قصه زنان؛با من از کوچ نگو
اتاق کوچک است و کف آن با یک موکت ملهای رنگ فرش شده است. در کنج اتاق کوچک یک مبل دو نفره ی کهنه و یک تلویزیون ۲۱ اینچ هم روی میز چوبی پوسته پوسته و رنگ و رو رفته قرار دارد. فضای اتاق بسیار کوچک است؛ به طوری که ما فشرده و نزدیک به هم مینشینیم و زن جوان و دخترکش روبروی ما مینشینند. پشت میز تلویزیون یک در سفید چرکین دیده میشود. مادر میپرسد آن یک اتاق هم از برای شماست؟ میگوید نه آن اتاق برای گاوهاست؛ حاجی در آن را بسته است و این اتاق را به ما داده تا در آن زندگی کنیم؛ در این اتاق هم قبلا گاوها نگه داری می شدند؛ حالا تمیز کرده ایم و خودمان در آن زندگی می کنیم. این وسایل را هم حاجی برایمان آورده است.
ادامه









