شب اول هجده سالگی و قوانین تبعیض آمیز

شب اول هجده سالگی، داستان زنی را روایت می‌کند که تنها سرپرست دختری هجده ساله است. دختری باهوش که به سختی برای کنکور و قبول شدن در رشته پزشکی تلاش می‌کند. این دختر طی حادثه‌ای توسط برادر یکی از همکلاسی‌هایش کشته می‌شود و مادرش به تنهایی به دنبال قصاص مجرم می‌رود. در این تکاپو وی باخبر می‌شود که باید نیمی از مبلغ دیه را بپردازد و اوج داستان در جایی است که تقابل وی را با قاضی پرونده به تصویر می‌کشد.

ادامه

روایت پروانه و حمیده از خشونت شوهران شان

نسترن طارسی:رئیسش با او بد حرف بزند، شب سر من داد می‌زند. برادرم به او خیلی احترام نگذارد، من را کتک می‌زند. رفیق دیرین خودش، دوست و انتخاب خودش به او پول قرض ندهد، منم که باید داد و کتک را تحمل کنم. به خاطر همین رفتارها بچه‌ّهایمان هم به او احترام زیادی نمی‌گذارند. همین هم عصبی‌اش می‌کند و به من توهین می‌کند.

ادامه