امرار معاش کرد؟ در صورتی که از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۵ بعدازظهر یکسره پشت چرخ هستند، با این حقوق و با این غذاهایی که قابلیت خوردن ندارند، چطور شکممان را سیر کنیم؟

ادامه

شعله های کاغذی و قاشق زنی در زندان زنان

 به‌به، چه شامی هم!مثلاً عید است، اما غذا سوپی است که تشکیل‌شده : از سویا، هویج، آب و جو. شب چهارشنبه سوری هم که غذا لوبیای سوخته بود. کاش حداقل یک غذای خوشمزه به ما می‌دادند. باکلاس‌ترین و خوشمزه‌ترین غذایمان قبلاً سیب‌زمینی و تخم‌مرغ بود. ولی الآن چند ماهی می‌شود که دیگر از آن‌هم خبری نیست. کاش شب عید بهمان تخم‌مرغ نیمرو می‌دادند. آخر همه بچه‌ها آن را دوست دارند و تقریباً فکر کنم یک سالی می‌شود که نتوانستیم آن را بخوریم.

ادامه

اینجا با ترس و لرز زندگی می کنیم

غنچه قوامی:این‌ها صدای پیاده شده تعدادی از زندانیان جرایم عادی زندان قرچک است که امیدی به مجلس و دولت و قوه ‌قضاییه ندارند و چشمشان به کمک‌های داوطلبانه مردمی است. چرا که این صداها بارها به گوش مقامات رسیده و هیچ. نه تنها زندانیان سیاسی و عقیدتی، بلکه زندانیان عادی هم حق و حقوق دارند و مستحق گذراندن حبس در چنین شرایطی نیستند. اصل تفکیک جرایم باید رعایت شود، اما نه تنها برای جداسازی زندانیان سیاسی از دیگران، بلکه هم‌چنین برای جلوگیری از انتقال و یادگیری تجارب بزهکارانه میان زندانیان جرائم اجتماعی.

ادامه

روایت نرگس حسینی از زندان قرچک، حوادث روز بازداشت و دادگاه

نکتهٔ مهمی که در زندان قرچک به چششم آمد: به بیشتر زندانی‌ها آنقدر قرص‌های آرام‌بخش و خواب‌آور می‌دهند که شبیه مرده‌های متحرک بودند و آنقدر تحت تأثیر دارو بودند که رفتارشان در کنترل خودشان نبود. خیلی‌هایشان اعتیاد به مواد مخدر را آنجا ترک کردند اما به دارو معتاد شدند. دختری به خاطر سرقت گوشی در زندان بود که از وقتی به زندان آمده سیگاری شده و معتاد به دارو. یکی را که سابقه‌دار نیست قاطی سابقه‌دارها می‌کنن. بیشترشان قرص کلونازپام یک می‌خورند.

ادامه