آنجا که تمام ساعتها ایستاد
برای “ماکان” و ” ۱۶۸ ” گل سرخ
بایست کنار تکههای رنگیِ دفتر،
کنار آن گیاه بازگشته از دبستان…
گلها را زاویه بده به خورشید
و ببوس؛ آنجا که تمام شب تاریخ در تصرفِ مرد بود.
برای “ماکان” و ” ۱۶۸ ” گل سرخ
بایست کنار تکههای رنگیِ دفتر،
کنار آن گیاه بازگشته از دبستان…
گلها را زاویه بده به خورشید
و ببوس؛ آنجا که تمام شب تاریخ در تصرفِ مرد بود.
گاه
قبل از اینکه
پلکهایم را از هم بگشایم
مرگ بر پایهی
تختگاهم بنشسته…
بیش از دویست فعال فرهنگی، مدنی، و سیاسی بازداشت غیرقانونی حسن توزندهجانی، فعال فرهنگی و شاعر را، محکوم کردهاند و خواهان آزادی فوری و شفافیت درباره وضعیت او شدهاند.
ادامهسه شعر از کتاب آدم از کدام فصل به زمین افتاد
زن
عبارتی سیاه پوش
تن
کلمه ای غائب
نمی روید کلمه ای
از دهان هویت
نام
در سوگ ننگ خود نشسته
در جهانی که سپیدترینِ شکنجه ها را با طلایی ترینِ دینامیت ها می آرایند،
سیاهیِ نفت رنگ تشخص است؛
برای آنان که به وال استریت نماز می گذارند!
سیده فاطمه موسوی کانون زنان ایرانی خون است و خون که میچکد از شانهی هرات بارانِ مرگ، میوزد از جملهی
ادامهکانون زنان ایرانی صبح بودنیمههای شب وشوری دریا تهِ گلو ظرفها را میشستمدر نمک دریا وباد در دهانمبههم میکوبید دندانها
ادامهکانون زنان ایرانی باردار است آن دایره کهماه را به تماشا سپردهآن تاول داغکه روزاز خاطرش ، گر گرفتهجهان از
ادامهکانون زنان ایرانی بیدار می شوی و اتفاقمثل چهار پایه ای لگد خورده یک ورمیان اتاقافتاده است گردنی آن بالا نزدیک سقفسری بی جهت رابا تن
ادامه