بازگشت؛ سرنوشت تلخ زنان افغانستانی

بازگشت برای خیلی‌ها تنها بستن چمدان و عبور از مرز نیست؛ یعنی خداحافظی با آرزوهایی که سال‌ها برایش جنگیده‌اند. واژه‌ای هراس‌آور است، چون معنایش بریدن از همه‌چیز، از دست رفتن آنچه ساخته‌ای و فرورفتن دوباره در تاریکی است. امروز سرنوشت بسیاری از مهاجران زن افغانستانی در ایران با همین واژه گره‌ خورده؛ «بازگشت».

ادامه

وقتی قانون فقط برای اخراج است، نه برای تضمین حقوق مهاجران

آزاده ثبوت:ساختار حقوقی و سیاسی که تمامی هویت مردمی در واژه “اتباع بیگانه” خلاصه کرده می تواند آنها را پس از سال ها زندگی در ایران و عضوی از جامعه ایران بودن هر زمان اراده کند در خیابان بازداشت و اخراج کند. 

ادامه

مهاجرت به‌مثابه‌ تثبیت دیگری

مهاجرت، اغلب به‌مثابه‌ی گسست در نظر گرفته می‌شود؛
گسست از مکان، از تاریخ، از امنیت، از زبان.
اما در سطحی عمیق‌تر، مهاجرت نه گسست، بلکه افشاگری‌ست.

ادامه

آیا افغانستانی‌ها از یارانه پنهان استفاده می‌کنند

طبق آمار رسمی دولت و بخش‌های مختلف مربوط، دولت ایران سالانه دست کم ۱۱۰ میلیارد دلار صرف یارانه‌ی ضمنی می‌کند، یعنی جدا از یارانه‌ی نقدی؛ میزان تفاوت قیمت انرژی و خدمات که در ایران ارائه می‌شود، با قیمت جهانی. اگر با تمام اوصافی که شد، این مبلغ ۴۴۷ هزار میلیارد تومان را هم بپذیریم، که -قطعاً کمتر از این‌هاست- یعنی سهم اتباع افغانستانی از یارانه‌های ضمنی ۰/۰۵۳ درصد است؛ پنجاه و سه هزارم درصد از مبلغی که تا پیش از راه افتادن این موج غیر انسانی، غیر اخلاقی، غیر عقلانی و صدالبته غیر قانونی، بسیاری از ایرانیان از اساس منکر وجود آن بودند که البته بخش زیادی از مهاجران که به شکل قانونی در ایران زندگی می‌کنند و برای هر قدمی که برمی‌دارند پول و عوارض پرداخت می‌کنند، در واقع با بخشی از عوارضی که پرداخت می‌‌کنند، سهم خود از این یارانه‌ی ضمنی را نیز پرداخت می‌کنند.

ادامه

تو هرگز از مرز عبور نکرده‌ای

دلم می‌خواهد حرف بزنم. دوست دارم کسی دلداری‌ام بدهد. می‌گویم هوا خوب است اما حالم خوب نیست چون در کشورم جنگ است. زن درباره جنگ در ایران چیزهایی شنیده. ابروهایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید:«اما اینجا آرام‌است.» احتمالا منظورش این است که تو در امانی. یک جورهایی دارد دلداری‌ام می‌دهد. چشم‌هایم خیس می‌شود. قطار می‌رسد.
روزهای جنگ برای بیشتر مهاجران با نگرانی و اضطراب و احساسات چندگانه گذشته است. دوری از خانواده و بیخبری از حال آنها از یک سو و استیصال از این که کاری از دستشان برنمی‌آید از سوی دیگر، شرایط دشواری را رقم زده است. در کنار این‌ها حس عذاب وجدان از این که جای خودت امن است، آزار دهنده و دشوار است.

ادامه

مسافر نیمه‌شب؛روایتی از فرار، امید و دوربین

مستند تأثیرگذار مسافر نیمه‌شب ساختهٔ حسن فاضلی، با دوربین گوشی‌های هوشمند و در مدت ۸۷ دقیقه، سفر پرخطر خانواده‌اش از افغانستان به اروپا را روایت می‌کند.

ادامه

بارتهلمی توگوو ، سرود رستگاری و مهاجرت

وگوو هنرمند فرانسوی-کامرونی در آثار خود که شامل نقاشی، طراحی، مجسمه‌سازی، عکاسی، اجرا و نصب است، به بررسی روابط قدرت میان «شمال» و «جنوب» و همچنین مسائل پایدار و فوری مرزها، تبعید و جابجایی می‌پردازد.

ادامه

زنان مسن و مهاجرت: چالش‌های فرهنگی و تغییر سبک زندگی 

مهاجرت، به‌ویژه در شرایط بحرانی مانند جنگ، تأثیر عمیقی بر زندگی زنان مسن می‌گذارد. این گروه که معمولاً در سنین ۶۰ سال به بالا قرار دارند، با چالش‌های منحصر‌به‌فردی مواجه می‌شوند.

ادامه

دردهای زنان پناهنده در اسپانیا

مددکاران اجتماعی مؤسسه مرتب به من پیام می‌دادند که برای رفتنم چه برنامه‌ای دارم و من به آن‌ها می‌گفتم که هنوز جایی پیدا نکرده‌ام و هر روز برای پیدا کردن کار به همه‌جا می‌روم. اما آن‌ها هیچ اهمیتی ندادند…تا بالاخره دو سه روز مانده به روز آخر، یکی از مددکاران به خانه‌ی ما آمد. نوریا  به من گفت که باید اتاق را تمیز تحویل بدهم و بروم. به او گفتم من هنوز جایی پیدا نکرده‌ام. گفت: تو این دوستان زیادی اینجا داری. گفتم: آیا به نظر تو برای زندگی طولانی‌مدت می‌توان در خانه‌ی دوست ماند؟ گفت: مگر نگفتی قرار است یک ماه در خانه‌ی یکی از آن‌ها باشی؟ آن‌ها جوری صحبت می‌کردند که انگار می‌خواهند دروغ مرا به من خاطرنشان کنند. گفتم: اما تا چند روز من بدون مکان هستم. دوست من چند روز دیگر می رود. آیا اگر من در روز مشخص نروم، وسایل مرا بیرون می‌ریزید؟ با قاطعیت گفت: بله. چون باید نفر بعدی جایگزین اتاق تو شود.

ادامه

رویارویی ناهید کیانی و کیمیا علیزاده/دو قهرمان، دو مسیر، یک وطن

مهگان فرهنگ:رو در رویی دو ورزشکار زن ایرانی، ناهید کیانی و کیمیا علیزاده، در المپیک توکیو و امسال در پاریس، یکی از لحظات بسیار حساس و نمادین در تاریخ ورزش ایران بود. این رویداد نه تنها از لحاظ ورزشی، بلکه از جنبه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز اهمیت زیادی داشت.زمانی که ناهید کیانی و کیمیا علیزاده در مقابل هم قرار گرفتند، انگار این مسابقه تنها یک رقابت ورزشی نبود، بلکه به نمادی از تضادهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شد.

ادامه