رویارویی ناهید کیانی و کیمیا علیزاده/دو قهرمان، دو مسیر، یک وطن
رویارویی یا با هم بودن، کدام تعبیر درست است
مهگان فرهنگ
ورزش زنان و حضور آنها در المپیک و حتی بازیهای جهانی موضوعی است که تاریخچهای پیچیده و پرفرازونشیب دارد. در طول تاریخ، زنان در بسیاری از جوامع به دلیل باورهای سنتی، مذهبی و اجتماعی از شرکت در فعالیتهای ورزشی منع میشدند. با این حال، در قرن بیستم، جنبشهای حقوق زنان و تغییرات اجتماعی مهمی به وقوع پیوست که باعث شد زنان به تدریج به صحنههای ورزشی، از جمله المپیک، وارد شوند.
اولین حضور زنان در المپیک
اولین حضور رسمی زنان در المپیک به سال ۱۹۰۰ در پاریس بازمیگردد؛ جایی که زنان برای اولین بار اجازه شرکت در پنج رشته ورزشی، از جمله تنیس و گلف را پیدا کردند. اما این حضور بسیار محدود و حاشیهای بود؛ به طوری که از میان ۱۳۳۰ ورزشکار شرکتکننده از ۲۲ کشور، تنها ۱۲ نفر زن بودند. سال ۱۹۰۰، یعنی آغاز قرن بیستم، نخستین سالی بود که پاریس نه فقط میزبان مردان ورزشکار بلکه میزبان زنان ورزشکار هم شد. در آن زمان، بسیاری از اعضای کمیته بینالمللی برگزاری بازیهای المپیک با حضور زنان مخالف بودند، اما المپیک پاریس ۱۹۰۰ به عنوان آغازی برای حضور زنان شناخته میشود.
از آن زمان تا به امروز، پیشرفت در افزایش حضور زنان و پیشرفتهای آنان را میتوان دید. ضمن اینکه زنان همچنان با چالشهای فراوانی مواجه بودند و در مبارزه برای دستیابی به حقوق برابر در عرصه ورزش، تلاش کردهاند و به ورزش و حضورشان به یک رویکرد کنشگری نگاه کردهاند.
کنشگری زنان در ورزش
ورود زنان به عرصههای ورزشی از جمله المپیک، بدون تلاشهای کنشگرانه و فعالان حقوق زنان میسر نمیشد. این کنشگران با برگزاری تظاهرات، نوشتن مقالهها، و راهاندازی کمپینهای مختلف، خواستار حقوق برابر در ورزش شدند. برخی از این زنان خود نیز ورزشکاران برجستهای بودند که توانستند با موفقیتهایشان، تبعیضهای جنسیتی را به چالش بکشند و الهامبخش نسلهای بعدی شوند.آنها نشان دادهاند که به واکنشهای آنی و لحظهای متوسل نمیشوند. آنها در مقابل بسیاری از زیرساختها، تنگنظریهای مالی و اداری، فرهنگ پدرسالاری حاکم بر جامعه، دست به کنشسازی یا برسازی کنش زدهاند و همچنان ادامه میدهند. اگرچه این چالشها همچنان ادامه دارد و با گسترش رسانهها و وجود ایدهها و تفسیرها، گاهی حاشیههای بسیاری برای زنان ایجاد میشود، ضمن آنکه زنان در ورزش کمتر از مردان دیده میشوند.
اما در ایران نیز ورزش راهی برای کنشگری است. قهرمانان ایرانی گاهی در همسو شدن با جامعه که فراتر از حکومت است، با مردم همسو میشوند و این موضوع جدیدی نیست. آنچه مهم است، حضور ورزشکارانی است که علاوه بر خودشان، برای وطنشان نیز ارزش قائلند.
رویارویی کیمیا علیزاده و ناهید کیانی در المپیک
رو در رویی دو ورزشکار زن ایرانی، ناهید کیانی و کیمیا علیزاده، در المپیک توکیو و امسال در پاریس، یکی از لحظات بسیار حساس و نمادین در تاریخ ورزش ایران بود. این رویداد نه تنها از لحاظ ورزشی، بلکه از جنبههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز اهمیت زیادی داشت.
کیمیا علیزاده، تکواندوکار ایرانی، اولین زن ایرانی است که موفق به کسب مدال المپیک شده است. او در المپیک ریو ۲۰۱۶ موفق به کسب مدال برنز شد و به نماد امید برای بسیاری از زنان ایرانی تبدیل شد. اما علیزاده پس از مدتی تصمیم به مهاجرت گرفت و در المپیک توکیو در تیم پناهندگان و امسال در تیم ملی بلغارستان در مقابل دوست خود ناهید کیانی قرار گرفت.
ناهید کیانی، دیگر تکواندوکار ایرانی، که نماینده ایران در المپیک توکیو بود، در مرحله اول رقابتهای تکواندو با کیمیا علیزاده روبرو شد. این رویارویی به دلیل مهاجرت علیزاده و شرایط خاصی که در آن قرار داشت، بسیار حساس و حائز اهمیت شد.
زمانی که ناهید کیانی و کیمیا علیزاده در مقابل هم قرار گرفتند، این مسابقه تنها یک رقابت ورزشی نبود، بلکه به نمادی از تضادهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شد. بسیاری از مردم ایران و جهان به این مسابقه به عنوان رویارویی دو زن که هر یک نماینده بخشهای مختلفی از جامعه ایرانی بودند، نگاه کردند. برخی با دیدگاههای سیاسی خود خواستار پیروزی یا باخت یکی از آنان بودند که به تناسب اندیشهشان متفاوت است. اما پر حاشیه کردن باخت و برد این دو دختر ایرانی، بر اساس عقاید سیاسی، اغلب توأم با رفتارهای تند و نگاههای جنسیتی همراه بود. آن هم درست در زمانی که از دور افتخار برای صباح شریعتی(کشتی گیر مرد که برای جمهوری آذربایجان کشتی گرفت) توسط امین میرزازاده(کشتی گیر ایرانی) که هر دو ایرانی بودند و در مقابل هم در کشتی وزن ۱۳۰ کیلوگرم قرار گرفتند، زمان زیادی نگذشته بود و نه فقط چالش برانگیز نشد که حتی مجریان تلویزیون دولتی ایران نیز زبان به تحسین این حرکت گشودند.
اما مهمترین رویداد این رویارویی، فینالیست شدن یک زن ایرانی در المپیک که توسط ناهید کیانی و کسب مدال نقره او شکل گرفت و همچنین پیروزی کیمیا علیزاده و کسب مدال برنز و صحنهی زیبایی که این دو یکدیگر را در آغوش گرفتند که از نوع آشنایی و هموطنی بود. لحظهای که در تاریخ ایران، ورزش، و فرهنگ به جا خواهد ماند و سانسور این لحظهی شیرین توسط اصلیترین رسانهی کشور تنها به دلیل اینکه کیمیا ورزشکار جلای وطن کرده است و دلایل دیگر. تندرویهایی که یکی را وطنفروش تلقی کرد و دیگری را ایرانی و وطندوست؛ و عدهای تندرو، آن یکی را سرسپرده معرفی کردند و آن یکی را مبارز… که همه واژههایی از روی احساسات و حتی اقدامی برای ایجاد شکاف بیشتر بین مردم ایران است.
بازیهایی برای همه
اما تاریخ ایران فراموش نخواهد کرد که این دو دختر که هر دو سالها تلاش کردهاند و جنگیدهاند، در کشوری که فشارها، محدودیتها، و کمبودهایی وجود داشته، حالا هر دو به جایی رسیدهاند که حتی وقتی به عنوان ورزشکاری از کشور بلغارستان از کیمیا علیزاده یاد میشود، به ایرانیالاصل بودن او اشاره دارند؛ مانند ورزشکاران دیگر در دنیا که زمانی مهاجرت کرده اند. آنچه در رویارویی این دو، مخاطب منطقی را منقلب می کند، رفتن و ماندن است. اما سنگینتر از هر چیزی برای این دو دختر، تحمل بار سنگین قضاوت هموطنانشان بود. کیمیا علیزاده بار سنگین و زخم های غربت و ناهید کیانی بار سنگین قضاوت هایی که درباره ی او توسط برخی از رسانه ها و حضور در تیم وطنش شد. برای آنها که به راحتی از کنار مسائل جوانان ایران، دختران و زنان ایران و آیندهی آنها میگذرند، باید این نکته را یادآور شد که این شاید همان شعار المپیک ۲۰۲۴ پاریس ، ” بازیهایی برای همه” (Ouvrons Grand Les Jeux) است و از همه مهمتر اینکه ما هر دو هستیم. زنانی پر از تلاش و خستگی و حالا در جشن پیروزی، فارغ از هر دیدگاهی، کنار هم ایستادهایم. حضور ورزشکاران در محافل بین المللی حتی در شرایط سخت سیاسی، انقلاب ها ، جنگها و …. در دنیا دیده شده است وقهرمانان ملی ما نیز از این جریان مستثی نبوده و نیستند.
این دو قهرمان با کنش خود، نشان دادند که جامعهی ایرانی فراتر از حکومت است. زنانی که برای آگاهیبخشی در اجتماع تلاش میکنند. همانطور که جرج هربرت مید، بنیانگذار مکتب کنش متقابلگرایی، معتقد است، جامعه چیزی نیست مگر مجموعهای از همین کنشهای پیوسته. این جامعه و جوامع دیگری که نیازمندند در آینده به درهمتنیدگی و پیوستگی برسند.

