زنستیزی پنهان در تبلیغات فرهنگی کتاب
در سالهای اخیر، زیر پوست ظاهراً آرام و بیخطرِ تبلیغات فرهنگی کتاب، نظمی پنهان در حال بازتولید است؛ نظمی که با چهرهای موقر و زبانی به ظاهر بیطرف، ستونهای سلطهی مردسالارانه را محکمتر میسازد.
ادامهدر سالهای اخیر، زیر پوست ظاهراً آرام و بیخطرِ تبلیغات فرهنگی کتاب، نظمی پنهان در حال بازتولید است؛ نظمی که با چهرهای موقر و زبانی به ظاهر بیطرف، ستونهای سلطهی مردسالارانه را محکمتر میسازد.
ادامهگذشتهی تارا بر روابط عاطفی و تعامل او با دیگران نیز تاثیر میگذارد. وقتی تارا که همیشه در انزوا زندگی کرده، با چارلز، پسری از دنیای بیرون، آشنا میشود، این برخورد، او را به فکر دربارهی زندگی خارج از محدودیتهای خانوادگی میاندازد، اما همین فکر، ترس و اضطراب را نیز به همراه دارد، ترس از اینکه چارلز ممکن است رازهای خانواده، مانند مخزن سوخت یا تفنگ، را کشف کند. هنگامی که چارلز به بوی خاص گیاهان دارویی در خانه تارا اشاره میکند، تارا متوجه میشود که این مسئلهای است که قبلاً برایش طبیعی به نظر میرسیده اما برای دیگران عجیب است.
ادامهعبدالعلی رضایی ادعای مرشایمر و والت را که سیاست خارجی آمریکا از سوی سیاست خارجی اسرائیل گروگان گرفته شده و تحت تاثیر فعالیت لابی اسرائیل مجبور به اقداماتی علیه منافع ملی خود است تقلیل گرایانه خواند و کتاب ویر را حاوی مطالب مهمی در رد این ادعا دانست. او اضافه کرد که حسن این کتاب و کتابی که اخیرا مورخ منتقد اسرائیلی ایلان پاپه با عنوان «اعمال نفوذ در دو سوی اقیانوس اطلس» منتشر کرده این است که از این ساده سازی فاصله می گیرند و به پیچیدگی تاریخی روابط دو پروژه تاریخی (سیاست استعماری و صهیونیسم سیاسی) می پردازند.
ادامهکتاب Hairan مشتمل بر اشعار فمینیستی و اعتراضی زنان ایرانی است که علی ثباتی، شاعر، منتقد ادبی و مترجم، آنها را به صورت شعر انگلیسی برگردانده و کتاب را تدوین کرده و این قلم، بهعلاوهی دو تن دیگر از شاعران زن، کار گردآوری اشعار و نوشتن بخشهایی از مقدمهی آن را بر عهده داشتهایم.
پروفسور رایاک در بخشهایی از مرور خود بر این کتاب نوشته است: «سوال اینجاست که وقتی اکثریت جامعه در یک کشور، دیدگاه مشخصی دارند و اولویتهای آنهاست که حاکمیت قانون را شکل میدهد، آیا باید علیه آنها ایستاد؟… به گفتهی ادوارد سعید، تاریخدان و منتقد ادبی فلسطینی، یک روشنفکر «فردی است دارای قابلیت بیان، مجسم ساختن و ادای یک پیام، دیدگاه، نگرش، فلسفه یا عقیده برای عموم مردم.» به نظرم این در مورد شاعر و هنرمند از هر جنسی نیز صدق میکند.
مریم بهرمن:ژیلا من را با خودش می کشاند، گاهی دلم میخواست بیشتر پیش آن زن ایرانی در هرات بمانم اما ژیلا میرفت ، گاهی حوصلهی اتاق شلوغ هتل در سفر گردهمایی بزرگ زنان روزنامهنگار را نداشتم اما ژیلا داشت، گاهی همراهش می شدم در کوچه های سرد کابل ولی همزمان یاد روزی می افتادم که رزومهام را برای کار در کابل نفرستادم و مجبور می شدم چند خط خوانده شده را برگردم و دوباره سرمای سخت کابل را حس کنم…
ادامهمنصوره شجاعی:«کتاب آموزش برابری جنسیتی در کلاس درس بهطور مشخص برای جغرافیایی تنظیم شده است که تصمیمسازانِ نظام آموزشیاش از مخالفان سرسختِ آموزش جنسی به کودک و از موافقان پرشور کودکهمسری هستند.»
ادامهعاقبت روزی تسلیم شدم. همهی امیدم را برای یافتن شغل جراحی و امکان طبابت در کانادا از دست دادم و تصمیم گرفتم حالا که این سیستم اینقدر بیدلیل- در حالی که به نیروی متخصص نیاز جدی دارد- انسانهایی با درجه علمی، مهارت و تجربهای مثل من و امثال من را کنار میگذارد؛ بهتر است وقت و انرژیام را با بچهها و در خانه بگذارم. پس به جای اینکه خانم دکتر و جراح صوفیا باشم که بیمارانش او را به نام دکتری که دستهای شفابخشی دارد می شناسند، مامان صوفیایی شدم که همه توان و امکاناتش را برای تربیت فرزندانش به کار بست.همیشه دلم میخواست فرصتی داشتم و میتوانستم با صدای بلند، طوری که همه دنیا بشنوند از سیستم گزینش و ارزیابی کانادا بپرسم که: «چرا؟ چرا هیچ وقت فرصت انتخاب شدن را به من ندادید؟ واقعا ضوابط و معیارهای سنجش شما چیست؟»
ادامهشاعر تلاش میکند خود را از این دورافتادگی و انزوا بیرون بکشد. مطالبه میکند، پرسشگری میکند و با معشوق حرف میزند تا او را بهسوی خود بکشد. گاهی او را به همزادی درون آینه تشبیه میکند و گاهی زندانبان اما دست از تلاش برای جوانه زدن برنمیدارد حتی اگر پایان این شعرها حسرت و اندوه باشد ولی برای شاعر پلی است بین سکوت و هیاهو. منصوره محمدی شاعر جوانی است اهل خرمآباد.
ادامه«آخر هر روایتی باید دلیلِ راوی معلوم باشد و من دلیلی ندارم جز قبرها، رجعت مدام به قبرها، به تنها شانِ بازمانده یک قوم.» روایتی که سرانجام به ایستادن کنار مزار پدر ختم میشود. در انتها درست همانجایی میایستد که در ابتدای کار بود. این بار به جای چشم در چشم شدن با پدر، چشم بر سنگ قبر میدوزد. سستی هویت را کنار پدر روایت میکند:«خاک را مشت میکنم که بیمکث از لابهلای انگشتانم سر میخورد. سست …سست … انگار ذرهای وطن هم حاضر نیست در شیار لاغر انگشتانم بماند تا برای خودم نگهش دارم، تا بنویسمش.»
ادامهحقوق، دانستنش واجب و ضروری است و فهم و درکش مشکل. چطور می توان آن را تدوین کرد تا همه فهم شود. این پرسشی بود که مدتی ذهن عبدالفتاح سلطانی و ژینوس سبحانی را به خود مشغول داشت: «از دیرباز در این اندیشه بوده ایم که چگونه می شود امور پیچیده تخصصی، مانند مسائل حقوقی را به زبان ساده برای مردم کوچه و بازار و اشخاص غیر متخصص در امور حقوقی، بیان نمود. به گونه ای که قابل فهم و کاربردی باشد و از این رهگذر، شهروندان، با حقوق قانونی خود آشنایی نسبی پیدا کنند و مجریان قانون نتوانند از عدم آگاهی آنان سوء استفاده نمایند و موجبات تضییع حقوق مردم، خواسته یا ناخواسته، فراهم نگردد.»
ادامه