اگر نتوانم عصای دست پدر شوم!؟

«توی پیری هیچ عصایی پسر نمی‌شه.»، «واسه زندگی هیچ چیز شیرینی دختر نمی‌شه.» اینها نوشته روی بنرهای بزرگی است که در سطح برخی شهرها دیده می‌شود.شاید وقتی از کنار این بنرهای تبلیغاتی عبور می‌کنید در نگاه اول هرکدام از این پیام‌ها حس بدی را به شما منتقل نکند و با خودتان بگویید این هم یک‌جور تعریف نقش پسر و دختر در خانواده است. اما می‌توان ماجرا را جور دیگری هم دید؛ اینکه شاید دختری بخواهد در خانواده نقش تکیه‌گاه را برای پدر و مادرش بازی کند یا شاید پسری نتواند یا نخواهد عصای دست پیری پدر و مادرش باشد. اصلاً هرکدام از این پیام‌ها و پیام‌های مشابه‌اش مثل همان شعرهای کودکی به نظر می‌رسد که می‌خواندیم پسرها شیرند مثل شمشیرند، دخترها موشند مثل خرگوشند. اینها چه اثراتی بر ساختن کلیشه‌های جنسیتی و در نهایت آینده نقش‌ها دارد؟

ادامه