از آوارگی تا چارچوب‌های حقوق بین‌الملل

پناهندگان بخشی از واقعیت ساختاری جهان معاصر هستند؛ نتیجه‌ی پیوند پیچیده‌ای از جنگ، خشونت، دولت‌های ناکارآمد، نابرابری‌های جهانی و بحران‌های حقوق بشری…

ادامه

زنی که در قابی بی صدا در هرات تیر خورد

این یادداشت را یک دختر جوان و قصه‌نویس افغانستانیِ مقیم ایران نوشته است؛ روایتی شخصی از مواجهه با تصاویر بازداشت و سرکوب زنان در هرات، ترسِ زندگی زیر سایه طالبان و شجاعت زنانی که با وجود همه خطرها، صدای اعتراض خود را خاموش نمی‌کنند.

ادامه

ازدواج زنان ایرانی با مردان افغانستانی؛ پژوهش یا بازتولید هراس اخلاقی

در سال‌های اخیر، آمارهایی درباره ازدواج زنان ایرانی با مردان افغانستانی به طور گسترده در رسانه‌ها، مناظره‌ها و اظهارنظرهای رسمی بازتاب یافته است. این داده‌ها اغلب تصویری بحرانی و نگران کننده از این نوع ازدواج‌ها ترسیم می‌کنند و در مواردی، به عنوان پشتوانه سیاست‌های محدودکننده یا تصمیم‌های بازدارنده مورد استناد قرار می‌گیرند.

ادامه

جنبش ژینا و زن افغانستانی

تنها یک سال پس از آغاز جنبش، با رشد بی‌سابقه احساسات ضدافغانستانی، نه تنها نشانه‌ای از حس هم‌سرنوشتی با زنان افغانستانی ساکن ایران در جامعه و به نام جنبش وجود نداشت، بلکه برعکس در مواردی آن‌ها به عنوان «عاملان فرزندآوری مردان متعصب مذهبی» مانعی برای دموکراسی و بهبود وضعیت زنان ایرانی در نظر گرفته شدند.

ادامه

بازگشت؛ سرنوشت تلخ زنان افغانستانی

بازگشت برای خیلی‌ها تنها بستن چمدان و عبور از مرز نیست؛ یعنی خداحافظی با آرزوهایی که سال‌ها برایش جنگیده‌اند. واژه‌ای هراس‌آور است، چون معنایش بریدن از همه‌چیز، از دست رفتن آنچه ساخته‌ای و فرورفتن دوباره در تاریکی است. امروز سرنوشت بسیاری از مهاجران زن افغانستانی در ایران با همین واژه گره‌ خورده؛ «بازگشت».

ادامه

زنان افغانستانی:چرا جهان ما را نمی‌بیند

این نوشته که برای کانون زنان ایرانی ارسال شده؛ فریادی است که از دل تاریک‌ترین روزهای افغانستان برمی‌خیزد؛ صدایی جمعی از زنانی جان‌به‌لب‌رسیده که همچنان سعی می‌کنند زیر سایه‌ طالبان نفس ‌بکشند اما آینده خود را تاریک می‌بینند، از بی توجهی جهان نسبت به وضعیت زنان افغانستان رنجیده و حتی خشمگین هستند.
این زنان به دلیل تهدیدهای جانی نمی‌توانند نامی از خود ببرند، اما دردشان را به ما سپرده‌اند تا بازگو کنیم.

ادامه

ترس‌ قربانیان اسیدپاشی از بازگشت به افغانستان

ترانه بنی‌یعقوب:گلجان و مینا فقط بر بدن‌هایشان زخم ندارند، زخمی عمیق‌تر بر روح دارند. هر دو می‌دانند بازگشت به افغانستان، یعنی مواجهه دوباره با تهدید، خشونت و نابودی. در کشوری که طالبان دوباره قوانینش را بر زندگی زنان حاکم کرده، حق کار و تحصیل را از دختران گرفته و قربانیان خشونت نه پناه دارند و نه حمایت، بازگشت به معنای پایان هر امیدی است.

ادامه

مهاجرت به‌مثابه‌ تثبیت دیگری

مهاجرت، اغلب به‌مثابه‌ی گسست در نظر گرفته می‌شود؛
گسست از مکان، از تاریخ، از امنیت، از زبان.
اما در سطحی عمیق‌تر، مهاجرت نه گسست، بلکه افشاگری‌ست.

ادامه

مقابله با بی‌تفاوتی در باره غزه و مهاجران

شیرین احمدنیا:شاید هیچ‌یک از ما به‌تنهایی نتواند جلوی حملات ویرانگر در غزه  یا اعمال خشونت نسبت به مهاجران بی‌پناه را بگیرد، اما همه‌ی ما می‌توانیم صدا باشیم، حقیقت را فریاد کنیم، دروغ‌ها را رسوا سازیم، و حافظه تاریخی جامعه را زنده نگه داریم. بی‌تفاوتی در برابر نسل‌کشی، یا مهاجرستیزی یا سایر اشکال ضعیف‌کشی، زخم اخلاقی عمیقی است که اگر درمان نشود، همه‌ی ما را شریک جرم خواهد کرد ـ حتی اگر سلاحی در دست نداشته باشیم. اینک این انتخاب ماست که اراده کنیم در طرف درست تاریخ بایستیم یا خیر.

ادامه

آیا افغانستانی‌ها از یارانه پنهان استفاده می‌کنند

طبق آمار رسمی دولت و بخش‌های مختلف مربوط، دولت ایران سالانه دست کم ۱۱۰ میلیارد دلار صرف یارانه‌ی ضمنی می‌کند، یعنی جدا از یارانه‌ی نقدی؛ میزان تفاوت قیمت انرژی و خدمات که در ایران ارائه می‌شود، با قیمت جهانی. اگر با تمام اوصافی که شد، این مبلغ ۴۴۷ هزار میلیارد تومان را هم بپذیریم، که -قطعاً کمتر از این‌هاست- یعنی سهم اتباع افغانستانی از یارانه‌های ضمنی ۰/۰۵۳ درصد است؛ پنجاه و سه هزارم درصد از مبلغی که تا پیش از راه افتادن این موج غیر انسانی، غیر اخلاقی، غیر عقلانی و صدالبته غیر قانونی، بسیاری از ایرانیان از اساس منکر وجود آن بودند که البته بخش زیادی از مهاجران که به شکل قانونی در ایران زندگی می‌کنند و برای هر قدمی که برمی‌دارند پول و عوارض پرداخت می‌کنند، در واقع با بخشی از عوارضی که پرداخت می‌‌کنند، سهم خود از این یارانه‌ی ضمنی را نیز پرداخت می‌کنند.

ادامه