هرروز چشم در چشم اسیدپاش

سال‌ها گذشته، اما زخم‌هایی که اسید بر چهره و زندگی محبوبه و زیور نشانده، هنوز قصه‌های روایت نشده‌ بسیاری دارد. این گزارش، روایت زندگی امروز آن‌هاست؛ تلاش برای فهمیدن اینکه در سال‌های پس از فاجعه چگونه زیسته‌اند و با این رنج چه می‌کنند؛ رنجی که هنوز مثل روز اول نو مانده و کهنه نشده است.

ادامه

ترس‌ قربانیان اسیدپاشی از بازگشت به افغانستان

ترانه بنی‌یعقوب:گلجان و مینا فقط بر بدن‌هایشان زخم ندارند، زخمی عمیق‌تر بر روح دارند. هر دو می‌دانند بازگشت به افغانستان، یعنی مواجهه دوباره با تهدید، خشونت و نابودی. در کشوری که طالبان دوباره قوانینش را بر زندگی زنان حاکم کرده، حق کار و تحصیل را از دختران گرفته و قربانیان خشونت نه پناه دارند و نه حمایت، بازگشت به معنای پایان هر امیدی است.

ادامه

راه‌اندازی کسب‌وکار برای بازسازی زندگی قربانیان اسیدپاشی

محسن مرتضوی، عضو هیأت مدیره انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی می‌گوید: «ما تصمیم گرفتیم به جای وابسته بودن به دیگران، خودمان کسب‌وکاری راه‌اندازی کنیم…»

ادامه

شناسایی ۲۴ قربانی جدید توسط انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی

آرزو دارند، آخرین قربانیان اسیدپاشی باشند و هیچ اسم تازه‌ای کنار نام‌شان قرار نگیرد و جمع‌شان بزرگ‌تر از این نشود. شاید اگر قانون تشدید مجازات اسیدپاشی زودتر تصویب می‌شد، اگر خرید، فروش، نگهداری و حمل اسید جرم بود، اگر اسید یک سلاح قتل نفس شناخته می‌شد، اگر به همه، راه‌های کنترل خشم را یاد می‌دادند، اگرهمه فکری به حال این خشونت می‌کردند…

ادامه

قربانیان خشونت پس ‌از حادثه چه دردهایی را تجربه می‌کنند

«دلسوزی و ترحم نداشته باشیم. ترحم احساس ضعف و بی‌مصرف بودن به طرف می‌دهد. به شرایط قربانی توجه کنیم. گاهی حتی کمک‌های بی‌مورد هم به آدم احساس ضعف می‌دهد. بنابراین با اجازه و سؤال از قربانی کمکش کنیم. مثلاً بپرسیم می‌توانم کمکت کنم؟
نگاه‌های خودمان را کنترل کنیم؛ نگاه‌هایی پر از ترحم، تعجب، کنجکاوی و دلسوزی، نوعی ورود به حریم خصوصی ماست که رنجش و آزردگی می‌دهد و اعتماد به نفس قربانی را پایین می‌آورد.

ادامه

خبرهایی که بیشتر از اسید می سوزاند

ترانه بنی یعقوب:«تحمل نگاه های مردم سخت است.تحمل بیمارستان و جراحی سخت است.گاهی تحمل خودت هم سخت است ….اما آنچه از همه سخت تر است، شنیدن خبر یک اسید پاشی جدید است.»این جمله را از خیلی هایشان شنیده ام، آنقدر زیاد که دقیق یادم نمی آید کدام شان نخستین بار این جمله را بر زبان آورده، شاید همه شان با هم.اینکه وقتی هر خبر جدیدی از اسید پاشی می شنوند، جوری ته دل شان خالی می شود که حتی توصیفش هم برایشان دشوار است.می گویند وقتی این خبرها را می شنوند حس می کنند انگار این خشونت پایانی ندارد.

ادامه

بخشی از بینایی “سهیلا جورکش” بازگشت

“سلامت بینایی سهیلا جورکش، یکی از آسیب دیدگان حادثه اسیدپاشی اصفهان در حال بهبودی است”؛ این خبری است که او

ادامه

آخرین وضعیت پرونده اسیدپاشی اصفهان در گفت‌وگو با رییس پلیس آگاهی

مهرماه سال ۹۳ بود که خبرهایی از وقوع اسیدپاشی به چند زن اصفهانی افکار عمومی را درگیر خود کرد، همزمان

ادامه