سپیده دم نمیزند
سپیده
دم
نمی زند
زِ خشمِ اشک هایِ تو
بمب
سه بار می گزد
بهارِ پاکِ کوچکت
سپیده
دم
نمی زند
زِ خشمِ اشک هایِ تو
بمب
سه بار می گزد
بهارِ پاکِ کوچکت
زنان میتوانند نقش مهمی در کمرنگ کردن این سنت داشته باشند. زنان روشنفکر میتوانند نه با بازتولید ادبیات مردانه و نه با رویکرد سکوت عفیفانه، بلکه با ترویج الگوی نقد سختگیرانه اما عاری از تحقیر شخصیتی، مرزهای جدیدی برای گفتگوی عمومی ترسیم کنند.
ادامهحکایت من حکایت مادری است که فرزندش را در ببیی کمرا (baby camra)میبیند. فرزندم کتک خورده، پایش شکسته اما من نیستم.
ادامهاین قطعه را نخستین بار روی مجموعهای از عکسهای قربانیان سربرنیتسا در صفحۀ تاریخ بوسنی در اینستاگرام دیدم. تازگیها، ۱۱ جولای، سالگرد آن جنایت هولناک بود…
ادامهو کوریِ چشمها را باید شُست و کنار گذاشت
از قلبهای فرسودهتان
غمی هم باقی مانده؟
چه غمانگیز!
تفالههای تنهایی
با چشمهای تا حدقه باز
و آرزوی خشمی بی سر و ته
نه در زندگیِ پرخونِ اسرائیل
نه در شکمِ صابون زدهی آمریکا
جایی ندارید
برای ماکان و بچه های میناب
نه، نه نه…
کسی از روز برنگشت
حتی آن رشتهی خاموشِ خون
که نامِ آدم را
در استخوان ادامه داد…
برای “ماکان” و ” ۱۶۸ ” گل سرخ
بایست کنار تکههای رنگیِ دفتر،
کنار آن گیاه بازگشته از دبستان…
گلها را زاویه بده به خورشید
و ببوس؛ آنجا که تمام شب تاریخ در تصرفِ مرد بود.
این شعر را برای یکی از آنها نوشتم، نقاشیای که تصویرش را در بالا میبینید، هرچند که هر یک از آن نقاشیها به تنهایی تا سالیان سال میتواند هر شاعری را به خلق سوگسرودههایی بسا دردبارتر وادارد.
ادامهجوزفین گیلبو، افسر اطلاعاتی و ضدتروریسم سابق ارتش آمریکا در سخنرانیای تکاندهنده حملهٔ موشکی به مدرسهٔ دخترانه میناب را جنایت جنگی از پیش طراحیشده خواند…
ادامهأنا بروین فهیمی،
أمٌّ من هذه الأرض، أمٌّ محبّهٌ للسلام، أمٌّ سُلِبَ منها ابنُها، سهراب أعرابی، على ید هذه السلطه نفسها، إبّان الحرکه الخضراء فی إیران.