سوگ ِخواهر و نقد زبان امپراطوری
(متن پیش رو روایتی تکاندهنده حنان حبشی از تجربه زیسته، سوگ خواهرش ریهام، نقادی نحوه بازنمایی فاجعه غزه در رسانهها و زبان آکادمیک و نقد ساختار زبان مجهول در پنهان کردن عاملان جنایت است.)
ادامه(متن پیش رو روایتی تکاندهنده حنان حبشی از تجربه زیسته، سوگ خواهرش ریهام، نقادی نحوه بازنمایی فاجعه غزه در رسانهها و زبان آکادمیک و نقد ساختار زبان مجهول در پنهان کردن عاملان جنایت است.)
ادامهسپیده
دم
نمی زند
زِ خشمِ اشک هایِ تو
بمب
سه بار می گزد
بهارِ پاکِ کوچکت
حکایت من حکایت مادری است که فرزندش را در ببیی کمرا (baby camra)میبیند. فرزندم کتک خورده، پایش شکسته اما من نیستم.
ادامهآنقدر کبری فدوی، خواهر فاطمه؛ یکی از قربانیان موشک تاماهاوک آمریکا نکات و جزییات مهمی از آثار این حمله عمدی آمریکا به میناب برایم گفت که هرکدام میتواند یک تیتر و لید باشد…
ادامههیچگاه معنای این جمله: «شاید هر وداعی وداع آخر باشد» را اینگونه با تمام قلبم احساس نکرده بودم تا زمانی که کبری فدوی که خودش معلم مدرسهای در میناب است، از آخرین دیدارش با خواهر شهیدش گفت…
ادامهاین قطعه را نخستین بار روی مجموعهای از عکسهای قربانیان سربرنیتسا در صفحۀ تاریخ بوسنی در اینستاگرام دیدم. تازگیها، ۱۱ جولای، سالگرد آن جنایت هولناک بود…
ادامهو کوریِ چشمها را باید شُست و کنار گذاشت
از قلبهای فرسودهتان
غمی هم باقی مانده؟
چه غمانگیز!
تفالههای تنهایی
با چشمهای تا حدقه باز
و آرزوی خشمی بی سر و ته
نه در زندگیِ پرخونِ اسرائیل
نه در شکمِ صابون زدهی آمریکا
جایی ندارید
جمع کردن تکههای پراکنده ذهنم از میان آوارهای چند ماه گذشته سخت است. تو تنهایی و هنوز صدای برخورد لاستیک خودروهای اتوبان با دستاندازها، قلبت را پاره میکند.
ادامهاحیای «اسطوره آریایی» در ایران، پدیدهای نگرانکننده و خطرناک در چارچوب ایدئولوژیها و جنبشهای سیاسی ملیگرای افراطی و فاشیستی در دوره معاصر است که بهویژه در داخل ایران و میان ایرانیان خارج از کشور (دیاسپورا) دیده میشود.
ادامهامروز ایران در شرایطی قرار دارد که جنگ، حتی اگر مستقیماً در همه نقاط کشور حضور نداشته باشد، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
ادامه