چرا سازمان ملل خشونت را محکوم می‌کند اما متوقف نمی‌کند؟

سازمان ملل اگر چه حمله به مدرسه‌ شجره طیبه در میناب را محکوم کرده است، اما این محکومیت را باید در چارچوبی وسیع‌تر فهمید.

ادامه

علیه نفرت‌پراکنی سکوت نمی‌کنیم

در روزهای اخیر ویدیویی از اشکان خطیبی، بازیگر سابق ایرانی و جنگ‌طلبِ امروز، منتشر شده است که هر انسان آزادی‌خواه و صلح‌طلبی را دچار خشم و انزجار می‌کند.

ادامه

ده‌ها هزار کودک هیروشیما در سکوت محو شدند

مهگان فرهنگ:مطالعات اجتماعی و پزشکی درباره کودکان بازمانده این فاجعه نشان داده‌ است که این کودکان، از یک سو به دلیل مواجهه مستقیم با انفجار و تابش‌های رادیواکتیو، دچار آسیب‌های جسمی گسترده‌ای مانند سوختگی‌های عمیق، شکستگی‌های استخوانی و بیماری‌های ناشی از پرتوهای یونیزان شدند، و از سوی دیگر، تروماهای روانی و اجتماعی عمیقی را تجربه کردند. بسیاری از این کودکان یتیم شدند یا اعضای خانواده‌شان را از دست دادند؛ از نظر اجتماعی منزوی شدند و حتی به دلیل تغییرات ظاهری ناشی از سوختگی‌ها و بیماری‌ها، در جامعه مورد تبعیض قرار گرفتند.

ادامه

مریم اکبری‌منفرد بعداز پانزده سال آزاد نشد

ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار که در بند زنان زندان اوین، هم‌بندی مریم اکبری منفرد بوده نیز در مصاحبه با رادیو فردا گفته که پس از شکایت و دادخواهی خانم اکبری منفرد درباره اعدام خواهر و برادرش «به طور مشخص بازجوهای مریم از بعد از شکایت و دادخواهی‌اش به او گفتند که ما نمی‌گذاریم آزاد شوی نمی‌گذاریم مرخصی بروی و سر این حرف‌شان هم مانده‌اند.»

ادامه

بیانیه جمعی از کنشگران مدنی و فعالان حقوق زنان در محکومیت بازداشت‌های اخیر فعالان در گیلان

بازداشت جمعی از فعالان حقوق زنان و فعالین سیاسی در گیلان (متین یزدانی، جلوه جواهری، شیوا شاه‌سیاه، نگین رضایی، زهره و زهرا دادرس، یاسمین حشدری، فروغ سمیع‌نیا، آزاده چاوشیان، واحده خوش‌سیرت، سارا جهانی و هومن طاهری) و تکرار سناریوهای بی‌اعتبار درباره آن‌ها توسط وزارت اطلاعات و رسانه‌های وابسته به نهادهای امنیتی، از جمله فشارهای اخیر بر فعالان مدنی است

ادامه

تحصن تعدادی از زندانیان سیاسی زن زندان اوین در حمایت از اعتراضات مردم

شنیدن فریاد اعتراض مردم از پشت دیوارهای بلند و سرد زندان، به خون کشیده شدن جوانان و دانشجویان سرزمین‌مان و بازداشت معترضان چون جان کندن سخت است.

ادامه

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی.پدرش می توانست پدر من باشد، پدر تو باشد. مادرش می توانست مادر من باشد مادر تو باشد. حالا فرض کن ما مرده بودیم.به همین راحتی بخاطر به اصطلاح بدحجابی اول برای ارشاد من را تو را بازداشت می کردند و در عرض دو ساعت در خبرها می آمد تو یا من به کما رفته ایم و  به همین عریانی در ۲۲ سالگی مرگ تو را و مرا رقم می زدند. و تو را که نه یعنی جسد تو را جسد مرا  تحویل خانواده می دادند. کاری که در همه چهل و چند سال گذشته حاکمیت با ما کرده است.

ادامه

حقوق متهم به زبان ساده، نوشته عبدالفتاح سلطانی و ژینوس سبحانی

حقوق،‍ دانستنش واجب و ضروری است و فهم و درکش مشکل. چطور می توان آن را تدوین کرد تا همه فهم شود. این پرسشی بود که مدتی ذهن عبدالفتاح سلطانی و ژینوس سبحانی را به خود مشغول داشت: «از دیرباز در این اندیشه بوده ایم که چگونه می شود امور پیچیده تخصصی، مانند مسائل حقوقی را به زبان ساده برای مردم کوچه و بازار و اشخاص غیر متخصص در امور حقوقی، بیان نمود. به گونه ای که قابل فهم و کاربردی باشد و از این رهگذر، شهروندان، با حقوق قانونی خود آشنایی نسبی پیدا کنند و مجریان قانون نتوانند از عدم آگاهی آنان سوء استفاده نمایند و موجبات تضییع حقوق مردم، خواسته یا ناخواسته، فراهم نگردد.»

ادامه

هاله سحابی در زندان،عاطفه نبوی

عاطفه نبوی:در همان زمان کوتاه به درستی دریافته بود که ملال و روزمرگی در روزهای تکراری زندان بزرگترین چالش پیش روی زندانی است و از هیچ تلاشی برای خنداندن و سرگرم کردن بچه‌ها و ترک انداختن بر دیوار این ملال فروگذار نمی‌کرد. انصافا هم خوب از پس آن برمی‌آمد. استعداد تئاتر و نمایش داشت و اکثر تبلیغات تلویزیونی قبل از انقلاب را از بر بود. با تمام ادا و اطوار هایش. یک نقش ثابت هم داشت در نمایش‌های گاه و بیگاه‌مان، «مادر احمدی نژاد» پسرش روی دستش مانده بود و هیچ جوره نمی‌توانست آبش کند. فی البداهه داستان‌هایی می‌تراشید و در قالب همان مادر احمدی نژاد، درشت بار فرزند ناخلفش می‌کرد.
حبس در حضور هاله سبک‌تر می‌گذشت. انگار بی آنکه بفهمی بخشی از بار تو را برمی‌داشت و این کار را چنان با جان و دل و سرخوشانه می‌کرد که گویی او آنجاست که فقط آن کار را بکند و بس.

ادامه

فریده غیرت؛ وکیلی که تلخی حبس تمام موکلانش را چشید

نازنین خسروانی:خانم فریده غیرت خوشبختانه، مثل برخی از همکارانش به زندان نیفتاد؛ اما به اندازه‌ی احکام تمام موکلانش رنج کشید و تلخی حبس را چشید.وکالت بیش از صد پرونده را در سال ۸۸ به صورت داوطلبانه بر عهده گرفت. بی‌چشم‌داشت و به دور از سر و صدا از موکلینش دفاع کرد. در این راه، نه سودای نام داشت که نامش خیلی پیش از آن به شرافت شهره بود و نه سودای نان.این زن در تمام مدت بازداشت موکلینش همراه و در کنار خانواده‌ی آنها بود. در هر لحظه از روز و شب پاسخگو و تکیه‌گاه خانواده‌ بازداشت‌شدگان بود. کاری خارج از وظیفه‌ی شغلی و حرفه‌ای‌اش؛ صرفا به دلایل انسانی و اخلاقی که او نمونه‌ی کامل انسانیت و اخلاق است.

ادامه