آتش از یک غرفه شروع شد، اما چند زندگی را سوزاند

چهارده بهمن، بازارچه جنت‌آباد در آتش سوخت. دو هفته گذشته است، اما برای کسانی که آن روز ایستاده بودند و شعله‌ها را نگاه می‌کردند، زمان همان‌جا متوقف شد.

ادامه

ترس‌ قربانیان اسیدپاشی از بازگشت به افغانستان

ترانه بنی‌یعقوب:گلجان و مینا فقط بر بدن‌هایشان زخم ندارند، زخمی عمیق‌تر بر روح دارند. هر دو می‌دانند بازگشت به افغانستان، یعنی مواجهه دوباره با تهدید، خشونت و نابودی. در کشوری که طالبان دوباره قوانینش را بر زندگی زنان حاکم کرده، حق کار و تحصیل را از دختران گرفته و قربانیان خشونت نه پناه دارند و نه حمایت، بازگشت به معنای پایان هر امیدی است.

ادامه

راه‌اندازی کسب‌وکار برای بازسازی زندگی قربانیان اسیدپاشی

محسن مرتضوی، عضو هیأت مدیره انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی می‌گوید: «ما تصمیم گرفتیم به جای وابسته بودن به دیگران، خودمان کسب‌وکاری راه‌اندازی کنیم…»

ادامه

داستان چند قربانی اسیدپاشی؛از گلجان و سمانه و میمنت تا صیاد و محسن

ترانه بنی یعقوب:گلجان تاجیک ۳۹ ساله، اهل کشور افغانستان یکی از قربانیان اسیدپاشی است که برای اولین بار به انجمن آمده است. گلجان و بهاره دختر۱۱ ساله‌اش قربانی اسیدپاشی شوهرش شده‌اند. شوهر ۷۰ ساله روی صورت‌شان اسید پاشید و بعد هم ناپدید شد. او اصرار داشت گلجان و بچه‌هایش را با زور به افغانستان برگرداند، چون معتقد بود طالبان سر کار آمده‌ و حالا دیگر وقت بازگشت به وطن است، اما گلجان که ۲۰ سال در ایران زندگی کرده،

ادامه

شناسایی ۲۴ قربانی جدید توسط انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی

آرزو دارند، آخرین قربانیان اسیدپاشی باشند و هیچ اسم تازه‌ای کنار نام‌شان قرار نگیرد و جمع‌شان بزرگ‌تر از این نشود. شاید اگر قانون تشدید مجازات اسیدپاشی زودتر تصویب می‌شد، اگر خرید، فروش، نگهداری و حمل اسید جرم بود، اگر اسید یک سلاح قتل نفس شناخته می‌شد، اگر به همه، راه‌های کنترل خشم را یاد می‌دادند، اگرهمه فکری به حال این خشونت می‌کردند…

ادامه