شعرزنان/”سنگر جای خودارجاعی نیست “

و بند آخر، صورت مسموم “تنهایی” بود روی شانه ی چپم
که باید گره میزدم با روزهای تلخ

دلتنگی ، شانه به شانه شد
دستش ،خنکای بالش را برد زیر عصری از رگبار
چتر که نبود
تنگِ دوتن خیس بود مصداق هتلی از ارگ قدیم
کِل کشیدند
قطره ای اشک درشت افتاد روی پادری
مادر اخمش را پیچید توی کوچه
کسی بغض نکرد

ادامه

مشاهدات مردانه از تحولات زنانه

این نوشته جستاری پراکنده، مشاهده محور، تجربی و گونه ای اندیشیدن با صدای بلند است. نحوه ای مواجهه با مساله از جایگاه خود به جای جایگاه بالا و به جای دیگری. مواجهه ای که برخلاف کلیشه های رایج از مداخله گری مردان فمینیست، به جای سخن گفتن از موضع گیری، روایت گر است ، روایتی  که تعمیم دهنده نیست و به عنوان یک دریافت شخصی بیان می شود و از این رو می تواند صادقانه تر و برابری خواهانه تر باشد

ادامه

ما معیار نیستیم!یک غلط تحلیلی و رویکرد تقابلی در مسائل زنان

یکی از مغالطه‌هایی که زیاد می‌شنویم این است که «چون ما توانستیم و موفق شدیم، دیگران هم می‌توانند. اگر موفق نمی‌شوند بخاطر کاستی‌ها یا تلاش اندکشان است.»
‏هربار در موضوع زنان همیشه زنانی هستند که چنین می‌گویند یا باور دارند «ما هم در این جامعه زیست می‌کنیم اما تبعیضی نمی‌بینیم»؛ یا اینکه «یعنی همه مردان مگر رشد کرده‌اند که انتظار دارید همه زنان رشد کنند.»

ادامه

 بیم و امیدهای یک دختر افغانستانی؛ این شب چقدر دراز است

بعضی دختران در آرایشگاه‌ها مشغول کار شدند و بیشتر دیگر در کارگاه‌ها و خیاطی‌ها مشغول به کار شدند و بعضی‌های دیگر از طریق آنلاین آموزش می‌بینند، در همان سال بود که آرایشگاه‌ها هم بسته شد و طالبان گفتند آرایش برای زنان حرام است و در خیابان‌ها ماموران امر به معروفشان را گذاشتند که هر دختر بی حجابی را دیدید به آنها تذکر بدهید در همین زمان بیکاری بود که در صفحات مجازی با یک مدرسه آنلاین آشنا شدم به نام مکتب مرضیه، از هدف به وجود آمدنش تحت تأثیر قرار گرفتم صنف (کلاس) های جالب و خوبی داشت و آرزوی من همیشه این بود که یاد بگیرم که چطور جهان خودم را داخل برگه‌ها خلق کنم و این برایم فرصت خوبی بود، حقیقتاً بهترین اتفاق امسال برایم همین بود در این مکتب با دوستان خوب زیادی آشنا شدم اگرچه با تک تکشان فاصله زیادی دارم اما با همه‌ی شان به خوبی ارتباط گرفتم و توانستم از استاد عالی‌ای آموزش ببینم و بفهمم هدفم برای آینده چیست؟

ادامه

نوروز امسال یک زن افغانستانی در کابل

این نوروز برای مقابله با ناراحتی، ناامیدی، احساس تلخ شکست و نابودی برای خودم لباس نو دوختم، از فروشگاه‌های آنلاین سمنک (سمنو) خریدم، هفت میوه آماده کردم -برای شب سال نو سبزی چلو پختم و آرایش کردم، روز سال نو هم رفتیم بیرون  از شهر (قرغه) هوای کابل سراسر بهاری بود با نسیم دل‌انگیز کوه‌ها و تپه‌های پغمان.

ادامه

چرا شکایت از متجاوز برای زنان سخت است

پویه مددی:زنان قربانی تجاوز، تمایل بسیاری به محکمه متجاوز خود دارند اما متاسفانه برخورد خانواده، حفظ آبرو و اینکه از نظر عرف و جامعه خود زنان متهم می شوند که سهل انگاری کرده اند و بیشتر مواظب خودشان نبوده اند و چرا لباس خاصی را پوشیده اند تا باعث آن اتفاق شوند.  زنان قربانی تجاوز در چندین جبهه باید بجنگند دستگاه قضا را مجاب کنند که قربانی یک تجاوزند، به خانواده تفهیم کنند که تقصیری در این ماجرا ندارند.

ادامه

برای این بهشت اجباری

مرجان زهرانی:ما می‌خندیدیم و می‌ترسیدیم. مثل همین روزها که می‌ترسیم، گریه می‌کنیم و باز لبخند می‌زنیم.
حالا بعد از این همه سال دوشنبه و چهارشنبه‌های دبیرستان آنقدر در ذهنم عقب رفته که شاید جا به جا نوشتم‌شان، نمی‌دانم؛ اما چیزی که از یادم نرفته ترس‌هایی‌ست که در دل ما کاشتند.
ترس‌هایی شبیه آویزان شدن از مو در حالی که زیر پای‌مان دیگ آب جوش است و شعله‌های آتش دورش. هنوز هم این تصویر را مطابق آن سال‌ها مثل یک انیمیشن هولناک در سر دارم.

ادامه

آینده تاریک زنان افغانستان زیر سایه حاکمیت سیاه طالبان

معصومه مهاجر:طالبان به عنوان یک گروه تندرو در کمتر از دو سال حاکمیت نامشروع شان ۴۰ فرمان زن ستیزانه را در افغانستان صادر و اجرا کرده اند

ادامه

مکتب مرضیه؛داستان یک مدرسه آنلاین و دانش آموزان افغانستانی اش

آزاده صادقی:در افغانستانِ بعد از طالبان، زنان علاوه بر دست و پنجه نرم کردن با قوانین ناعادلانه، با فشار خانواده هم مجبور به ترک تحصیل و انصراف از فعالیت‌های اجتماعی می‌شوند. خانواده شیوا پیش‌تر با درس خواندن او هیچ مشکلی نداشتند، حالا اما با آمدن دوباره طالبان، تمایل آن‌ها برای ادامه تحصیل دخترشان کمرنگ شده. «خانواده‌‌ام می‌گویند آخر اینجا که به جایی نمی‌رسی، ما هم بودجه نداریم بفرستیمت جایی. باور کنید خیلی از دخترانی که دیگر مثل ما حق تحصیل ندارند مجبور به ازدواج می‌شوند. عاقبت خانواده‌ای که در آن علم و فهم و آگاهی نباشد، تربیت یک نسل کور است.»

ادامه