رسانه‌ های داخل ایران از «قطعی بودن مرگ مغزی» آرمیتا گراوند خبر دادند

آرمیتا گراوند، دختر دبیرستانی است که در تاریخ ۹ مهر ماه در متروی تهران بی‌هوش و به بیمارستان منتقل شد. شماری بی‌هوشی وی را در پی درگیری پس از تذکر حجاب و برخورد سر وی به شی‌ آهنی در متروی شهدای تهران عنوان کرده‌اند.

ادامه

علت عدم برگزاری دادگاه سپیده قلیان از زبان وکلیش: سپیده روسری سر کرد اما حاضر به سر کردن چادر نشد

امیر رئیسیان، وکیل سپیده قلیان علت عدم برگزاری دادگاه را شرح داد. او می‌گوید: «خانم قلیان به علت اینکه قرار

ادامه

انتقاد چهار انجمن روانپزشکی و روان درمانی ایران به آرای صادره علیه زنان مرتکب به عدم حجاب

کانون زنان ایرانی :چهار انجمن روانپزشکی و روان درمانی کشور در نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه احکام اخیر قضات را برای زنان مرتکب به بی حجابی سوءاستفاده از روانپزشکی دانستند و آن را با برچسب زدن بر برده های نافرمان با تشخیص روانپزشکی در ایالات
متحده آمریکا و حبس طویل المدت مخالفان کمونیسم در بیمارستانهای روانی شوروی مقایسه کردند.

ادامه

تذکر، عکس‌برداری و در صورت نیاز بازداشت زنان بی‌حجاب

ورودی مترو شلوغ‌تر از ایستگاه‌های دیگر و ده‌ها نفر در حال ورود و خروج بودند؛ چهار مامور به‌دنبال عابران پیاده و مسافران مترو بودند، ابتدا زن تذکر می‌‌داد، چند ثانیه بعد اگر زن جوان دست روی شالش نمی‌گذاشت، دوربین مقابل صورتش قرار می‌گرفت و در فاصله بسیار کم، از او عکسی گرفته می‌شد. مخاطب ماموران پلیس اما تنها مسافران مترو نبودند، عابران پیاده‌ای که از کنارشان می‌گذشتند هم اگر روسری بر سر نداشتند، پلیس عکاس را در مقابل‌شان می‌دیدند. مامور زن اما به کارش اعتقاد داشت. او به یکی از عابران که پرسید چرا این کار را می‌کنند و چرا خیابان را قرق کرده‌اند، گفت که «نمی‌توان جلوی غریزه مردان را گرفت، بنابراین باید قانون حجاب را رعایت کرد.» او این توضیح را هم داد که اگر سه‌بار از شخص بی‌حجاب عکس گرفته شود، برایش پرونده قضایی تشکیل می‌شود و دیگر آن فرد حتی نمی‌تواند در مکان‌های دولتی شاغل باشد.

ادامه

روایت یک شهروند از حضور دوباره گشت ارشاد

از دور چند مامور زن و مرد سیاه پوش رو دیدم که در طرح جدید گشت پلیس مستقر شده بودن. یه دختر چادری حدودا ۲۰ ساله با روی به اصطلاح خندان و خوش آمد سمتم و گفت عزیزم میتونی شالت رو سرت کنی؟
گفتم اولا عزیز تو نیستم و دوما مزاحمم نشو و رفت. بزرگترشون اومد با تحکم گفت شالت رو سرت کن! باز تکرار کردم که من آزارم به کسی نرسیده و منتظرم اسنپم بیاد مزاحمم نشید. دو مرد سیاهپوش وارد داستان شدند.

ادامه

روایت ملیکا قراگوزلو از بازداشتش

۲۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲ و نیم شب. در حیاط قفل است. از دیوار بالا رفته، در صاحبخانه را می‌زنند که «حاج‌آقا باز کن، ما پلیس‌های خوبی هستیم و آمده‌ایم یک سارق مسلح بد را بگیریم.» زنگ ساختمان را می‌زنند. مادر هراسان از پشت در میگوید «بفرمایید» آقایان هم می‌فرمایند که چون وقت سر خاراندن ندارند، این ساعت مزاحم شده‌اند تا راجع به همسایه طبقه بالا تحقیق کنند.
در که باز می‌شود، ۱۰-۱۲ مرد به داخل خانه یورش می‌آورند (البته یک زن تزئینی نیز همراهی‌شان می‌کند). خواهرم که بیرون آمده بود را با خشونت داخل اتاقش پرت کرده و در را محکم به رویش می‌بندند. پس حالا یک ضدانقلاب در تنها اتاق باقی مانده، خوابیده است.

ادامه

از این حق پایمال‌شده دفاع کنیم

سارا شریعتی:جامعه، این بار در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی و حجاب اجباری به خیابان آمده است. تظاهراتی که در اکثر کشورها، صورت متداولی برای بیان نارضایتی‌ها و شنیدن مطالبات است، چون به رسمیت شناخته نمی‌شود، به خشونت می‌کشد. تظاهرکنندگان از حق دانستن و حق بیان اعتراضات خود دفاع می‌کنند.

ادامه

زنان حاشیه نشین، سپیده رشنو و مهسا امینی

از زمانی که خبر مهسا (ژینا)امینی آمد به وضعیت زنان حاشیه‌نشین فکر می‌کنم که اگر زیر مشت و لگد شوهر معتاد می‌ماندند حتی یک گشت شبانه به دادشان  نمی‌رسید؛ اگر شوهر معتاد اراده می‌کرد می‌توانست معتادشان کند. عجیب است که آن‌سوی شهر زنان دردمندی هستند که نیاز به تأمین امنیت دارند؛ اما هیچ گشتی در آن مناطق فعالیت ندارد و گاه حتی بهزیستی  و اورژانس اجتماعی  از ورود به مناطق آسیب‌دیده از فقر و اعتیاد اجتناب می‌کند. اما این‌سوی شهر درست در میدان‌ها و خیابان‌ها و مترو ها که اغلب محله‌های تردد قشر فقیر و متوسط است گشت‌های ارشاد به دنبال ارشاد اجباری زنان هستند.

ادامه

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی.پدرش می توانست پدر من باشد، پدر تو باشد. مادرش می توانست مادر من باشد مادر تو باشد. حالا فرض کن ما مرده بودیم.به همین راحتی بخاطر به اصطلاح بدحجابی اول برای ارشاد من را تو را بازداشت می کردند و در عرض دو ساعت در خبرها می آمد تو یا من به کما رفته ایم و  به همین عریانی در ۲۲ سالگی مرگ تو را و مرا رقم می زدند. و تو را که نه یعنی جسد تو را جسد مرا  تحویل خانواده می دادند. کاری که در همه چهل و چند سال گذشته حاکمیت با ما کرده است.

ادامه

روایت دایی مهسا امینی از وضعیت او؛ می‌خواهند صورت مساله را پاک کنند

سینا جهانی دایی مهسا امینی: «دیروز فرمانده پلیس به همراه چند همکارش آمدند دیدار ما. آمدند گفتند نگران نباشید؛ سپرده‌ایم

ادامه