زنی که در قابی بی صدا در هرات تیر خورد

روایتی شخصی از مواجهه با تصاویر بازداشت و سرکوب زنان در هرات

قصه زنان

نرگس جعفری

کانون زنان ایرانی

این یادداشت را یک دختر جوان و قصه‌نویس افغانستانیِ مقیم ایران نوشته است؛ روایتی شخصی از مواجهه با تصاویر بازداشت و سرکوب زنان در هرات، ترسِ زندگی زیر سایه طالبان و شجاعت زنانی که با وجود همه خطرها، صدای اعتراض خود را خاموش نمی‌کنند.

نوشته ‌اش را در ادامه می‌خوانید:

حالا که اینترنت‌های بین‌المللی دوباره وصل شده‌ و این حس خوب را داشتیم که بالاخره قرار است کمی از بار روانی روی دوشمان برداشته شود و بتوانیم دوباره خبرها و ویدیوهای کوتاه و بی‌ارزش این جهان را دنبال کنیم و برای چند لحظه کوتاه خوش باشیم، چیزی دیدم که من را در شوکی وحشتناک فرو برد.

چند روز پیش خبر بازداشت زنان و دختران در شهر هرات منتشر شد؛ اینکه بدون هیچ توضیح و دلیلی در خیابان‌ها بازداشت می‌شوند، مأموران طالبان آن‌ها را می‌زنند، با زور سوار ماشین می‌کنند و به جایی نامعلوم می‌برند. بعد از اینکه یکی دو روز این خبرها را در اینترنت دیدم، دیروز و پریروز انگار مردم هرات، به‌ویژه در منطقه جبرئیل ــ جایی که خانواده دایی من هم آنجا زندگی می‌کنند ــ به خیابان‌ها آمدند و اعتراض کردند؛ اعتراضاتی که در آن چندین نفر زخمی و کشته شدند.

بعضی از فیلم‌ها را که می‌دیدم، خیلی ناراحتم می‌کردند. با خودم می‌گفتم یعنی هیچ‌کدام از این آدم‌هایی که در خیابان هستند، نمی‌خواهند کاری برای این زن‌ها بکنند؟ برای زن‌هایی که جلوی چشمشان کتک می‌خورند یا با زور سوار ماشین می‌شوند؟

اما بدتر از همه، فیلم یک زن هم‌وطنم بود. زنی که از سر تا پا در چادر برقع پوشیده بود و کنار خیابان ایستاده بود. مأموران طالبان از کنارش رد می‌شوند و به او شلیک می‌کنند. زن، بدون حتی یک ثانیه تعلل، روی زمین می‌افتد و فیلم همان‌جا تمام می‌شود.
هیچ صدایی هم ندارد.
فقط تصویر زنی که چهره و هویتش معلوم نیست و در یک تصویر صامت، دور از همه صحنه‌هایی که در فیلم‌های وسترن، جنایی، پلیسی یا هیجانی دیده‌ایم، تیر می‌خورد؛ تیری واقعی. و روی زمین می‌افتد.

الان که دارم این متن را می‌نویسم، هنوز به این فکر می‌کنم که آن زن در آن لحظه چه حسی داشته است. آیا خانواده‌ای دارد؟ آیا صبح، وقتی از خانه بیرون آمده، به اعضای خانواده‌اش گفته که شاید تیر بخورد و دیگر نتواند به خانه برگردد؟

به این فکر می‌کنم که زن‌های دیگری که آنجا بوده‌اند، بعد از دیدن این صحنه چطور با ترس و آرام‌آرام راهشان را کشیده‌اند و رفته‌اند. اما من چه کسی هستم که بخواهم آن‌ها و رفتارشان را قضاوت کنم؟

احتمالاً اگر من بودم، شاید حتی برای اعتراض هم از خانه بیرون نمی‌رفتم و می‌نشستم تا ببینم آخرش چه می‌شود. احتمالاً آدم‌های زیادی در افغانستان هستند که مثل من فکر می‌کنند. همین می‌شود که ما از اینجا می‌گوییم: «چرا کسی اعتراض نمی‌کند؟ چرا مردم در برابر طالبان ساکت‌اند؟ انگار مشکلی ندارند و راضی‌اند.»

اما نه… شاید فقط می‌ترسند.

از اینکه در عرض یک ثانیه کشته شوند و در ثانیه بعدی فقط جسم بی‌جانشان روی زمین بماند؛ به این جرم که می‌خواهند زندگی کنند و از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود برخوردار باشند.

احتمالاً به این فکر می‌کنند که اگر اتفاقی برایشان بیفتد، چه کسی قرار است از خانواده‌شان محافظت کند؟ چه کسی قرار است در این اوضاع سخت اقتصادی افغانستان، نانی برای سفره‌شان فراهم کند؟

شاید به هزار چیز دیگر هم فکر می‌کنند و در نهایت تصمیم می‌گیرند در خانه بمانند و منتظر باشند دیگران کاری بکنند یا تصمیمی بگیرند.

به این هم فکر می‌کنم که چند زن دیگر، در ایران و افغانستان، تیر خورده‌اند و هیچ‌کس لحظه سقوط و مرگشان را ندیده است.

اما باید بگویم آدم‌هایی که با وجود همه این اوصاف تصمیم می‌گیرند صدایشان را بلند کنند و به خیابان بیایند تا اعتراض و مخالفتشان را نشان دهند، آدم‌های بسیار شجاعی هستند؛ فرقی هم نمی‌کند در ایران باشند یا افغانستان.

مهم این است که شجاع‌اند. بار کم‌کاری دیگران را هم به دوش می‌کشند و دو برابر فریاد می‌زنند تا سهم یک هم‌وطن دیگر را هم ادا کنند.

شاید من الان از اینجا کار چندانی برای کشور و هم‌وطنانم نتوانم انجام بدهم، اما همین که شب‌ها از این درد خوابم نبرد، همین که تصویر آن زنِ بی‌صدا از جلوی چشمم کنار نرود و بتوانم این حس‌ها را به نوشته‌ای تبدیل کنم تا شاید فقط یک نفر که از درد مردم من بی‌خبر است، باخبر شود، از هیچ کاری نکردن بهتر است.

لایک کردن یک پست حمایتی، گذاشتن یک کامنت برای اینفلوئنسر ایرانی که از مردم من حمایت کرده، دعا کردن یا هر کار دیگری که از دست تک‌تک ما برمی‌آید، شاید کوچک به نظر برسد؛ اما باید انجامش بدهیم تا بتوانیم همچنان به روزهای روشن کشورمان امید داشته باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.