باردار است آن دایره؛ شعری از فرناز جعفرزادگان
کانون زنان ایرانی
باردار است آن دایره که
ماه را به تماشا سپرده
آن تاول داغ
که روز
از خاطرش ، گر گرفته
جهان از کمرگاهش برخاسته
آنسان با صدای انسان
تیتر جهان- وطن
وطن – جهان
وتن وتن
در پس و پیش رحم اجارهای
شرم، چشم میبندد
ازفروش انسان
که قیمت ندارد تن، وطن…
ویار
از شب بوسهها، تهی
ویار
از شب بوسهها، تهی
ماه به ماه آبستن!
کهکشانی از گردهاش میگذرد
مرکزحواس جهان
بستر رود بستر ماه و ماهی
و خواستناش در همتاییِ لیلیث
مشروط به خود است نه آدم
تن است و درد
میان جنین و خون و جان
ناف بستهی زندگی
و پت پتههای جرف
که باهر زایش میخندد
میان نعل اسب
و زخمِ چشم…

