فرودستی و فرادستی
شبکه ایران زنان – پارادوکس «فرودستی زنان در صحنه های اجتماعی و سیاسی » و «فرادستی آنان به عنوان ابزارهای پیشبرد اهداف مقطعی سیاستمداران »، طی سالیان اخیر بر پیچیدگی مسایل زنان افزوده است. به این معنی که اگر چه زنان به طور پنهان و آشکار هنوز در سطوح اجتماعی و سیاسی جوامع مختلف گرفتار فرودستی هستند، اما به لحاظ کاربرد نام و موقعیت «زن » به عنوان برگ برنده در معادلات سیاسی مورد استفاده قرار می گیرند. این تضاد بی شک ره آورد تاثیر غیرقابل انکار حضور زنان بر افکار عمومی جوامع اعم از سنتی و مدرن است.
در واقع اگر استفاده ابزاری از زنان به زعم بسیاری از جامعه شناسان با اهداف اقتصادی شروع شد، به نظر می رسد تجربه موفق دنیای سرمایه داری از این سوء استفاده، سیاست بازان را نیز به طمع انداخته تا از زن در حوزه پیشبرد مقاصد سیاسی خود بهره فراوان ببرند.
در برخی دوره های تاریخی البته شخصیت ها یا جریان های فکری و دینی بوده اند که برای شکستن طلسم فرودستی بپا خواسته و سبب تحولات قابل بحثی نیز شده اند. اما در روند زمان، گاه مشکلات فقط تغییر چهره داده و در ریشه ها نه تنها باقی مانده، بلکه تناورتر شده است.
مثال بارز این مشکل، موج اول فمینیسم بود که سعی کرد از خود زن برای پیشبرد آرمان هایش استفاده کند، اما موج دوم در اعتراض به استفاده ابزاری از زن شکل گرفت و اعتقادش بر این بود که موج اول به راهی اشتباه رفته است و با وجود ستیزی که با مردان داشته عملا راهی مردانه را طی کرده است. به بیان دیگر حرکتی که برای ساختارشکنی در نگاههای سنتی به زن ایجاد شد، عملا چهره ای از زن را ترویج کرد که استفاده های مردگرایانه داشت.
این رخدادها البته همگی تجربیات جامعه بشری هستند که باید در هم افزایی ها به ارتقای کیفیت زندگی انسان بینجامد. در مسیر کسب همین تجربیات، روشن شده است که زنان، سرمایه های اجتماعی عظیمی هستند. این فرضیه اثبات شده، اینک اما در تضادی میان بهره مندی واقعی با بهره مندی منفعت طلبانه یا تفاوت میان آرمان ها با واقعیات گرفتار آمده است. یعنی در حالی که ممکن است وضعیت زنان خانه دار در مباحثی مانند حفظ حقوق فردی و زناشویی در خانواده رو به تنزل باشد، راهیابی معدود زنانی به سطوح عالیه سیاسی و اجرایی محقق شود.
در این مسیر البته شکستن تابوها و پذیرش حقیقت وجودی زنان حتی اگر از زاویه ای بدبینانه نگاه کنیم، بسیار گرانبها و مهر تاییدی بر این واقعیت است که جوامع امروزی با هر نوع ماهیتی، نمی توانند چشم بر ضرورت حضور زنان ببندند. لیکن نیت و غرض از حضور باید موید آرمان ها باشد و نه واقعیت ها.
زنان در طول تاریخ راه درازی را برای دست یافتن به جایگاه انسانی خود طی کرده اند و اینک نوع نگاه، هوشیاری و مطالبات کنونی ایشان نشان از یک بزنگاه تاریخی دارد. امروز می دانند که آرمان ها مجموعه ای به هم پیوسته است و نمی توان برای به دست آوردن یکی، خطر از دست دادن دیگری را پذیرفت. امروزه زنان آرمان های خود را جدای از آرمان های جامعه بشری نیز نمی دانند و نگاه صنفی به مسایل خود را دوای دردها نمی شمرند. چنانچه در ایران کنونی می بینیم چگونه جامعه زنان، درگیر تمامی فراز و نشیب شده و نقش خود را در وقایع و تحولات بازیابی می کند.
ایران ما، به خصوص گستره مستعدی برای این بحث است و مسائل مربوط به زنان در تاریخ معاصر همواره از سیاس یترین موضوعات کشور بوده است. نگاه کنیم به ماجرای کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ و کشتار مسجد گوهرشاد در دوران رضاشاه، جایگاه زنان در مباحث سیاسی سال ۱۳۴۲ ، حضور گسترده زنان در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و مباحث متنوع و مکرر مربوط به وضعیت حقوقی، سیاسی و اجتماعی زنان مانند حجاب، قانون حمایت از خانواده، کسب مقامات عالی کشوری، قوانین جزایی و … طی سی سال گذشته. حتی برخی صاحب نظران معتقدند که در کمتر کشوری موضوع جنسیت به اندازه ایران در مرکز بحران های مرتبط با سیاست های داخلی بوده است.
در این حال برای نظامی که دغدغه های انسانی و آرمان های دینی دارد، اگر مسایل در چارچوب های نهادینه و قانونی حل نشود، راه به جایی نبرده و با هر تغییر و تحول یا پیشرفت و عقب گردی دچار افت و خیزهای بی ثمر خواهد شد. علاوه بر این نگهداشتن مسایل زنان در حالتی شناور همواره می تواند مورد بهره داری قرار گرفته و به جای آن که به نفع زنان حل شود، برای حل سایر مشکلات جامعه یا هماوردی طیف های مختلف سیاسی، مورد سوء استفاده قرار گیرد. این وضعیت اگر چه ممکن است به شکل صوری و مقطعی به نفع زنان تمام شود، ولی ریشه ای نبوده و به همین علت مشکلات زنان و به طبع آن مشکلات خانواده و جامعه را حل نخواهد کرد.
بنابراین باید بدانیم اگر چه راهی طولانی را طی کرده و دستاوردهای فراوانی نیز داشته ایم، اما مطالبات زنان برای ارتقای کیفیت انسانی جامعه متنوع و متکثر ایرانی در گرو صبر، شور و انگیزه و خستگی ناپذیریست. حرکتی ریشه ای در عمق باورها و با تکیه بر روح آموزه های دینی که سال هاست برای احقاق آنها تلاش می کنند ولی تاکنون به تحقق بخش اندکی از آن دست یافته اند؛ حرکتی هوشیارانه برای برچیدن بساط فرودستی های تحمیلی و فرادستی های تحمیقی.
سردبیر
فریبا ابتهاج

