روایت یک شهروند از حضور دوباره گشت ارشاد

‍ کانون زنان ایرانی:این روایت توسط یکی از شهروندان که به تازگی با حضور و تذکر گشت ارشاد در خیابان انقلاب تهران مقابل دانشگاه تهران مواجه شده در اختیار کانون زنان ایرانی قرار گرفته است.

امروز جلوی یک بنای زیبا(دانشگاه تهران)، زشت‌ترین و کریه ترین لحظه‌های زندگیم رو تجربه کردم. حوالی ساعت پنج بعدازظهر بود، یه دوش سریع گرفتم و با موهای خیس بیرون زدم تا گرما کمتر اذیتم کنه. جلوی دانشگاه تهران ایستادم تا اسنپم برسه. از دور چند مامور زن و مرد سیاه پوش رو دیدم که در طرح جدید گشت پلیس مستقر شده بودن. یه دختر چادری حدودا ۲۰ ساله با روی به اصطلاح خندان و خوش آمد سمتم و گفت عزیزم میتونی شالت رو سرت کنی؟
گفتم اولا عزیز تو نیستم و دوما مزاحمم نشو و رفت. بزرگترشون اومد با تحکم گفت شالت رو سرت کن! باز تکرار کردم که من آزارم به کسی نرسیده و منتظرم اسنپم بیاد مزاحمم نشید. دو مرد سیاهپوش وارد داستان شدند. اون یکی که  گفت خانم بهتون میگم شالتون سر کنید و کوچیکتره با بی‌ادبی شروع کرد به بد و بیراه گفتن. من همچنان شالم رو سر نکردم و گفتم شما حق ندارید به من بی احترامی کنید به‌ویژه تو که نصف سن من  رو داری چطور حق میدی به خودت که اینطوری با یه زن چهل ساله حرف بزنی؟ مرد جوان ریشوی زشت گفت آره دیگه سن و سالی ازت گذشته و کی نگات میکنه؟
و من گفتم منتظرم ماشینم بیاد و با شما کاری ندارم شما هم با من کاری نداشته باشید. اون یکی گفت قبل از اومدن ماشینت زنگ میزنم ونمون زودتر بیاد جمعت کنه و من شروع کردم فریاد کشیدن که هرکاری میخواین بکنین و همچنان شالم رو سر نکردم. یه آقایی برای اینکه تنها نباشم اومد کنارم ایستاد و باقی نیروهای سرکوبگر بی‌نام‌ونشانی بودند که مدام از من فیلم میگرفتند. اسنپم اومد و از اون فضای سنگین تحمیلی فرار کردم. هنوز خشمگینم و مستاصل!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.