اینجا با ترس و لرز زندگی می کنیم

غنچه قوامی:این‌ها صدای پیاده شده تعدادی از زندانیان جرایم عادی زندان قرچک است که امیدی به مجلس و دولت و قوه ‌قضاییه ندارند و چشمشان به کمک‌های داوطلبانه مردمی است. چرا که این صداها بارها به گوش مقامات رسیده و هیچ. نه تنها زندانیان سیاسی و عقیدتی، بلکه زندانیان عادی هم حق و حقوق دارند و مستحق گذراندن حبس در چنین شرایطی نیستند. اصل تفکیک جرایم باید رعایت شود، اما نه تنها برای جداسازی زندانیان سیاسی از دیگران، بلکه هم‌چنین برای جلوگیری از انتقال و یادگیری تجارب بزهکارانه میان زندانیان جرائم اجتماعی.

ادامه

زنان در بند ۲۰۹ اوین

 آناهیتا زینی وند:گویا برای ژیلا خانه‌ای تازه است، همانقدر از خوردن نان و ارده لذت می‌برد که از غذای سرد شده بی میل. همانطور با کارشناس اش (بازجو) سخن میگویدکه شاید در یک بحث با دوستانش بدون هیچ گونه بغض و کینه! همه چیزدر زنان در بند ۲۰۹ اوین برایش چالش برانگیزاست و پر از هیجان و حتی در جاهایی با نگاه شیطنت آمیز!تا لحظه‌ای تلخ و درد آور را به تصویر می‌کشد بلافاصله لحظه‌ای شاد و خوشایند را باز گو می‌کند، گویا تنها می‌خواهد دردها برای خودش بماند.

ادامه

روایت ژیلا بنی یعقوب از روزهای زندانش در نامه ای خطاب به همسرش در زندان رجایی شهر

جرس: ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار از زندان اوین در نامه ای به همسرش بهمن احمدی امویی در زندان رجایی

ادامه

نامه ژیلا بنی یعقوب به جعفری دولت آبادی: آقای دادستان! ابراز عشق من کدام امنیت ملی را به خطر می انداخت؟

«برای به دست آوردن آزادی همسرم هم التماس نخواهم کرد چه برسد به خاطر یک ملاقات حضوری بیست دقیقه ای».

ادامه

نامه زنان افغانستان به ژیلا بنی یعقوب

{{کانون زنان ایرانی -}} ما میدانیم که تو گناهی به جز اینکه یک روزنامه نگار آگاه و فعال هستی، نداری. ما همچنین نیک میدانیم که جنبش زنان ایرانی چه جایگاه ارزشمندی در شرکت گسترده و آگاهانه زنان در حیات اجتماعی کشور و نیز انتخابات داشته است. برای ما روشن نیست که چرا چنین جنبشی که برای بهروزی جامعه خدمت می کند، مورد کین و بی مهری قرار می گیرد.ما به تو آزاده زن منطقه ی مان افتخار نموده، برایت میگوییم: تو و همسرت بهمن احمدی امویی و دیگر همرزمانتان باید آزاد باشید.تو تنها نیستی و موج عظیم زنان و مردان آگاه را با خود داری .

ادامه