جدال پرولتاریا و بورژوا، پیروز میدان کیست؟ نگاهی به نمایش هفت دقیقه

نمایش “هفت دقیقه”اثر استفانوماسینی به کارگردانی آرش عباسی همراه با مشارکت هنرمندان افغانستانی در تالار حافظ هفت دقیقه ؛ روایت گر تمام لحظات از بین رفته ی کارگران ، به دست طبقه ی بورژوا است ،که تنها با داشتن سرمایه و پول ، برده داری صنعتی را تشکیل داده اند. تا انجا که چرتکه ها را بکار بسته و با به شماره انداختن نفس های کارگران به رشد و سود دهی هر چه بیشتر خود می اندیشند.

ادامه

آلفا/داستانی از مهدی بهمن

نگاهش به دو پنجره گِرد خانهٔ ساحلی افتاد. ذهنش رفت به دانشگاه حقوق. آن روز که داشت توی محوطه دانشگاه رمان «تِس» را می‌خواند. همان روز که احمد برای اولین بار به خودش جرئت داده بود به او نزدیک شود.

«سلام من احمد هستم. فکر کنم یک مورچه داره لای موهای شما دنبال چیزی می‌گرده، البته مدتیه که چشم‌هام ضعیف شده. به همین خاطر دو تا چشم جدید گرفتم.»

ادامه

درباره نقدی بر دو رمان «روزهای روز» و «روز سارا»

مهدیه کسائی زاده:زمانی وقتی کسی درباره زنانه بودن یک نگاه یا یک زبان حرف می­زد، از سخن او نوعی تحقیر و کوچک­ بینی بر می ­آمد که اولین معنای مستتر در زنانگی بود. اما امروزه این توصیف، حاکی از وجود لطافت و زیبایی و ظرافت است و به ظاهر، بقایای فهم گذشته نسبت به این ویژگی را در سیطره کنونی خود، کم­رنگ می­ کند. به بیان دیگر، در دوران ما نسبت زنانه دادن به الگوها و رفتارها، تا اندازه ­ای از تحقیر به تجلیل رسیده است؛ هر چند که آن تجلیل، همچنان سایه­ای از تحقیر را با خود حمل می­ کند.

ادامه

روایت لحظه‌های زندگی با زبانی زنانه

محمد مطلق:من برای شناسایی اسکلت و استخوانبندی و سنجش استحکام ساختار روایت، لااقل نیمی از اصول را کنار می‌گذارم. از این زاویه به اعتقاد من هر دو اثر دارای ارزش‌هایی است که به خواندنشان می‌ارزد؛ از جمله بافت و موسیقی نثر که درنهایت همچون خمیرمایه‌ای برای نمایش نوعی زبان زنانه به کار گرفته می‌شود که این به خودی خود ارزشمند است. ما این زبان زنانه را حتی با حذف نام نویسنده نیز می‌توانیم تشخیص دهیم.

ادامه

زنان دیگر چه می‌خواهند

ذهنیت مردسالاری چنان در تار و پود تفکر، سنت و کهن الگوی جامعهٔ مردسالار تنیده که حتی زنان مدعی برابری را فریفته است و گذار از این شرایط، بازنگری‌ای به درون- از سوی خود زنان- را می‌طلبد. هشدار دیگر نگارنده خودبرتربینی زنان است که زنگ خطری به مراتب بزرگ برای جنبش فمینیسم است و آن را به بیراهه برده‌است.

ادامه

روزهای روز/مهدیه کسائی زاده

«روزهای روز»، اولین اثر داستانی مهدیه کسایی زاده است که از دغدغه های او در موضوع «معنای زندگی» و از توجه به روند «پوچی» در جامعه و به خصوص در میان جوانان بر می خیزد. این کتاب بنا ندارد که پرسش از معنا را پاسخ دهد؛ اما نمایشگر یک زندگی معنادار است و با این که با رویکردی انتقادی، برخی مواضع فرهنگی را نشانه می گیرد، در سراسر خود، آرام بخش است و راه ها و فرصت هایی برای تأمل را به دست می دهد.

ادامه

روز سارا

روزسارا، نوشته مهدیه کسایی زاده، داستانی درباره زنی فرهیخته جوان است که از کودکی، بار سنگین منازعات عقیدتی و محرومیت از برخی عواطف طبیعی را به دوش کشیده است. او در دوران شکوفایی زندگی که به تدریس اشتغال دارد، با برخوردی ناروا رو به رو می‌شود که آن هم باورمندانه و عقیده محور است. از این رو، در پی آن بر می‌آید که بداند حقیقت ایمان چیست.
سارا، هر چند که از احساسات لطیف شاعرانه برخوردار است و با آن که در اثر نوعی خشونت در زندگی زناشویی، آسیبی ناپیدا را حمل می‌کند، در برابر چالش‌های فکری این جستجو، ضعف و کاستی نشان نمی‌دهد و خود را به دست تفکرات غالب نمی‌سپارد.

ادامه

فیلم گلشیفته و فمینیست درونم

زیبا فرحزاد: سریال با زبان طنزآمیز، زندگی ما زنان را به تصویر می‌کشد. مایی که حتی خودمان در مقابل پیشرفت یکدیگر سد می‌شویم و از درون باور داریم یک زن باید فقط در خانه بماند، در جامعه حضور نداشته باشد، استعدادهای ذاتی‌اش را زنده به گور کند که بهانه حرف و حدیث‌ها و غیبت‌های دیگران نشود.

ادامه

روایت شیفتگی و طردشدگی، جنون و خودکشی «آلاله»

مریم طالشی:«آلاله» می‌تواند هرکدام از ما باشد. یک زن معمولی که در یک خانواده معمولی بزرگ شده. تنها نکته تاریک دوران کودکی‌اش، طلاق پدر و مادر و ورود ناپدری به خانواده است که آن هم آنقدر شرایط بدی برای دختر به وجود نیاورده و آنطور که دوستانش می‌گویند، اتفاقاً رابطه مادر و ناپدر با دختر خوب بوده، گرچه خواهر کوچک را بیشتر دوست داشتند که کدام خانواده است که سوگلی نداشته باشد؟!

ادامه

روایت رنج و اعتراض ترنس‌سکشوال‌ها در خودکار بیکار

کانون زنان ایرانی-فریده غائب:غروب جمعه است. تماشاچیان بیرون از سالن نمایش منتظر تماشای تئاتر “خودکار بیکار” کاری از سامان ارسطو هستند. اما پردهٔ اول نمایش همان بیرون سالن اجرا می‌شود. داستان زندگی یک ترنس‌سکشوال که زندگی واقعی خودِ سامان ارسطوست. زمانی فرزانه ارسطو بوده و چند سالی است با عمل جراحی به هویت دلخواهش یعنی سامان ارسطو بودن رسیده است.

ادامه