تحصن تعدادی از زندانیان سیاسی زن زندان اوین در حمایت از اعتراضات مردم

شنیدن فریاد اعتراض مردم از پشت دیوارهای بلند و سرد زندان، به خون کشیده شدن جوانان و دانشجویان سرزمین‌مان و بازداشت معترضان چون جان کندن سخت است.

ادامه

از این حق پایمال‌شده دفاع کنیم

سارا شریعتی:جامعه، این بار در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی و حجاب اجباری به خیابان آمده است. تظاهراتی که در اکثر کشورها، صورت متداولی برای بیان نارضایتی‌ها و شنیدن مطالبات است، چون به رسمیت شناخته نمی‌شود، به خشونت می‌کشد. تظاهرکنندگان از حق دانستن و حق بیان اعتراضات خود دفاع می‌کنند.

ادامه

زنان حاشیه نشین، سپیده رشنو و مهسا امینی

از زمانی که خبر مهسا (ژینا)امینی آمد به وضعیت زنان حاشیه‌نشین فکر می‌کنم که اگر زیر مشت و لگد شوهر معتاد می‌ماندند حتی یک گشت شبانه به دادشان  نمی‌رسید؛ اگر شوهر معتاد اراده می‌کرد می‌توانست معتادشان کند. عجیب است که آن‌سوی شهر زنان دردمندی هستند که نیاز به تأمین امنیت دارند؛ اما هیچ گشتی در آن مناطق فعالیت ندارد و گاه حتی بهزیستی  و اورژانس اجتماعی  از ورود به مناطق آسیب‌دیده از فقر و اعتیاد اجتناب می‌کند. اما این‌سوی شهر درست در میدان‌ها و خیابان‌ها و مترو ها که اغلب محله‌های تردد قشر فقیر و متوسط است گشت‌های ارشاد به دنبال ارشاد اجباری زنان هستند.

ادامه

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی.پدرش می توانست پدر من باشد، پدر تو باشد. مادرش می توانست مادر من باشد مادر تو باشد. حالا فرض کن ما مرده بودیم.به همین راحتی بخاطر به اصطلاح بدحجابی اول برای ارشاد من را تو را بازداشت می کردند و در عرض دو ساعت در خبرها می آمد تو یا من به کما رفته ایم و  به همین عریانی در ۲۲ سالگی مرگ تو را و مرا رقم می زدند. و تو را که نه یعنی جسد تو را جسد مرا  تحویل خانواده می دادند. کاری که در همه چهل و چند سال گذشته حاکمیت با ما کرده است.

ادامه

خشونت خانگی، زخمی کهنه

دوباره یاد گونه و زیر چشمش که پیشتر کبود شده بود می‌افتم. روزهایی که حال دلش هم خوب نبود. گفته بود زمین خورده است. گفته بود بین ما افغان‌ها حرف زیاد است و مدام از من می‌پرسند شوهرت کتکت زده و می‌گویم پارک رفته بودیم پایم پیچ خورد و صورتم اینگونه شد. همان‌موقع گفته بود کارش به بیمارستان کشیده است…در نبود قانونی برای منع خشونت علیه زنان، در نبود قوانین حمایتی از پناهندگان افغان این جسم و روان زنان افغان است که زیر کتک‌ها و دشنام‌ها … له می‌شود، همچنان که جسم و روان زنان ایرانی به خصوص طبقه فرودست که مفری ندارند.

ادامه

زنانی که مجبورند/نگاهی به فیلم «مجبوریم» و مسئله ماهیت بدنِ زن

سپیده اشرفی:بماند که در کل فیلم، هویت یک کارتن‌خواب زن و اساسا طبقه پایین، به هیچ انگاشته می‌شود. اما گره جایی باز می‌شود که در یک صحنه، دوستِ وکیل از عقیم‌سازی کارتن‌خواب‌های زن می‌گوید. جرقه‌ای در ذهن وکیل برای پیگیری ماجرا زده می‌شود. مساله عقیم‌سازی کارتن‌خواب‌های زن که در سال‌های ۹۴ و ۹۵ بسیار بحث‌برانگیز شده بود، تنها یکی از مواردی است که در طول این سال‌ها و برای کنترل بدن زن بیان شده است

ادامه

مبینا ساعی: زن افغانستان قبلا برای رسانه‌های جهان سوژه بود، حالا سکوت کرده‌اند

سپیده اشرفی:یک سال از روزهایی گذشت که زنان افغانستان هرچه کاشته بودند را بدون درو کردن، زیر پای طالبان رها کردند. یک سال از آن زمانی که هر تقه‌ای به در، به معنای آمدن طالبان و ورود به خانه‌شان بود. طالبان یک به یک ولایت‌های افغانستان را تصرف می‌کرد و زنان خوب می‌دانستند که تغییری در چهره طالبان ایجاد نشده است. با هر کدام که صحبت می‌کردیم، ناامیدی از پشت صحبت‌هایش بیرون می‌زد. برخی از این زنان حالا و یک سال بعد از آن فاجعه تلخ، دیگر در افغانستان زندگی نمی‌کنند. مبینا ساعی، فعال مدنی اهل افغانستان، یکی از زنانی است که سال قبل تلاش بسیاری کرد تا بتواند امید بیشتری به زنان افغانستان بدهد. او در نهایت خودش هم فهمید که طالبان مثل ۲۰ سال قبل هستند و قرار نیست به رعایت حقوق زنان پایبند باشند. سال قبل وقتی در مزارشریف بود با او صحبت کردیم و حالا یک سال بعد، در آلمان است و فرسنگ‌ها دور از وطن. او در گفت‌وگو با کانون زنان ایرانی، از مصائب زنان در این یک سال می‌گوید.

ادامه

کاهش قتل‌های ناموسی در اردن با اصلاح قوانین و افزایش مشارکت مردم و نهادها

حسینی گفت که به طور متوسط ​​سالانه ۱۰ تا ۱۵ زن در اردن به نام ناموس کشته می‌شوند. نویسنده کتاب شوک‌آور «قتل به نام ناموس»، توضیح داد که این رقم در سال‌های اخیر «افت قابل‌توجهی» داشته است.تعداد به‌اصطلاح جنایت ناموسی گزارش شده در اردن در طول دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بین ۲۰ تا ۲۵ نفر در سال بوده است که گاهی اوقات به ۳۰ مورد هم می‌رسید. اکنون به‌واسطه فعالیت‌هایی مانند کمپین‌های آگاهی انجام شده و همچنین با درگیرکردن دولت و همه دست‌اندرکاران در این مبارزه، این تعداد به ۱۰ تا ۱۵ مورد در سال کاهش‌یافته است.

ادامه

روایت فاطمه از روزی که طالبان به کابل آمد

عصر همان روز حدود ساعت سه رفته بودم از دکان ترکاری (سبزی) بخرم، دکاندار گفت :طالبان را دیده ای؟ گفتم کجاست؟ گفت لب سرک(خیابان)، از این شیشه دیده می شه. به پشت دکاندار رو به شیشه نگاه کردم، یک نفر مسلح با چهره‌ای پوشیده ایستاده بود. اهمیتی ندادم. دکاندار گفت: رفته‌اند منزل هشت. خانه یکی از این دولتی‌ها را نام گرفت. ترسم بیشتر شد که داخل بلاک (بلوک) شدند. منتظر بودم زودتر خریدهایم را بدهد تا بروم. همین که بیرون شدم پیش دروازه دکان زن همسایه را دیدم که گفت طالبان داخل بلاک هستند به منزل هفت رفتند. پرسیدم: هفت یا هشت؟ گفت: هفت.برق نبود. لفت (آسانسور) ساختمان خاموش و من نفهمیدم هفت طبقه را چطور یک‌نفس دویدم. به خانه‌مان که رسیدم هر چه در زدم کسی در را باز نکرد. من که همین ده دقیقه قبل آمدم بیرون. چه شده همین چند دقیقه؟ حس می‌کردم الان قلبم از حرکت می‌ایستد. حتی گریه‌ام هم نمی‌آمد.

ادامه