جسدهایی با دست‌های بسته، بدن‌های شکنجه شده

این روزها در کوچه پس کوچه‌های بسیاری از ولسوالی‌ها اجساد مشکوکی پیدا می‌شود که خبر آن دهان به دهان می‌چرخد. آنطور که سیما می‌گوید تنها در یک هفته گذشته ۶ جسد مرد و زن پیدا شده‌ که همگی آثار شکنجه بر روی بدن‌شان داشته و دست‌های‌شان از عقب بسته شده‌ بوده‌است. در یک هفته، ۶ جسد، در یک منطقه، آن هم با شیوه قتل مشابه و زنجیره‌وار ترسی که به جان کنشگران مدنی افغانستان است را مشدد کرده‌. ترس از این که بعد از تسلط کامل بنیادگرایان و عبور از روزهای بحران‌ زده ابتدایی خشونت عریان طالبانی این روزها، رفته رفته به قتل‌های حکومتی پنهانی مبدل شود که هیچ کس مسوولیت آن را برعهده نمی‌گیرد و احتمالا در تاریخ فراموش خواهد شد.

ادامه

گزارش از هرات/ ما صلح می‌خواهیم، نه تسلیمی به ظلم و بربریت

۳۱ روز از سقوط ولایت هرات به دست گروه طالبان گذشته است. شهر هرات را خفقان گرفت. هیچکس صدایش را بلند نمی‌کرد و همه ترس داشتند. سکوت مرگ آسای سر تا سر کشور حکم فرما است. اکثریت افغان‌ها بی خانمان شده اند، بی‌سرزمین شده‌اند. افغانستان تبدیل به یک زندان بزرگ برای مردم شده است.
طالبان هر کس را به یک اتهام از خانه اش میبرند. همه ما به فکر این هستیم گروه طالبان به رهبری ملا منصور، سراج الدین حقانی و ملا برادر چه برنامه‌هایی برای ما مردم افغانستان دارند و چی را به نمایش می‌دهند. از یک طرف می‌گویند خبرنگاران مصون‌اند و از طرف دیگر آنها را لت کوب (سرکوب) می‌کنند و دستگیربندی می‌کنند. از یک سوی عفوعمومی اعلام می‌کنند و از سوی دیگر نظامی‌ها را شهید می‌سازند.

ادامه

وقتی خانه امن نیست

قتل‌های خانوادگی (موسوم به ناموسی) در فرهنگ و عرف جامعه ما قدمتی طولانی دارد. از قدیمی‌ترین این قتل‌ها می‌توان به قتل شاعره قرن ۴ هجری اشاره کرد. رابعه دختر کعب قُزداری معروف به رابعه بلخی به خاطر دل سپردن به جوانی، توسط برادرش به قتل رسید.
خانه امن‌ترین مکان برای آدمی‌ست اما برای قربانی قتل خانوادگی، قتلگاه اوست . قاتل می‌تواند نزدیکترین کس به اون باشد یا با اجازه ولی‌دم دست به قتل بزند.

ادامه

خستگی شفابخش

جنس فرسودگی ما انگار با همیشه متفاوت است. هم این ما هستیم که دچار فرسودگی شده‌ایم و هم این من است که فرسوده است. ما در دنیای امروز هر دو فرسودگی را با هم تجربه می‌کنیم. هر دو فرسودگی که به کمک هم آمده‌اند و یکدیگر را تقویت می‌کنند.

ادامه

کی غم تو را سروده

طی هفته گذشته صحنه‌هایی از هرج و مرج بعد از قدرت گرفتن طالبان منتشر شد. سهیل شاهین، سخنگوی طالبان روز یکشنبه در مصاحبه با بی‌بی‌سی گفت: «اطمینان می‌دهیم که از هیچ‌کس انتقام گرفته نخواهد شد و زنان اجازه کار و تحصیل خواهند داشت.» اما وقایع دلخراشی که در افغانستان در حال وقوع است چیز دیگری را نشان می‌دهد. بسیاری درباره آزادی‌های حوزه فرهنگ و هنر نگران هستند.

ادامه

کار خانگی بدون مزد و تکراری

انعکاس نور روی سرامیک سفید اتاق خواب اولین صحنه‌ای است که وقتی چشمانش را باز می‌کند می‌بیند. پتو را روی سرش می‌کشد و به کارهایی که باید انجام دهد فکر می‌کند؛ تی کشیدن سرامیک کف خانه، شستن ظرف‌هایی که از شام شب گذشته توی سینک مانده. صدای آرام قدم زدن فرزندش می‌آید. سر برمی‌گرداند.پسر پنج‌ساله‌اش آغوش باز کرده و منتظر است تا به تخت بیاید. چشمان خواب‌آلودش را می‌بوسد و او را به تخت راه می‌دهد اما ذهنش آنجا نیست، لا به لای طبقات فریزر است؛ چند بسته مرغ مانده است؟ کرفس و هویج هم در یکی از طبقات یخچال دارد. اما پیاز تمام شده. شاید بتواند با همه اینها ناهاری درست کند.

ادامه

شمسیه، زنی که دنیای زنان افغانستان را به تصویر می‌کشد

هنرمندان زن افغان در دو دهه گذشته با فعالیت‌های خود تلاش کردند تا به جبران فرصت‌های سوخته خود دردوران حکومت طالبان بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ بپردازند. اما خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کردند رویاهایشان نابود شد. شمسیه حسنی، یکی از نخستین هنرمندان زن گرافیتی‌کار افغان است که از طریق آثار هنری خود زنان افغان را در یک جامعه مردسالار به تصویر می کشد. او در این روزها با وجود تهدیدهای بسیار از سوی طالبان و در میان تاریکی‌های این روزها همچنان با رنگ و قلمو مقاومت می‌کند.

ادامه

به دنبال اتاقی از آن خود

«لورا به طرف پسربچه سر میگرداند که عصبی و مشکوک و ستایش آمیز به او زل زده است. بالاتر از هر چیز خسته است. بیش از هر چیز دلش میخواهد به رختخواب و کتابش برگردد. دنیا، این دنیا ناگهان سرگیجه آور و بازدارنده و دور از دسترس می شود.
از خود پرسید آدم همینجوری دیوانه می شود؟ وقتی به کسی، زنی مثل خودش فکر میکرد، هرگز به خواب هم نمیدید که اینجور عقل ببازد. تصور میکرد جنون با داد و بیداد و جیغ و فریاد، با توهم همراه باشد اما در آن لحظه به‌روشنی می‌دید که راه دیگری، راهی بسیار آرام تر هم هست؛ راهی که کند و کرخ و نومیدوار و یکدست بود چنانکه احساسی به قوت اندوه می تواند تسکین خاطری بوده باشد.»

ادامه

طلب زندگی از طالبان

«برای اولین بار در زندگی‌ام گفتم کاش دختر نبودم.» این را حمیده دانشجوی طب (پزشکی) دانشگاه کابل با لحنی پر غصه می‌گوید. طالبان حالا همه افغانستان را در سیطره خود گرفته و دیگر همه چیز برای کسانی که زندگی در افغانستان را انتخاب کرده‌اند جور دیگری شده. برای برخی هنوز روزنه‌هایی از امید گشوده است و برخی جز هول و هراس پیش روی خود نمی‌بینند. در این میان انگار حبابی چند ساله ترکیده و انرژی خشونت اجتماعی بویژه علیه زنان آزاد شده است. چند روز پیش یکی از فعالان شناخته شده فضای مجازی نوشت مردانی که برای خروج از افغانستان به سمت فرودگاه کابل می‌دویدند، به زنان می‌گفتند بدوید که روزگار شما تمام شد. یکی از زنان سینمای افغانستان نیز پس از خروج نوشت از مردم کشورهای دیگر پیوسته پیغام دلجویی دریافت می‌کنم اما از هموطنان خود یکسره دشنام می‌شنوم. آیا در فضای جدید سیاسی زنان جامعه افغانستان بیش از پیش تحت فشار خواهند بود یا آنچنان که طالبان وعده داده است کار و تحصیل و زندگی به روال خود بازخواهد گشت؟

ادامه

ژیلا بنی یعقوب خبرنگار منتخب موسسه راز در سال ۱۴۰۰

موسسه راز ( رسانه، اندیشه، زن) در روز خبرنگار، ژیلا بنی یعقوب را برای تلاش‌هایش در خصوص اطلاع رسانی زنان و بخصوص زنان افغان به عنوان خبرنگار منتخب برگزید.

ادامه