زنان افغانستان میان رنج، تابآوری و امید
زن بودن در افغانستان امروز، شبیه راه رفتن در باغی است که هر روز دیوارهای بلندتری دور آن کشیده میشود، دیوارهایی که فقط حرکت را محدود نمیکنند؛ بلکه افق دید را نیز کوچکتر میسازند.
ادامهزن بودن در افغانستان امروز، شبیه راه رفتن در باغی است که هر روز دیوارهای بلندتری دور آن کشیده میشود، دیوارهایی که فقط حرکت را محدود نمیکنند؛ بلکه افق دید را نیز کوچکتر میسازند.
ادامهبازداشت زنان در هرات را نمیتوان تنها در چارچوب یک محدودیت اجتماعی یا ایدئولوژیک خواند؛ این رخداد نشانهی هراسی عمیقتر است، هراس از حضوری که همواره از مرزهای تعریفشده فراتر میرود.
ادامههمصدا با مردم جهان
مردم زمین من، زمین ما،
مردم ایران،
مردم لبنان،
مردم فلسطین،
مردم افغانستان،
مردم سودان،
مردم یمن،
مردم رنجکشیده از چهارگوشه جهان
حدیث، زنی که مثل هزاران زن دیگر در افغانستان حق بیرون رفتن و حضور در اجتماع ندارد، تنها دلخوشی و امیدش همین اینترنت است؛ جایی که میتواند درس بخواند، تدریس کند و با خانوادهاش در تماس باشد؛ اما آن روز که ساعت چهار بعدازظهر اینترنت قطع شد، گویی تمام دنیا یکباره روی سرش خراب شد.
ادامهطالبان در ادامه وضع محدودیتها بر زنان و حذف آنان از جامعه، کتابهایی را که توسط زنان نوشته شدهاند، از نصاب درسی دانشگاههای افغانستان حذف کرده و علاوه بر آن آموزش واحدهای درسی شامل موضوعات «حقوق بشر، تساوی جنسیتی، نقش زنان در ارتباطات، جامعه شناسی زنان و جندر و توسعه» را ممنوع قرار دادهاند.
ادامهاین نوشته که برای کانون زنان ایرانی ارسال شده؛ فریادی است که از دل تاریکترین روزهای افغانستان برمیخیزد؛ صدایی جمعی از زنانی جانبهلبرسیده که همچنان سعی میکنند زیر سایه طالبان نفس بکشند اما آینده خود را تاریک میبینند، از بی توجهی جهان نسبت به وضعیت زنان افغانستان رنجیده و حتی خشمگین هستند.
این زنان به دلیل تهدیدهای جانی نمیتوانند نامی از خود ببرند، اما دردشان را به ما سپردهاند تا بازگو کنیم.
ر باغهای اردیبهشتی غور در افغانستان، عابده دختر نوجوانی بود با دلی پر از رؤیا؛ از زندگی، عشق و مادری. اما کابوس ازدواج اجباری با مردی طالب، همه چیز را در او سوزاند. این روایت، آتش زدن تن نیست، فریاد خاموشیست علیه ظلمی که در افغانستان ادامه دارد.این داستان واقعی است.
ادامهحالا تو بگو در افغانستان زنان و دختران نوجوان اجازۀ تحصیل ندارند. اجازۀ تردد ندارند. بگو آنجا بیمارستان نیست. بیماران درمانپذیر خیلی ساده میمیرند. بگو مدرسه نیست. جاده نیست. خانه نیست. بگو «آهای. ما در افغانستان حتی یک نفر را هم نمیشناسیم». به درک.
ادامهطالبان یکی از گروههای افراطگرای مذهبی است که محدودیتهای شدیدی بر زنان افغانستان تحمیل کرده است. در دهه ۷۰ شمسی، با روی کار آمدن نخستین حکومت طالبان، زنان ملزم به پوشیدن چادری شدند و بسیاری از حقوق اساسی آنها، از جمله حق تحصیل، اشتغال، سفر بدون محرم، عکس گرفتن، آرایش کردن و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی از بین رفت.
ادامهسلامت جسمی زنان یکی از ارکان مهم توسعه اجتماعی و خانوادگی است، اما در افغانستان، بهویژه تحت حکومت طالبان، این مسئله بهشدت نادیده گرفته شده است.
ادامه