عدو شود سبب خیر!

زینب غالبی

کانون زنان ایرانیگرچه این روزها به دلیل مصوبه مجلس در مورد عدم امکان جلب در مورد مهریه های بالای ۱۱۰سکه و بخشنامه رئیس قوه قضاییه در مورد عدم امکان جلب در صورت عدم توانایی مالی حتی قبل از اثبات اعسار(حتی مهریه های کمتر از ۱۱۰سکه) پرونده های خانواده در دادگاه ها به بن بست رسیده اند و در ظاهر از روند رو به رشد طلاق کاسته شده است،اما باید دید اثر چنین تصمیماتی غیر از کم شدن آمار طلاق در کوتاه مدت (به دلیل متوقف شدن روند پرونده ها) چه می تواند باشد؟

از یک سو به دلیل فرهنگ مذهبی و عرفی حاکم میان مردم تا همین امروز خانواده ها در زمان ازدواج مهم تر از همه برای تضمین زندگی دخترشان تاکید زیادی بر مهریه دارند]گرچه شاید دلیل های زیادی از سوی افراد برای گرفتن مهریه وجود دارد اما منطقی ترین دلیلی که از سوی افراد بیان می شود تضمین زندگی دختر است تا شوهر به راحتی زندگی را رها نکند و حتی در صورت جدای دختر بتواند کمبود های اقتصادیش را جبران کند[اما اساسا مهریه چیست؟؟ آیا مهریه می تواند این نقش تضمین کننده را بازی کند؟؟

مهر یا به عبارتی صداق مالی است که در زمان ازدواج از سوی مرد به زن داده میشود که نشان دهنده علاقه راستین اوست یا به عنوان مهر و هدیه به زن داده میشود اما نقشی که مهریه در طول زمان به خودش گرفته است عنوان پشتوانه محکمی برای زندگی زن است.

زنی که می داند از حقوق یکسان درمقابل شوهر در زندگی برخوردار نیست برای مثال میداند شوهرش توان جلوگیری از کار بیرون از منزل اورا دارد رفته رفته برای جبران این عدم استقلال مالی ،به جای اصرار بر داشتن این حق دست به دامن مهریه میشود تا آنجا که مهریه با توجه به خصوصیات و ویژگی های انتسابی و اکتسابی دختر و خانواده اش و حتی اطرافیانش سنجیده میشود و حتی در بسیاری از موارد در مجالس تعیین مهریه همانند بازار معاملاتی بر سر این رقم بحث و گفت گو بالا گرفته میشود آنچنان که معامله کالا به ذهن میرسد.
و همین مهریه معین شده، جایگاه اهم آن در زمان طلاق است. از آنجا که زنان محدودیت طرح دعوای طلاق دارند با استفاده از این اهرم است که می توانند مرد را وادار به طرح دعوی طلاق یا طلاق توافقی کنند.

اما دیگر با تصویب این مصوبات مهریه معینه نمی تواند نقش خودش را به عنوان تضمین کننده بازی کند و اثری که دامن گیر زنان شده است عدم امکان استفاده از این اهرم و در نتیجه باقی ماندن در زندگی پراز عسر و حرج و فشار اقتصادی و مالی که دامن گیر زن است آنچنان که نه می تواند از این زندگی رها شود و نه توانای اقتصادی برای اداره کردن زندگی خودش را دارد. فشارهای عرفی و فرهنگی و شخصی که دیگر جای خودش را دارد.

اما روی دیگر سکه که قابل تامل می باشد دختران و زنانی هستند که هنوز ازدواج نکرده اند، دخترانی که قرار است با این شرایط حاکم عقد ازدواج ببندند.باید دید اثر چنین مصوباتی در عقد ازدواج این دسته از افراد به چه شکل می تواند باشد!

در درجه اول باید آگاهی از وجود چنین مصوباتی در سطح وسیعی اتفاق بیافتد.اینکه این مصوبات و این بخشنامه ها تا چه زمان هست و یا در چه دادگاه های اجرا میشود نباید مانع از آگاهی افراد از وجود چنین شرایطی باشد.در واقع با چنین شرایطی باید به افراد فهماند وجود رقم های بالای مهریه دیگر نه می تواند تضمین اقتصادی افراد باشد و نه راهکاری برای امکان طلاق

در درجه دوم بعد از آگاهی افراد، باید این کنکاش در ذهن افراد اتفاق بیافتد که پس برای حل این مشکل چه باید کرد؟

همان طور که گاه عدو شود سبب خیر،یکی از اثرات چنین مصوباتی کم رنگ شدن نقش مهریه یا اساسا سنت مهریه است.سنتی که باعث شده ما زنان از اصل حقوقمان بگذریم و به فرعیات اکتفا کنیم.سنتی که باعث شده ازدواج های ما حکم معاملات راپیدا کنند.سنتی که باید به همان هدیه از سر مهر و محبت باقی می ماند و حال دوباره فرصتی پیش آمده است که این سنت رنگ سابقش را بگیرد و تلنگری باشد برای هرکدام از ما زنان که برای گرفتن اصل حقمان تلاش کنیم و یادمان بماند که حق گرفتنی است نه دادنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.