زنان افغانستانی:چرا جهان ما را نمی‌بیند

ما زنان افغانستان به دلیل تهدیدهای جانی نمی‌توانیم با نام خود سخن بگوییم.

کانون زنان ایرانی

این نوشته که برای کانون زنان ایرانی ارسال شده؛ فریادی است که از دل تاریک‌ترین روزهای افغانستان برمی‌خیزد؛ صدایی جمعی از زنانی جان‌به‌لب‌رسیده که همچنان سعی می‌کنند زیر سایه‌ طالبان نفس ‌بکشند اما آینده خود را تاریک می‌بینند، از بی توجهی جهان نسبت به وضعیت زنان افغانستان رنجیده و حتی خشمگین هستند.
این زنان به دلیل تهدیدهای جانی نمی‌توانند نامی از خود ببرند، اما دردشان را به ما سپرده‌اند تا بازگو کنیم. این متن، تنها روایت رنج نیست؛ فریادی برای بیداری جهان و شهادتی از مقاومت خاموش زنان افغانستان است

روزنه‌ای که در افغانستان بسته می‌شود: اینترنت و آخرین امید زنان

ما زنانی هستیم که در افغانستان زندگی می‌کنیم؛ اما به دلیل تهدیدهای جانی نمی‌توانیم با نام خود سخن بگوییم.

در قرن بیست‌ویکم، جهانی که هر روز از آزادی و حقوق بشر می‌گوید، در گوشه‌ای از آن زنان و دخترانی به سر می‌برند که گویی از دل تاریخ تاریک بیرون کشیده شده‌اند؛ محروم از آموزش، بی‌صدا و در بند

اینترنت آخرین امید بسیاری از دختران افغان بود؛ پنجره‌ای کوچک که امکان یادگیری، تدریس، نوشتن و گفت‌وگو با جهان را فراهم می‌کرد. اما امروز، با قطع‌های گسترده و مکرر در بسیاری از ولایات، همین روزنه نیز در حال بسته شدن است. قطع اینترنت تنها خاموش‌کردن یک سیگنال نیست؛ ضربه‌ای است بر جان نیمه‌مرده آموزش، آگاهی و آزادی.

خانه‌هایی بی‌پنجره؛ زندگی در حبس اجباری

زنان افغانستان از حق آموزش در مکاتب و دانشگاه‌ها محروم‌اند و حتی ساده‌ترین حقوق انسانی از آن‌ها گرفته شده است. پارک‌ها، سالن‌های ورزشی، آرایشگاه‌ها و حمام‌های زنانه بسته شده‌اند. بیرون‌رفتن بدون محرم یا حتی کار کردن، به جرم تبدیل شده است. دخترانی که روزی رؤیای پزشک، نویسنده یا معلم‌شدن داشتند، امروز در خانه‌هایی بی‌پنجره زندانی‌اند.

سکوت جهان؛ پرسشی که بی‌پاسخ مانده است

دردناک‌ترین پرسش این روزها این است: چرا جهان خاموش است؟ چگونه ممکن است در برابر این‌همه تبعیض و ظلم آشکار، مدعیان حقوق بشر سکوت کنند؟ آیا چون ما زنانی افغان هستیم، سزاوار انسانیت نیستیم؟

رنج مهاجرت؛ زندان‌های نانوشته در بیرون از مرزها

میلیون‌ها زن یا در داخل کشور در زندان‌های نانوشته زندگی می‌کنند، یا ناگزیر به مهاجرتی پررنج در ایران، پاکستان و دیگر کشورها تن داده‌اند؛ جایی که باز هم با تبعیض، بی‌حقوقی و نگاه‌های تحقیرآمیز مواجه‌اند.

زنان افغانستان؛ بیدار، آگاه و مقاوم

با همه‌ی این رنج‌ها، زنان افغانستان تسلیم نشده‌اند. شاید امروز در سایه باشند، اما بیدارند. طالبان از آگاهی می‌ترسد، نه از سلاح. و همین آگاهی است که ریشه‌های زنان افغان را محکم‌تر می‌کند. این نسل دیگر نسل خاموش دیروز نیست؛ آنان می‌دانند که این تاریکی پایدار نخواهد بود.

پرسشی از مردان افغانستان؛ تا کی سکوت؟

مردان و مردم این سرزمین، تا کی سکوت؟ ظلم اگر امروز بر زنان روا می‌شود و ما خاموش باشیم، فردا دامان همه را خواهد گرفت.

اسلام طالبان یا جاهلیت نوین؟

طالبان دینی را که با «اقرأ» آغاز شد، به حربه‌ای برای تحقیر و سرکوب تبدیل کرده‌اند. اسلام طالبان، اسلام جهل و تحریف است؛ نه اسلام محمد (ص) که اسلام آگاهی و کرامت بود. امروز زنان را دیگر زنده به گور نمی‌کنند، اما در قفسی به نام خانه دفن می‌سازند.

درخواست‌ها و پیشنهادها؛ خطاب به جهان و همسایگان افغانستان


به سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری:
ما از شما می‌خواهیم که فراتر از بیانیه و محکومیت عمل کنید. ایجاد سازوکارهای مؤثر برای نظارت بر وضعیت زنان افغانستان و فشار عملی بر طالبان باید در اولویت قرار گیرد.
به کشورهای همسایه افغانستان:
میلیون‌ها زن و کودک افغان ناگزیر به مهاجرت شده‌اند. انتظار ما این است که شما حداقل در مرزها و در خاک خود، حقوق اولیه انسانی آن‌ها را به رسمیت بشناسید؛ آنان را به جرم «زن بودن» دوباره تحقیر نکنید. دسترسی به آموزش، بهداشت و امنیت برای پناهجویان افغان ضروری است.
به جامعه جهانی:
صدای زنان افغانستان را خاموش نکنید. رسانه‌ها و نهادهای مدنی باید روایت‌های زنان افغان را بازتاب دهند و از فراموشی آن جلوگیری کنند. سکوت شما تنها به دوام ظلم کمک می‌کند.
به دولت‌ها و قدرت‌های بین‌المللی:
کمک‌های اقتصادی و سیاسی نباید ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به طالبان باشد. هرگونه رابطه و حمایت باید مشروط به رعایت حقوق زنان و دختران در افغانستان شود.
به دانشگاه‌ها و مراکز علمی جهان:
درهای آموزش را به روی دختران افغان باز کنید. با ارائه بورسیه‌ها و برنامه‌های آموزشی آنلاین، اجازه دهید که نسل امروز افغانستان—حتی در تبعید—بتواند بیاموزد و آینده‌ای متفاوت بسازد.

چراغی که خاموش نمی‌شود
زنان افغانستان در دل خاکستر تبعیض هم ایستاده‌اند. چراغ مقاومت‌شان لرزان است، اما خاموش نمی‌شود.

چراغ ظلم ظالم گر بسوزد،
شبی سوزد، ولی تا حشر نسوزد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.