تور انقلاب و نیلوفر با طعم کتاب و ساندویچ
یک هفته شاید هم بیشتر شده که پرده اتاق را کنار نکشیدهام؛ با خودم میگویم بالاخره خود این پردهها حفاظی برای شیشههاست برای زمانی که صدای جنگنده یا موج انفجار باعث شکستنشان شود.
ادامهیک هفته شاید هم بیشتر شده که پرده اتاق را کنار نکشیدهام؛ با خودم میگویم بالاخره خود این پردهها حفاظی برای شیشههاست برای زمانی که صدای جنگنده یا موج انفجار باعث شکستنشان شود.
ادامهدر سالهای اخیر، زیر پوست ظاهراً آرام و بیخطرِ تبلیغات فرهنگی کتاب، نظمی پنهان در حال بازتولید است؛ نظمی که با چهرهای موقر و زبانی به ظاهر بیطرف، ستونهای سلطهی مردسالارانه را محکمتر میسازد.
ادامهگذشتهی تارا بر روابط عاطفی و تعامل او با دیگران نیز تاثیر میگذارد. وقتی تارا که همیشه در انزوا زندگی کرده، با چارلز، پسری از دنیای بیرون، آشنا میشود، این برخورد، او را به فکر دربارهی زندگی خارج از محدودیتهای خانوادگی میاندازد، اما همین فکر، ترس و اضطراب را نیز به همراه دارد، ترس از اینکه چارلز ممکن است رازهای خانواده، مانند مخزن سوخت یا تفنگ، را کشف کند. هنگامی که چارلز به بوی خاص گیاهان دارویی در خانه تارا اشاره میکند، تارا متوجه میشود که این مسئلهای است که قبلاً برایش طبیعی به نظر میرسیده اما برای دیگران عجیب است.
ادامهعبدالعلی رضایی ادعای مرشایمر و والت را که سیاست خارجی آمریکا از سوی سیاست خارجی اسرائیل گروگان گرفته شده و تحت تاثیر فعالیت لابی اسرائیل مجبور به اقداماتی علیه منافع ملی خود است تقلیل گرایانه خواند و کتاب ویر را حاوی مطالب مهمی در رد این ادعا دانست. او اضافه کرد که حسن این کتاب و کتابی که اخیرا مورخ منتقد اسرائیلی ایلان پاپه با عنوان «اعمال نفوذ در دو سوی اقیانوس اطلس» منتشر کرده این است که از این ساده سازی فاصله می گیرند و به پیچیدگی تاریخی روابط دو پروژه تاریخی (سیاست استعماری و صهیونیسم سیاسی) می پردازند.
ادامهمنصوره شجاعی:«کتاب آموزش برابری جنسیتی در کلاس درس بهطور مشخص برای جغرافیایی تنظیم شده است که تصمیمسازانِ نظام آموزشیاش از مخالفان سرسختِ آموزش جنسی به کودک و از موافقان پرشور کودکهمسری هستند.»
ادامه«آخر هر روایتی باید دلیلِ راوی معلوم باشد و من دلیلی ندارم جز قبرها، رجعت مدام به قبرها، به تنها شانِ بازمانده یک قوم.» روایتی که سرانجام به ایستادن کنار مزار پدر ختم میشود. در انتها درست همانجایی میایستد که در ابتدای کار بود. این بار به جای چشم در چشم شدن با پدر، چشم بر سنگ قبر میدوزد. سستی هویت را کنار پدر روایت میکند:«خاک را مشت میکنم که بیمکث از لابهلای انگشتانم سر میخورد. سست …سست … انگار ذرهای وطن هم حاضر نیست در شیار لاغر انگشتانم بماند تا برای خودم نگهش دارم، تا بنویسمش.»
ادامهرُمان کسی در من تنهاست، صرفا یک داستان زنانه نیست بلکه به انسان فراتر از جنسیت نگاه میکند اما از آنجا که پنج شخصیت اصلی آن زن هستند، دنیا را از زاویه دید زنان میبیند. این داستان به شکل چرخشی به روایت احوالات هر یک از این پنج زن میپردازد. به بطن زندگی تکتک آنها سفر میکند و دنیا را از نگاه آنها به نظاره مینشیند.
ادامهدر بخشی از خاطرات پس از اتمام جنگ میخوانیم که گاه چگونه برای احداث خانههای اشتغال زنان خودسرپرست و ساماندهی ایشان، با هزار امید و آرزو به ساختار قدرت و زنان صاحب کرسی؛ نزدیک می شده و هربار مغضوب و سرخورده از خیر شهرداری و دولت و مجلس، دست خالی بازمیگشته که نتیجهاش جز پروپاگاندا و ثبت فعالیتهایش به نام خود، دیگر هیچ نبوده…کتاب با توصیف کیفی گروههای مادران خاوران، مادران پارک لاله و مادران صلح که جملگی نمونههای اعلایی از عاملیت زنانه بجای کلیشهی مرسوم«مادر عزادار منفعل» بشمار میروند، به پایان میرسد.
ادامهدر همان ابتدای کتاب و در گفتوگو با «صدیقه مسعود»- همسر مسعود- مشخص میشود نویسنده از یک نکته چندان راضی نیست: «نمیخواستم فضای کتاب اینقدر مردانه باشد». همین نکته سبب میشود به عنوان خواننده بخواهم درباره این وجه زندگی فرمانده بدانم. روزنامهنگاربودن نویسنده به او کمک کرده تا بتواند حفرهای را که با توجه به دغدغهاش با آن روبهرو بوده است به گونهای پر کند.
ادامهمحمد مطلق:من برای شناسایی اسکلت و استخوانبندی و سنجش استحکام ساختار روایت، لااقل نیمی از اصول را کنار میگذارم. از این زاویه به اعتقاد من هر دو اثر دارای ارزشهایی است که به خواندنشان میارزد؛ از جمله بافت و موسیقی نثر که درنهایت همچون خمیرمایهای برای نمایش نوعی زبان زنانه به کار گرفته میشود که این به خودی خود ارزشمند است. ما این زبان زنانه را حتی با حذف نام نویسنده نیز میتوانیم تشخیص دهیم.
ادامه