زنی که در قابی بی صدا در هرات تیر خورد

این یادداشت را یک دختر جوان و قصه‌نویس افغانستانیِ مقیم ایران نوشته است؛ روایتی شخصی از مواجهه با تصاویر بازداشت و سرکوب زنان در هرات، ترسِ زندگی زیر سایه طالبان و شجاعت زنانی که با وجود همه خطرها، صدای اعتراض خود را خاموش نمی‌کنند.

ادامه

زنان بعد از نماز جمعه شلاق می‌خورند

این روزها عرصه بر زنان و دختران در شهر هرات افغانستان سخت‌تر شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای موسوم به «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر» طالبان، دور جدیدی از بازداشت زنان و دختران را به بهانه‌ی آنچه «رعایت نکردن حجاب مورد نظر» یا عدم استفاده از روبنده (نقاب صورت)می‌نامند، آغاز کرده‌اند.

ادامه

حذف کتاب‌ها و واحدهای درسی زنان از دانشگاه‌های افغانستان

طالبان در ادامه وضع محدودیت‌ها بر زنان و حذف آنان از جامعه، کتاب‌هایی را که توسط زنان نوشته شده‌اند، از نصاب درسی دانشگاه‌های افغانستان حذف کرده و علاوه بر آن آموزش واحدهای درسی شامل موضوعات «حقوق بشر، تساوی جنسیتی، نقش زنان در ارتباطات، جامعه شناسی زنان و جندر و توسعه» را ممنوع قرار داده‌اند.

ادامه

بازگشت؛ سرنوشت تلخ زنان افغانستانی

بازگشت برای خیلی‌ها تنها بستن چمدان و عبور از مرز نیست؛ یعنی خداحافظی با آرزوهایی که سال‌ها برایش جنگیده‌اند. واژه‌ای هراس‌آور است، چون معنایش بریدن از همه‌چیز، از دست رفتن آنچه ساخته‌ای و فرورفتن دوباره در تاریکی است. امروز سرنوشت بسیاری از مهاجران زن افغانستانی در ایران با همین واژه گره‌ خورده؛ «بازگشت».

ادامه

زنان افغانستانی:چرا جهان ما را نمی‌بیند

این نوشته که برای کانون زنان ایرانی ارسال شده؛ فریادی است که از دل تاریک‌ترین روزهای افغانستان برمی‌خیزد؛ صدایی جمعی از زنانی جان‌به‌لب‌رسیده که همچنان سعی می‌کنند زیر سایه‌ طالبان نفس ‌بکشند اما آینده خود را تاریک می‌بینند، از بی توجهی جهان نسبت به وضعیت زنان افغانستان رنجیده و حتی خشمگین هستند.
این زنان به دلیل تهدیدهای جانی نمی‌توانند نامی از خود ببرند، اما دردشان را به ما سپرده‌اند تا بازگو کنیم.

ادامه

بیانیه‌ فعالان زنان ایران در دفاع از مهاجران افغانستانی

در هفته‌های اخیر و در پی تجاوز اسرائیل، حکومت به‌دنبال بازسازی نوعی انسجام داخلی از طریق «دیگری‌سازی» است  و پناهندگان، مهاجران و ایرانیان افغانستانی‌تبار بار دیگر قربانی این فرافکنی سیاسی شده‌اند. سرکوب، به‌جای پاسخگویی و حرکت به سمت بازسازی امکان هم‌زیستی، مسیر همیشگی حاکمیت برای انحراف از بحران‌های ساختاری است.

ادامه

داستان عابده از غور؛ دخترکی از غور که نمی‌خواست زن سوم یک طالب شود

ر باغ‌های اردیبهشتی غور در افغانستان، عابده دختر نوجوانی بود با دلی پر از رؤیا؛ از زندگی، عشق و مادری. اما کابوس ازدواج اجباری با مردی طالب، همه چیز را در او سوزاند. این روایت، آتش زدن تن نیست، فریاد خاموشی‌ست علیه ظلمی که در افغانستان ادامه دارد.این داستان واقعی است.

ادامه

بار سنگین بر دوش زنان خانه‌دار افغانستان

سلامت جسمی زنان یکی از ارکان مهم توسعه اجتماعی و خانوادگی است، اما در افغانستان، به‌ویژه تحت حکومت طالبان، این مسئله به‌شدت نادیده گرفته شده است.

ادامه

زندگی یک زن افغانستانی: از ناامیدی تا امید

نه سال از ازدواجم گذشته بود که با گریه‌ها و اصرار فراوان توانستم همسرم را راضی کنم تا درس بخوانم. مدتی در انیستیتوت طلوع در قلعه فتح‌الله کابل، مطالعات اجتماعی خواندم. خوشحال بودم که بالاخره به آرزویم رسیده‌ام. تمام کارهای خانه مثل جارو کردن، پخت‌وپز، شستن ظرف‌ها و بچه‌داری را انجام می‌دادم و شب‌ها بعد از خواباندن سه فرزندم، درس می‌خواندم. می‌خواستم روزی استاد خوبی شوم.

ادامه

زرینه و آخرین رویای برباد رفته دختران افغانستان

کانون زنان ایرانی: پس از تعطیلی موسسات خصوصی آموزش پزشکی توسط طالبان، آخرین امید دختران افغانستان برای ادامه تحصیل نیز از بین رفت. داستان زرینه بازتابی از رنج‌ها، رویاهای بر باد رفته، و نبردی نابرابر است که دختران این سرزمین برای حق تحصیل و انتخاب با آن مواجه‌اند؛ روایتی از زندگی‌ای که زیر سایه اجبار و بی‌عدالتی فرو می‌ریزد :همگی گریه‌کنان با حالت غیرقابل توصیف از صنف‌ها (کلاس‌ها) و سالن به‌طرف دروازه (در) پوهنتون (دانشگاه) رفتیم. تا به‌طرف خانه برویم، دست و پاهایم بسیار می‌لرزیدند. درد شدیدی در قلبم احساس کردم و همه جا دور سرم می‌چرخید. تنها چیزی که یادم هست، صدای بیییییییییینگ و بعد سیاهی و دیگر هیچ.

ادامه