خانه امن کجاست/نه به فراموشی

فاتیما باباخانی موسس خانه امن مهر شمس آفرید می گوید:«خانه های امن ابزارهایی کارآمد و قانونی در کاهش و توقف خشونت های خانگی هستند.به این علت که خانه امن تنها نهادی است که زنان خشونت دیده می توانند در امنیت به تحصیل، کار و زندگی بپردازند.»تعداد محدود خانه های امن در کل کشور از جمله عواملی است که باعث می شود زنان بیشتر در محیط های خشونت بار بمانند.ما در کل کشور حدود ۳۰ خانه امن دولتی داریم(یعنی کمتر از یک خانه امن به ازای هر استان)داریم.

ادامه

دفاع مشروع پذیرفته شد؛ مادر بعد از ۱۰۸ روز دخترانش را در آغوش کشید

ادعای دفاع مشروع ملک ایپک، زن ۳۱ ساله اهل آنتالیا که در تاریخ ۷ ژانویه به خاطر دفاع از خود و دو دخترش، در جریان دعوا همسرش را به قتل رساند، توسط قاضی پذیرفته شد و او بعد از ۱۰۸ روز توانست با دو دخترش به خانه بازگردد.
شب ۷ ژانویه، همسر ملک ایپک، در جریان یک مشاجره، او را برهنه کرد، دست‌های او را با دستبند بست و ساعت‌ها او را کتک زد و تحت شکنجه‌های جنسی قرار داد و صبح، با تهدید اینکه هنگامی که برگردد او و دو دخترش را با اسلحه خواهد کشت از خانه خارج شد. بعد از بازگشت او به خانه، ملک در جریان دفاع از خود، هنگامی که همسرش می‌خواست او را با اسلحه بکشد، به اشتباه و ناخواسته، با شلیک گلوله، شوهرش را کشت. بعد از این حادثه فورا با ۱۱۲ (نیروهای امدادی ترکیه) تماس گرفت اما تلاش‌های او بی‌فایده بود.

ادامه

چشمهایتان را نبندید روی زنی که در همسایگی شما آزار می بیند

عاجزانه تقاضا می کنم چشمهایتان را نبندید روی زنی که در همسایگی شما آزار می بیند، دوستتان که آسیب دیده و از خانه بیرون زده را به همان خانه هدایت نکنید. و اگر خودتان در معرض چنین آسیبی هستید طلب کمک کنید. و بدانید خشونت طیفی‌ست از آزار کلامی، کنترلگری، ضرب و جرح، تجاوز جنسی زناشویی و … که ما زنان هرکدام به نوعی بخشی از آن را زیسته‌ایم. و متاسفانه «عرف» نیز آنقدر قدرتمند است که می‌تواند بر تمامیِ رنجی که می کشیم سرپوشی از خیر و صلاح بگذارد تا همه چیز همچنان در بستری سیاه و خاموش پیش برود .

ادامه

دو داستان از یک نوع خشونت خانگی

دخترک برای فرار از دست پدر خشمگین، به سگک کمربند رهگذر آویزان شد و شروع کرد التماس کردن، آقا تو رو خدا نجاتم بده، بابام می خواد منو بکشه، آقا تو رو خدا، رهگذر حسابی گیج شده بود و ظاهرا عجله داشت و مرتب می گفت دختر جان ولم کن دیرم شده باید برم و دخترک با زجه و ناله فریاد میزد: تو رو خداااا منو از دست بابام نجات بده، اگه منو ببره خونه می کشه.

ادامه